اسما ال علی در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶ - در پند و اندرز و معراج حضرت ختمی مرتبت:
از عشق ساز بدرقه پس هم به نور عشق از تیه لا به منزل الا الله اندر آ
تیه لا : اضافه تشبیهی ، نیستی ( مشبه ) مثل بیابانی ( مشبه به ) از لحاظ خالی بودن و بیهوده بودن
عاشق باش و عشق رابدرقه راه خود کن و با همین عشق است که میتوانی از سرزمین و بیابان لا و نیستی بیرون بیائی و به یگانگی خداوند و توحید برسی
اسما ال علی در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶ - در پند و اندرز و معراج حضرت ختمی مرتبت:
بیت 1
· تعریف استعاره : عاریه خواستن لغتی به جای لغت دیگر به علاقه مشابهت.(به شرط وجود قرینه )
1- پنج نوبه کوفتن استعاره از نماز خواندن است یعنی نماز خواندن (مشبه )از لحاظ اظهار قدرت نمودن (وجه شبه )مانند پنج نوبت کوفتن طبل قدرت پادشاهان (مشبه به )است . بنابراین در این تشبیه فقط مشبه به ذکر شده است آن را استعاره نوع اول یا استعاره مصرحه میگویند
*
اضافه تشبیهی : در این نوع اضافه ، مشبه و مشبه به به هم اضافه شده باشند و ادات تشبیه و وجه شبه محذوف است
اضافه استعاری : درواقع استعاره نوع دوم است که مشبه +یکی از ملائمات مشبه به آمده باشد مثل دست روزگار که روزگار را به انسانی تشبیه کرده که دست دارد
اضافه اقترانی : این نوع اضافه کاملا شبیه اضافه استعاری است با این تفاوت که معنی به قصد اینکه در بین اضافه قراردارد مثل دست ارادت که دست را به قصد ارادت دارز میکند
2- ملک لا: اضافه تشبیهی است ، توحید (مشبه ) مثل سرزمینی (مشبه به ) است از لحاض گستردگی (وجه شبه )
3- دار لا : اضافه استعاری ، توحید ( مشبه ) مثل سرزمین است (مشبه به محذوف که نشانه ملک ،داراست که آمده است )
4- چهار بالش وحدت : اضافه تشبیهی ، وحدت یعنی نشانه قدرت و آرامش (مشبه ) مثل چهار بالش پادشاهان (مشبه به )است از لحاظ احساس قدرت نمودن ( وجه شیه )
معنی بیت
ای کسی که در سرزمین توحید پنج بار نماز میخوانی و اعلام قدرت می نمائی. لا که نماد توحید است تو را به آرامش می رساند و احساس قدرت می نمائی و باور وحدانیت خداوند تو را به آرامش میرساند
محسن در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
با سلام وعرض ادب خدمت همه دوستان . بیت آخر با (چه ارزد)نیز آمده است که به نظرنزدیکتر است. باری میخواستم عرض کنم معانی بسیاری از ابیات قابل درک عموم نیست . بلکه بسیاری از خواص نیز جز با عوالم مکاشفه معانی انرا در نیافته اند. مانند معنی (رندی) که معانی مستتر از آن بسیار پیچیده و غیر قابل طرح است. لا اقل برای حقیر... الله اعلم
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۹ - پادشاهی فریدون و نامه فرستادن گرشاسب:
هرمز روز یا هرمزد روز یعنی پنجشنبه ،
محمد در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵۴:
از اینجا معلوم میشه مولوی شیعه بوده ؛ چون وقتی میگه "گردد پلید پاکی چون غرقه در غدیری" اشاره به یک حدیث شیعی است که میگوید وقتی وارد غدیر شوی تمام پلیدی ها از تو دور میشود !
همچنین در بیت بعدی اشاره به صاحب امیر بودن میکند که با غدیر هم قافیه است.در صورتی که تفسیر اهل سنت از واژه مولا در سخن پیامبر در روز غدیر به معنای دوست است و اهل تشیع تفسیر امیر میکنند.
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
علیرضا جان جالب گفتی رساله ای سهروردی در باب این همراهی خرد و حسن دارد
یوسف یاسی در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
خدا سه حرفه عشق هم سه حرفه
تفسیر این شعر هم تفسیر این سه حرفه
عزت زیاد
ع.اذانی در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
به نظر من مصرع اول بیت هشتم بدین شکل است. (الته نه این که شهریار اشتباه نوشته بلکه اشتباه تایپی است):
"سیزده را همه عالم بدر آیند از شهر"
ضمناً با ادای احترام به آقای دکتر جوادی، به نظر می رسد حسن نیز درست است چرا اینها صفات دوران زندگی استاد از جوانی تا کهنسالی است و علم هم در هنر نهفته است.
محمد در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد:
به نظر بنده فقط برای ارامش بسیار مفید است زیرا ما در طول زندگیمان همواره در قضاوت غلط هستیم و شرلیط دیگران را درک نمیکنیم
ناشناس در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۴۱:
بسیار زیباست
محمدرضا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
به نقل از هوشنگ طیار ، از شاگردان و دوستان شهریار :
بهجت آباد سابق بر این تفرجگاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش آنجا میرفت. بعد ازاینکه دختر ازدواج میکند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا میرود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو میشود و این غزل را آنجا میسراید:
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۲ - دیدن گرشاسب بر همن رومی را و پرسیدن ازو:
کازه یعنی کپر و فارسی است البته همین کلمه به انگلیسی تلفظ نزد یکی دارد اما کازابلانکا یعنی خانه سفید و کازا یعنی سفید و فارسی است بلانک یعنی سفید و به فرانسه بلانش و بلک به فارسی و black به انگلیسی هم در این داستان واردند
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۱ - رسیدن گرشاسب به قرطبه:
ستودان یعنی مغاک و گور پیوندی با ستودن که مدح باشد و در مراسم ترحیم هست ندارد بلکه ستودان همان استودان یعنی استخوان دان است یعنی جایی که تن ها را برای خورده شده به پرندگان شکاری میسپاردند چون به مرده نمی بایست دست زد و گر نه ششتار نسا واجب می شده ، ششتار غسل
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۱ - رسیدن گرشاسب به قرطبه:
غلیژن و غلیرن همان گل و لأی است
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۹ - برون آوردن شاه قیروان لشگر به جنگ:
بختی و بیسر اک شتر هستند
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۹ - برون آوردن شاه قیروان لشگر به جنگ:
بسباس به فارسی یعنی بی بها و ناچیز ویا به گفت اسدی نچیز و به عربی گیا هی است
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۶ - آگاهی شاه قیروان از رسیدن گرشاسب:
به اسانی و پیوسته بجای خسته کلمه سته را اورده یعنی ستوه
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۶ - آگاهی شاه قیروان از رسیدن گرشاسب:
دیوانه خود حکایتی دارد یعنی منسوب به دیو یعنی دیو که جن است، دیوانه می شود پیوسته به دیوان و جالب است در عربی هم از جن مجنون با معنی دیوانه ساخته شده است ولی به عربی جن اسم جمع است
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۹۶ - آگاهی شاه قیروان از رسیدن گرشاسب:
برای تنظیم کردن به فارسی کوک کردن و سازیدن و ساز دادن و ساماندهی و طراز یدن را داریم فکر میکنم ترازیدن بهتر باشد نوشته شود اما علامه با ط اورده است ، طرز هم باید ترز شود در نگارش
اسما ال علی در ۱۳ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶ - در پند و اندرز و معراج حضرت ختمی مرتبت: