گنجور

حاشیه‌ها

نادر بقالی در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۹ - حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی:

با سپاس از شما دوست عزیز و به امید روزی که مردم ما معنای واقعی دموکراسی را بدانند و برای بدست آوردن آن به پا خیزند.
با تشکر، نادر بقالی از سالزبورک / اتریش

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۴:

خوانده ام که خضر پسر خاله ذوالقرنین بوده ! و بنده ای صالح که هر جای بایر مینشسته سبز و خرم میشده و از اینرو خضر نام گرفته .خضر شاهزاده بوده اما به دنبال حکمت رفته و وقتی به پیامبری برگزیده شده هدایت ذوالقرنین را به عهده داشته ذوالقرنین هم عمری دراز داشته اما عمر جاویدان میخواسته که برای تحقق این مهم خضر و الیاس با او همراه میشوند و از چشمه آب حیات می‌نوشند اما ذوالقرنین ناکام میماند و قبل از سفر دوباره در میگذرد

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۶ - جان و تن:

خستن میشود مجروح شدن یا آزرده شدن

رضا در ‫۱۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵:

در مصرع دوم در جایی جان را به جای نان نشاندند :
گر درطلب گوهر کانی کانی
گر روز و شبان در پی جانی جانی
من فاش کنم حقیت مطلب را
هر چیز که اندر پی آنی آنی

شطیط در ‫۱۳ سال قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۴:

ثبت احوال اول نام خودش را درست کند

ناشناس در ‫۱۳ سال قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۴:

بامیه میشود فروزنده و بام به معنی سپیده دم و بامداد یعنی بخشیده فروغ و زدودنی نیست از خاطرم وقتی برای نام فرزندم بامداد را به اداره مربوطه دادم با واژه بی معناست و جمله اصلا چه معنی میدهد مواجه شدم

شکوه در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۴:

خاور خوروران بوده یعنی خور بران یعنی جایی که خورشید برده میشود (مغرب) و مشرق را خوراسان هم جایی که خورشید بالا می آمده .چه خوب میشد به جای مغرب و مشرق در کتب درسی خاور و باختر می نوشتند

شکوه در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۳:

دژ در اینجا قلعه است ولی دژ یا دش به ضم اول به معنی بد و زشت است چنانچه در دژخیم و دشمن داریم که در دانشنامه مزدیسنا دژخیم را بد سرشت و دشمن را بد اندیش و بد خواه گفته اند

شکوه در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۳:

ذوالاکتاف لقب شاپور به معنی صاحب دوش ها است چون کتف مهاجمان تازی را سوراخ و بند از آن رد میکرده و خسرو به معنی نیک نام بوده و معنی شاه گرفته بعدها

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷ - سودای دوست:

با سپاس امروز شاید چند ماه باشد که اینمایه OCR نشده باشد 1025 تا این ساعت از همه سپاس دارم برای همراهی و همتوشی و همکوشی!

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵:

رهی را رهیگ و بندگی را رهیگی دیده ام پیشتر ها ، در کتابی از جناب کزازی دیدم که رهیگ را نوشته بودند رسیگ بوده است پساتر .

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵:

خداوند و رهی در برابر هم امده اند خداوند یعنی مولا و صاحب و سرور و رهی یعنی بنده گویا رهیپروری هم در OCR امیر معزی دیدم .

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵:

ناسزا هم اینجا یعنی نادرست ، اسزا هم واژه ایست مانند اشایست یعنی نادرست و حرام ، ناسزاوار یعنی نامتناسب ،

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵:

کشی و گشی در فرهنگ استاد اسدی توسی نیکی و خوبی به نغزی است ، دلکشی هم به نگاه من شاید از کشیدن دل باشد شاید هم از همین کشی که جناب اسدی بزرگوار می فرمایند .

ا.س در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

سلام. میخوام بدونم بیت آخر چطور با ابیات بالا قافیه شده. -فی را قافیه است و بیت آخر شده زبان را. متشکرم

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱:

تنها صادق جان باید درباره نگارش کوشش همگانی باشد و در همکاوی و همسگالی بزرگان این تصمیم و رای گرفته شود و سپس به سودجست همگان نهاده شود . رویه فرهنگستان امروز هوشمندانه نیست هر چند کسانی در ان تلاش و کوشش می کنند اما سستی تصمیم گیری ها چندانمایه است که مردم معمول و نا استاد مثل خودم به اندیشه پاسداری از فارسی افتاده اند . این برای فرهنگستان خوب نیست کسانی که نام استاد دارند باید بیشتر بکوشند . این همه کتاب فارسی میانه و اوستایی ، کشوری که میلیون ها مهندس دارد باید اصطلاحات فنی را ترجمه کند، ایران هم اکنون بیش از سد هزار پزشک دارد ایا زمان ان نیست که پزشکی پارسی شود ؟ ایا اینکه اینها اصطلاح است بسنده است ایا ألمانی ها اصطلاح انگلیسی را بکار می برند ؟ یا خودشان دست از نوسا زی و جانپروری زبانشان نداشته اند؟

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱:

نگارش پارسی نیازمند بازبینی است چنانچه ما همه/ ز/ ها را مانند هم می خوانیم نوشتن انها با یک ز به نگاه من نوشتن ما را اسان می کند .ولی مردم به تباه شدن مرده ریگ نیاکانمان سخت واکنش می دهند ، گاهی فارسی با خط بابلی گاهی با میخی با عربی با سرلیک در تاجیکستان نوشته شده است نگارش پیوسته تغییر میکند . فارسی آرام و شکوهمند پیش می رود . شکوه فارسی در گرو شکوه مردمان امروز و دیروزش است سپاس ایزد را که امروز مردم ما باسواد تر و فرهیخته تر از همیشه هستند و برای بازبینی نگارش سزاوار تر شده ایم . روزگاری فارسی 48 واج داشته است خودش به ارامی و ارامیدگی انها را به شمار امروزش کاسته است ، کسانی هم که به بزرگواری در پاسداری از او کوشیده اند نام بلند کرده اند امروز خلیفه أموی حجاج یوسف را سفاک می گویند ولی انها که دبیران و نویسایان دوش را می شناسند نام زادان فرخ و مردان شاه را به فرهمندی و سختکوشی در پاس داری از پارسی یاد می کنند . نامت بلند باد و خامه ات نویسا .

دکترامین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱:

سرورم صادق برای نگارش واژه های غیر فارسی بهتر است انگونه که به فارسی روان تر است نوشته شوند بله شما درست می فرمایید زکریا بهتر است به انگلیسی و فرانسه هم نام ان بزرگوار Zachary است گویا Zachariah هم درست است به فرانسه می خوانند زاشاغی . سپاس برادر

صادق در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱:

امین جان، ذکریا غلط است؛ زکریا درست است. متأسفانه در سالیان اخیر، بسیاری از «ز» ها به غلط «ذ» نوشته می شوند.

صادق در ‫۱۳ سال قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲:

«رفتیم و ز پس باز ندیدم چو آب» درستش می شود «رفتیم و ز پس باز ندیدیم چو آب»

۱
۵۱۲۳
۵۱۲۴
۵۱۲۵
۵۱۲۶
۵۱۲۷
۵۷۶۰