امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را:
از دیگر لغت های به همین معنی پرویزن است و نیز موبیز و نیز گربال .
ح. شمس در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
درمصراع اخر قبل از بتکده به نظرم ( ان) ازقلم افتاده است
mohammad در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۲۵ - در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین:
سلام تورو خدا نسخه pdfروبرای تمام اشعار روبزارید ممنون
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۲ - به اقرار آوردن معاویه ابلیس را:
مخنث می شود هیز و فارسی است و حیز غلت ( غلط) است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن:
برای برق لغت بیر را هم داریم گویا ابوشکور به کار برده است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۶ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را:
از گره لغت گرهگاه را داریم برای نقطه عطف و نیز بزنگاه لغت مناسبی است
.M.FAHIM در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱:
گنجور گرامی به سلامت باد
در این غزل یک مصراع به مصراع دیگر رفته است که صحیح آن چنین است
مطلع غزل
**
بر سنگ زد زمانه ز بس ساز آشنا
در سرمه گرد میکند آواز آشنا
**
تا آخیر همین قسم اشتباه تاتپی رخ داده است
سیاوش در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:
تا پاک کنند گیتی از یک دیکر ->دیگر(ممکن است اینگونه باشد)
سیاوش در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۱:
فکر میکنم در مصرع اول بیت دوم "که" اضافه تایپ شده است... .
---
پاسخ: با تشکر تصحیح شد.
ایراندخت در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۰ - نشستن بهرام روز چهارشنبه در گنبد پیروزه رنگ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم پنجم:
این پان ترکها اگر دست خودشان بود، زبانم لال خدا را هم ترک می کردند، بلغار که دیگر جای خود دارد!!!!
.M.FAHIM در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:
بهار حسرت ما زحمت خزان نکشد
شکستگی نبرد رنگ آرزوی ترا
قافیه در مجموع ترا می باشد
روی ترا ، موی ترا ، خوی ترا ، ........ آبروی ترا
باز هم از گنجور گرامی جهان سپاس که این گنجینه را بدسترس عزیزان شعر و هنر گذاتشته یک جهان ممنون سلامت باشید
رضا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
آفرین بر رادین خیلی خیلی خیلی زیبا این بیت حضرت حافظ را تفسیر کرده واقعا از این بهتر نمیشه.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را:
میتین به فارسی پتک است و به عربی همان مئه که سد است و مئتین یعنی دوسد !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعامالله:
محسن جان نه مولانا استاد اخلاق است برای خود علی ابن ابی طالب ع هم وقتی چشم درد گرفت استادی ار جندی شاپور خواستند که به مدینه برود و ایشان گفت من خوش نمی دارم کسی برایم چنین راهی بیاید .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:
البته اشتباه هایی در نگاهش به کیهان هست و این اشتباه ها با هر نگاه خردستیز و فراخرد دیگری هم ممکن است پیش بیاید . ولی این دشواری در خود فراخرد است که گاهی خردبرتاب نیست و لی هدیه مولانا به دیگران نگاه نرم و مهربانی است که به خدا وند و آغازگر و سامانگر هستی دارد و این ستیزی که با سیخ داغ و میل اهنی که به زیر استین ما خواهد شد دارد و این بسیار زیباست و ادم را به شوق می اورد ! ولی اگر سیخ داغ و میل داغ حق باشد کارمان ساخته ست سید ! انچه که من می بینم این است که برای رضای خدا کمتر نظر پزشکی ای داده که به دانش امروز کودکانه نباشد از خود حجامت بگیر تا اخلاط و بجز ان !
محسن مخابری در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعامالله:
نور از آن خوردن نشد افزون و بیش
بل همان سانست کو بودست پیش
در اثر افزون شد و در ذات نی
ذات را افزونی و آفات نی
------------------------------------
آیا این همان چیزی نیست که بعدها به نام قانون بقای ماده و انرژی شناخته شد؟
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را:
البته منظورم نوشتن دیوان و دربار بوده است . وگر نه عربی شعر های از دیر باز داشته که به خط های دیگری نوشته می شده است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را:
نخستین کوشش های عربی برای نگاشته شدن در دوره امویان بوده که شخصی صالح نام و از بندگان و اسرای سیستان بود به فرخ زادان گفت من دیوان را به عربی بر می گردانم ، و فرخ زادان گفت این شدنی نیست زیرا واژگان بسنده ندارد و خطی خوب نه ! و از صالح پرسید که بگو به عربی وید را چه می نویسی ؟ صالح گفت می نویسم أیضاً و ما اکنون وید را نمی دانیم و أیضاً را از بریم ! گفت دوسد ( دویست ) را چه می نویسی ؟ گفت میتین ! زادان گفت خدایت ریشه برکناد که ریشه فارسی برکندی ! بهر سو مردان شاه و زادان فرخ و دبیران که در صدر اسلام دیوان را به فارسی می نوشتند بر کنار شدند و گروهی دیگر با گرایش به عربی نویسی روی کار امدند و کلمات باب میل دبیران جدید فارس نوشته شد . و البته فارسی تا امروز که می نویسم شکوفاتر شده است و عربی نیز به تکامل رسیده است . ولی ماجرای نان خوردن همچنین باقی است !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را:
من رویهمرفته نگارش را گفتگوپذیر و مشکوک می دانم .
شهریار۷۰ در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸: