گنجور

حاشیه‌ها

مهران در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » ساغر هستی:

با سلام
این شعر رو با صدای جاویدان مرحوم هایده در تصنیف "آزاده" که اولین تصنیف رسمی ایشون هست گوش بدید. تنظیم این اثر توسط استاد علی تجویدی انجام شده و در خاطراتش نوشته که رهی که اون زمان درگیر سرطان بوده از اجرای هایده بسیار لذت برده و شخصا بر ضبط این تصنیف نظارت داشته.اجرای هایده خیلی دلنشین تر هست تا صدای علیرضا قربانی که طی 3 سال اخیر خیلی از تصنیف خوانی های مرحوم هایده رو بازخوانی کردن.
باز هم منکر لطافت و صلابت صدای آقای قربانی نمیشوم

محمد حسین خورشیدی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۵:

لت دوم از پاره ی ششم " که یارست یا او نبرد آزمود " نادرست است . درست این لت باید چنین باشد " که یارست با او نبرد آزمود " یا در میان لت باید " با " باشد . یعنی چه کسی یارای نبرد با او را دارد .

جمشید پیمان در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:

بیت اول و سوم این غزل ( روا آن است که جای بیت های دوم و سوم عوض شود)به نظر من تبیین و تشریح پیام ارزشمند زرتشت است: پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک. در بیت ششم با نگاه جبر گرای حافظ مواجه می شویم. او همین نکته را در جای دیگر اینگونه تبیین می کند: فلک به مردم نادان دهد زمام مراد/ تو اهل دانش و فضلی، همین گناهت بس! به نظر من بیت هفتم این غزل نباید در این غزل جائی بیاید.این بیت منطقن با مضمون و مفهوم سایر بیت ها در تناقض است. بویژه با بیت های اول و آخر . حافظ اینهمه زحمت کشیده و نکته های عرفانی و حکمت آمیز آورده است که بگوید او و دیگرانی مانند او ( غزل را با مــــــا آغاز کرده است) بد نمی گویند و بد نمی اندیشند و میل به بد نمی کنند و عیب درویش و توانگرا به کم و بیش را بد می دانندو .... و بخصوص در بیت آخر صریحن درس مدارا با خصم را می دهد. اما ناگهان در بیت ماقبل آخر همه ی گفته هایش را نادیده می گیرد و جامه ی کسی را سیاه می کند و حسود را احمق می نامد( عیب گفتن از این واضح تر هم می شود؟). من باور دارم این بیت الحاقی است ولو در قدیم ترین نسخه هم آمده باشد. در غیر اینصورت باید پذیرفت که حافظ در این غزل واعظ نا متعظ شده است!

علی زاهد پور در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۶۶ - خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین:

با سلام
شش بیت مانده به آخر یک غلط املائی رخ داده است.
در مصراع دوم آمده: «و تن همه طمطراق ...» درست آن «وین ...» است.
در چهار بیت مانده به آخر، در پایان مصراع نخست، به جای «پست» باید نوشت: «زیست».

بی سواد در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۳:

جناب احمد نذیر
بی گمان بلخی اهل بلخ بوده است ، اما بلخ خود بخشی از کدام کشور بوده است؟؟
ممکن است مانای واژه افغان را برای ما روشن فرمایید؟

سمیه در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام:

پدرم رو در 12 سالگی و مادرم رو در 32 سالگی یعنی ماه پیش از دست دادم هیچوقت فکر نمیکردم مادرم رو آنقدر زود از دست بدم هیچ وقت دلتنگ پدر نشدم چون مادرم مثل کوه پشتم بود اما الان سرگردون هستم مادرم همه ی هستی من راحت بخواب من هستم و برادرام رو سروسامون میدم بهت قول میدم دخترت مثل خودت محکم و استوار از پس مشکلات بربیاد.برام دعا کن و از خدا بخواه به من توان بده دستت رو می بوسم بهترینم

فرهنگ در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن:

در مصرع اول از بیت آخر ضمیر (ما) جا افتاده درستش
میشه: در من و ما سخت کردستی دو دست

امیر در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۹:

در کتاب قرآن سال هفتم اینطور نوشته شده
با بدان کم نشین که صحبت بد. گرچه پاکی تو را پلید کند
آفتابی بدین بزرگی را. لکه ای ابر ناپدید کند

مهرداد در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۷:

این شعر کاملا اشتباه هستش. سعدی در عروض و استفاده از کلمات ساده شهره عالم هست.
نه بر اشتری سوارم نه چو خر به زیر بارم
نه خدای رعیتم من نه غلام شهریارم
غم موجود و پریشانی معدوم ندارم
نفسی میکشم آسوده و عمری به سر آرم
و در بخش بعدی
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون روز بشد بمرد و بیمار بزیست
خواهشا تصحیح بشه

روفیا در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:

در کار یار باش که کاریست کردنی
...

علی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳:

بیت چهارم "وگرنه "اشتباه است و وزن شعر خراب می شود و به نظر بنده "ورنه "صحیح می باشد

رضا در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی:

تا حدث در گلخنی شد نور یافت
در گذشته از فضولات انسانی و حیوانی برای گرم کردن آب حمام استفادده می کرده اند.

پیمان در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:

بسی جای حیرت است که غزلی به این زیبایی، روانی و پر نغز را بخوانی و بعد حاشیه بزنی که منظور از جلال الدین وزیر فلان شاهک بوده است.
ای وای من، ای وای من، ای وای من.
غزل فریاد میزند: ورق ساده و عیش از بخت خدا داده بکن، ورنه خون خوری. شاه شجاع کیست که وزیرش که باشد؟!!
از جلال الدین به غیر از رومیش هیچ کس را حافظ منظور نیست.

مسعود قائم مقامی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):

در بیت بیست ودوم ودرمصرع دوم بجای کن بایستی کان اورده شود تو گوهر بین واز خرمهره بگذر ز طرزی کان نگردد شهره بگذر باتشکر

جاستیس در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۰ - ای گربه:

این شعر در اون خفقانی که مردم همیشه در صحنه ایران که فرهنگ استعماریشون به درجات بالای جهانی رسیده بود توسط پروین سروده شد. وقتی که شاعر زنی نتواند با معشوقه اش به راحتی سخن بگویند و بعد از این هم فروغ به همین شکل. بله ما همچین مردمی هستیم. چرا عکس با حجاب پروین را در گنجینه اش گذاشتید؟ همه چیز بوی گند میدهد

روفیا در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

For god's sake
...
این معنای به خاطر خداست!
به خاطر خدایی که زیبایی را می فهمد و خریدار آن است :
مشتری علم تحقیقی حق است
دایما بازار او با رونق است

روفیا در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:

می یابد محسن سعید زاده گرامی
می یابد!
صبور باید بود و کاوشگر، فراوان نیست ولی هست، چون بلبل آوای عشق را بی دریغ باید سر داد، سرانجام کسی خواهد آمد که خریدار این نواست، قدرش را میداند و بهایش را می پردازد...
محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
اگر آواز عشق نمی توانی بخوانی، اگر تعلیم آواز ندیده ای، لااقل در کنسرت های خوب حاضر شو، آوای عشق را بخر، خلاصه در بیزینس عشق باش، در کار داد و ستد عشق و حقیقت و زیبایی باش!
یا حقیقت را بجو و بیاب و زمزمه کن یا اگر دیدی و شنیدی آن را به پا دار...
حقیقت را عشق را بخر تا آن را زنده نگاه داری....
تا در گرد و غبار عالم غفلت گم نشود....
انصتوا را گوش کن خاموش باش
چون زبان حق نگشتی گوش باش
خطایی بر قلم صنع نرفته است! کیست که هیچکدام از این دو راه را نتواند برود؟ یا عشق عرضه کند یا خریدار عشق باشد؟ هر دو عشقبازیست!
جهان عشقست و دیگر زرق سازی
همه بازیست الا عشق بازی

روفیا در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

درود
یک سپاس گزاری به میترای گرامی برای ابیات زیبا و توضیح دلپذیر شان بدهکارم.
همینطور بذل توجه دیگر دلبندان.
داشتم با خود می اندیشیدم همه این مردن ها که درست و به جا فرمودید طریقه مردن را نشان می دهند، خضوع، خشوع، عبور، تسلیم، صبر همه از بروز های این مرگ نفس هستند، ولی اساسا از کجا نشات می گیرند؟
گویی همه از تظاهرات یک دیدار باشند، تا چشم به جمال و کمال یک بزرگ قهار و عدالت پیشه نیفتاده باشد خضوع و خشوع و صبر و... چه معنا دارد؟
چرا من باید از تمنیات درونی ام صرفنظر کنم، در جهانی که بیشتر زیبایی های من هرگز فهم نمی شوند اگر یگانه ای نیز نباشد که آنها را بفهمد و منظور کند، اصلا چرا باید زیبا باشم؟ چرا صبر پیشه کنم؟ در برابر چه تسلیم باشم؟ در برابر جاهلان؟
چه دور است از من و بزرگی من...
آخر به من یک مدل یونیورسال نشان دهید که من از روی او و به خاطر او
خود را بمیرانم!

بهزاد علوی (باب) در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه‌زن:

درود سروران گرامی
این قدر مسلم یکی از قوی ترین بیان های مشهود و مندرج در مثنوی است.
لفظ دولت اسلامی را هم به عقیده این حقیر در نهایت تنفر و دشمنی مستقیم با اسلام به این نامسلمانها چسباندند و از اسفاده از آن دوری میکنم
بیت قید شده (کار مردان ...) نیز در دفتر اول و داستان طوطی و بقال آمده و به آنجا تعلق دارد

آزاد در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:

جناب محمد در جواب شما که فرمودید 99 درصد شعرهای عاشقانه در وصف شاهد یعنی پسر زیبا و... است البته با ادبیات منزجر کننده خاص خودتان و دوست دیگری را به مطالعه ادبیات ارجاع داده بودید، لازم به ذکر است که اغلب عاشقانه های ما از بیژن و منیژه و لیلی و مجنون و وامق و عذرا و ویس و رامین و غزلیات حافظ(طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف...) و... در وصف عشق به یک زن سروده شده و زن از دیرزمان میترا تا حال معشوقه و دلبر و مقصود شعرا بوده است.
هرچند که کتمان نمیکنم افرادی چون کیکاووس بن طاووس و گاها سایرین نظری و منظوری با شیرین پسران و مغ بچه گانه داشته اند.

۱
۳۸۴۷
۳۸۴۸
۳۸۴۹
۳۸۵۰
۳۸۵۱
۵۷۵۴