روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
آنک ارزد صید را عشقست و بس
لیک او کی گنجد اندر دام کس
تو مگر آیی و صید او شوی
دام بگذاری به دام او روی
عشق میگوید به گوشم پست پست
صید بودن خوشتر از صیادیست
رنگارنگ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
و صید از پی صیاد دویدن عجب است؟؟
در شکارگاه عشق، عجب نیست،
نازها زان نرگس مستانه می باید کشیدو خارها از پای شکیب
روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست:
حظ کردم...
روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
قسمی زیرکست که به دنبال دام می گردد!
عشق می گوید به گوشم پست پست
صید بودن خوشتر از صیادیست
رنگارنگ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست:
وکم و زیاد است ،
و نیک و بد است
و غم و شادی است
و روز و شب است،
و زیر و زبر است
و زندگی ماست ، دوست جان
رنگارنگ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۷:
آ محسن،
سخت مگیر ، که سخت می گیرد جهان........
نظری است که قضا را راه به جایی میبرد مگر که به مصراع نخست مربوطش نکنیم، را هی کوتاه و آسان برای پختگی ، جامی و خلوتی ، ار دست دهد
روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست:
یا کم و زیاد دوست جان؟
رنگارنگ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست:
به گمانم خشک و تر است
طم و رم
رنگارنگ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
مرغ زیرک چون به دام افتد؟؟
نباید به دام افتد ار زیرک است
ور افتد که از قضاو قدر گزیری نیست
بردباریش باید، وگر صیاد بر سر رحم آید و از دامش برهاند!؟، بی سر زلف یار چه کند؟؟
گریز از هزارتوی عشق، ناشدنی است
روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست:
عقل تو قسمت شده بر صد مهم
بر هزاران آرزو و طم و رم
جمع باید کرد اجزا را به عشق
تا شوی خوش چون سمرقند و دمشق
طم و رم؟!
یعنی چه؟؟
روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
ماننده بار هستی میلان کوندرا
روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
تحمل چنانکه در عربی از ریشه حمل می آید به معنای برداشتن بار، در انگلیسی نیز هنگامی که می خواهند بگویند این موضوع بیش از حد تحمل من است می گویند :
I can't take it
یعنی من نمی توانم تحمل کنم، نمیتوانم این بار را بردارم!
برای وزن نیز بسان دشواری واژه تحمل در گویش پارسی به کار می رود و در انگلیسی نیز weight bearing به کار می رود، تو گویی وزن ناشی از جرم ماده ما چیزیست ناخوشایند لیک به ما تحمیل شده و ناگزیر از تحمل آن هستیم!
محمد ضیااحمدی در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
به نظر میرسد بیت اول طرف خطاب بمعاندین و احتمالا امیر مبازالدین محمد حاکم ظالم شیراز است که او نا آگاه و بی سواد وید ذوق شعری معرفی میکند
حامد در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » غزل ضربی (در ماهور):
در اجرایی که با صدای آقای ناصحپور و ساز استاد لطفی در آلبوم «به یاد درویشخان» انجام شده بیت آخر اینگونه خوانده میشود:
«به هر دو دست بر سرش بکوبد».
محمد ضیااحمدی در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۳:
این خط حذف شده " مرغک از ببضه رون آید و روزی طلبد
وآدمی زاده ندارد خبر و عقل و تمیز"
آنکه ناگاه ...... الخ
شمیم در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱- در مصیبت سیدالثقلین و فخرالکونین حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام گوید:
سلام علیکم
این اشعار برای بیان واقعه روز عاشورا به زبان ساده خیلی خوب نیست.
هدف از قیام عاشورا در این اشعار دیده نمی شود و فقط مظلومیت امام را نشان میدهد در بعضی ابیات هم شما امام را ناتوان می بینید
کسرا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:
اجرای ساز و آواز این شاهکار در برنامه ی 166 برگ سبز
محسن،آ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۷:
مشهور جان
انگشت در سوراخ مار کردی
با این مصرع من در آوردی ، آبروی خود بردی
صوفی و صافی ست
به سعدی درس مده
زبان در دهان ای خردمند چیست ، کلید در گنج صاحب هنر
،،
تا مرد سخن نگفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد.
رنگارنگ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست: