صلاح الدین بهروز در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱۸:
Sala:
روزها روزه گرفتن و شبها شب زنده داریه
نور در طریقت یعنی اینکه تصور کنی نور خدا درقلبت میریزن یک راه طریقته چون خدا رو صوفیان نور میدونن و مرحله اول ذکرشون باده ی بی جام نور خداست که در قلبشون ریخته میشه و بیت آخر اشاره دار که متشرعین صوفیان رو کافر میدونن
محمد محبوب در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۲:
معنی صورت گر نقاش ...
در این شعر خود مولا ناست خطاب به خودش بعنوان نویسنده مثنوی که در جای جای مثنوی بامثال و تمثیل سازی سعی بر تعریف و تشریح خداوند دارند اما همانگونه که در این شعر میگوید با تمام سعی و تلاشی که در این راه مبذول میدارد و سعی در تعریف درست و کاملی از خداوندگار دارد همواره باز تعریف و تمثیلهای خودش از خداوند را ناکامل و ناقص میبیند بطوریکه در بیت زیر این حس را بیان میدارد؛
وانگه همه بتها را در پیش تو بگدازم
در یک کلام اشاره به عدم درک انسان از صفات خداوند بوسیله نگاه انسان وار و مادیست
محمد محبوب در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۲:
معنی صورت گر نقاش ...
در این شعر خود مولا ناست خطاب به خودش بعنوان نویسنده مثنوی که در جای جای مثنوی بامثال و تمثیل سازی سعی بر تعریف و تشریح خداوند دارند اما همانگونه که در این شعر میگوید با تمام سعی و تلاشی که در این راه مبذول میدارد و سعی در تعریف درست و کاملی از خداوندگار دارد همواره باز تعریف و تمثیلهای خودش از خداوند را ناکامل و ناقص میبیند بطوریکه در بیت زیر این حس را بیان میدارد؛ وانگه همه بتها را در پیش تو بگذازم
در یک کلام اشاره به عدم درک انسان از صفات خداوند بوسیله نگاه انسان وار و مادیست
mhdbig در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
سرکار خانم سارا
منظور حافظ در بیت ساقی سیم ساق من گر همه دُرد می دهد/ کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی کند این است که محبوب زیبای من اگر به مستان فقط دُرد که تفاله ی شراب و بسیار تلخ و در عین حال بسیار سکر آور است می دهد همچنان همگان با تمام وجود آن را پذیرا می باشند و در این بیت از استفهام انکاری استفاده شده
روفیا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:
درود میکاییل ساحلی گرامی
سعدیا راست روان گوی سعادت بردند
اینجا گویی گوی سعادت بردن یعنی گوی سعادت را در میدان از حریف ربودن، یعنی کسانی که طریق راست را پیمودند گوی سعادت را ربودند.
سخنی از چوگان به میان نیامده است.
لیک آنچه مولانا میفرماید قدری با این معنا متفاوت است :
آن کس که این چوگان خورد گوی سعادت او برد
اینجا مولانا از مقام گوی در برخورد با چوگان می گوید، چوگان در ادبیات استعاره از تقدیر و گوی استعاره از کاینات و هر چیزی که تقدیری دارد :
حافظ می فرماید :
گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم
گفت آن می کشم اندر خم چوگان که مپرس
یعنی گفتم احوال فلک را بپرسم که در علم طالع بینی تعیین کننده سرنوشت است، گفت مپرس که ما را هم به چوگان تقدیر میزنند!
مخلص کلام چوگان نیروی قهار جهان و گوی مقهور است، چوگان می زند و گوی می خورد!
مولانا میفرماید در کتک خوردن از چوگان جهان سعادت نصیب می شود، لیک آنکه چوگان می خورد گوی است و چگونه است که گوی گوی سعادت می برد؟!
...
گمان می کنم که مولانا اینجا گوی را صرفا جهت تناسبی که با چوگان دارد به کار برده است و اگر اشتباه نکنم صنعت مراعات نظیر باشد و این گوی آن گوی نیست که در بازی چوگان به کار می رود.
سبحان در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود:
مهدی کاظمی عزیز من از نوشته های شما در زیر هر بخش بسیار لذت میبرم و می آموزم . از شما سپاسگزارم
ATAA در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:
چه زندگی پس از مرگی وجود داشته باشد چه نه
باید قدر این زندگی فانی را دانست و از آن لذت برد. وگرنه کفران نعمت کرده ایم!
دارایی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۲:
صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بتها را در پیش تو بگدازم
یعنی چه؟ بت به چه چیزی اشاره دار؟
هله در (چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم)
به چه معناست؟
(هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید) یعنی چه؟
باران در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:
این شعر رو استاد ناظری در آلبوم گل صدبرگ خوندند. ولی این آلبوم رو نمیشه انتخاب کرد.
مهناز ، س در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
فرزین گرامی
“خموشید خموشید خموشی دم مرگ است
هم از رندگیست اینک زخاموش نفیرید”
اگر لغت ” خموشید“ را به مانای خاموش هستید بگیریم یک معنا دارد ، ولی اگر ”خاموش باشید“ بدانیم به مانای بمیرید می آید
میگوید : خموشید خموشید یا بمیرید بمیرید که این مردن همان از هوای نفس گذشتن است و این خاموشی یا مردن از پلیدی هاست که به شما زندگی می دهد و بلند آوازه می شوید.
مانا باشی
سیف فرغانی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۵۴:
با سپاس از تصحیخهای صورت پذیرفته توسط عزیزان ارحمند
با درنظر گرفتن اینکه حروف قافیه در ابتدای مصرع بعدب به صورت واژهای کامل تکرار شده است لذا این تصحیح ظاهرن صحیحتر است:
روح مجسمی تو نه عقل مصوری
ای روح عقل تو نا دیده با و تا
بتگر چو دید پیش و رخ و قامت تو کرد
از شرم، کار خانه صد ساله طا و یا
بنگر غلط است و ظاهرن بتگر بوده که با "با و تا" در قافیهی مصرع پیشین همخوانی دارد.
خاطر گمنام در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
سلام
به نظر حقیر که نه ادیب و مفسر...جهان پیر است و بی بنیاد.....اشاره قدمت و کهنگی جهان دارد و بی بنیاد هم اشاره به اینکه چیزی در او بقا ندارد....نمیدانم شاید؟
فرزین در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
سلام به همه دوستان علاقه مند به مولانا
من در فهم معنی بیت آخر مشکل دارم، کسی از شما عزیزان هست که بتونه این بیت رو تحلیل بکنه:
"خموشید خموشید، خموشی دم مرگ است
هم از رندگیست اینک زخاموش نفیرید"
بابک ملکی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱۴:
با عنایت به مصرع اول بیت 9 "به که بر لب ننهد ساغر بی پروایی" , در مصرع اول بیت بعدی "سر زلف تو نباشد، سر زلف دیگر:, (دگری) مناسبتر به نظر میرسد.
رضا در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:
با سلام
گوهر سفتن به مفهوم سخنان لطیف و نغز گفتن می باشد
به نظر بنده نسفت در مصراع دوم صحیح می باشد و مفهوم مصراع اینطور می شود :
کسی نیست که راجع به این موضوع(وجود) سخن نگفته باشه یعنی خیلی نظریات مختلف داده شده و به خاطر همین هم در بیت بعد میاد میگه هر کسی سخن از سر سگدا گفته است
با تشکر
شاهین در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
درود:
1-"شیر تن شادروان" همان نقش شیر روی پرچم است.
2-"شه پیل" همان اصطلاح شطرنج است که امروز "قلعه" میگوییم پس میشود:
ای بس شه پیل افکن کافکند به "شه پیلی"
شطرنجی تقدیرش در ماتگه حرمان
یعنی:
بسیار پیل افکن شاهان که بازی تقدیر آنها را درحالی که در قلعه -حالت ایمن:اینجا تیسفون- بودند با حرمان "مات" کرد.
3-"زرین تره کو بر خوان":
بر خوان اینجا یعنی بر سفره
سپاس
نیما سعادتی در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:
دلت خاقانیا زخم فلک راست
که آن چوگان جز این گوئی ندارد.
کمال داودوند در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۲۳:
7504
ادب دوست در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۰:
باف گرامی،
، مژه های شوخ خود را " چو " به غمزه آب دادی
چو به مانای هنگامی ، زمانی ، وقتی
دل و دین و ایمان جملگی رخنه رخنه شد، چون مژگان شوخ به آب غمزه شستی.
و همین گونه است در بیتهایی که در پی می آیند و فراموش نکنیم که تنها مصراع دوم مطلع غزل پرسشی است و باقی همه اخباری
با پوزش و ادای احترام به دکتر خطیب رهبر و سرکار
مهربان در ۹ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵: