گنجور

حاشیه‌ها

حمزه مهربان در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:

استاد محمد رضا شجریان این غزل را در اجرای خصوصی "روز وصال"بسیار زیبا اجرا نموده اند

خود خیام در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۳۳:

به نظرم باتوجه به مصراع 3و 4 منظور این بوده که ما در گردش و سرنوشت خود نقشی نداریم وگرنه اگر نقش داشتیم از این سرگردانی در میامدیم

سیداحمد در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۴ - نکته‌ای چند:

باسلام لطف کتید،آیا دراینجا واژه ملک با کسره برای میم صحیح است یا ضمه

محمد علی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۶۲ - معلم و شاگرد:

در بیت هجدهم مصراع دوم به جای خویش خوبش نوشته شده

رضا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۶ - نشستن بهرام روز شنبه در گنبد سیاه و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم اول:

این متن یک شعر خالی و بی مضمون یا ساخته پرداخته ی ذهن ایشون نیست...این شعر بر گرفته از یک واقعیت هستش که الان پایه و اساس اک هستش...لطفا به مضامین دقت کنید

غلامرضا مقبلی قرایی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

الا یا ایها الساقی ادر کاسا وناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
عرفای حقیقی دانند که عرفان یعنی دیدن خدا از منظر چشم دل . عشق بلافاصله بعد از عرفان محقق است بطوریکه عاشق، عرفان راخیالی پندارد ودر عرفان ذوق ووجدوسرمستی است وراحت جان ولی در عاشقی غم هجران معشوق وسوزدل و..... درتایید قسمتی از سخنان خانم ستاره مبنی بر تجلی خدابردل حافظ که درصدر مطالب رفت عرض می نمایم منظور از غزل بالا این است که ای خدا باردیگررخت رابه من نشان ده تا آرام جان گیرم وازغم عشقت رهایی یابم چراکه عشق در مرحله نخست راحت می نمود ولی اکنون فراق رویت برایم مشکل آفرین شده است.

غلامرضا مقبلی قرایی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

به واسطه

ناهید در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت:

چرا صد و سیصد تو اشعار وحشی با "سین" نوشته شده؟

سید محمد در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۲:

با توجه به قاعده دال و ذال که در قافیه این شعر رعایت نشده، به احتمال بسیار زیاد این رباعی از آن خیام نیست

۷ در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:

ای ماه من خورشید من خوش تاب بر جان من
درمان دردم بس تویی در من که بیمار آمدم
این بال زخمی را ببین این چشم خونین را نگر
ای شوخ من وی شیخ من اینجا به تیمار آمدم

غلامرضا مقبلی قرایی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

جسم خاک از عشق برافلاک شد
کوه دررقص آمد وچالاک شد
منظور مولانا از مصرع اول اشاره داردبه معراج جسمانی حضرت ختمی مرتبت(ص)که شرح آن خود دانیدودرمصرع دوم اشاره دارد به تجلی ذات حضرت حق بر کوه طور ومتلاشی شدن آن.ومولانا هر دو مورد رابه واسته خواست وعشق خدا می داندونیک میدانیم که جهان تجلیگه خواست واراده خداوندی است.

۷ در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:

تند آمدم تیز آمدم در پیش دلدار آمدم
بی من مشین ای یار من از بهر زنهار آمدم
تا من به پرواز آمدم آشوب بین آشوب بین
مرهم بنه درد مرا کز پیش آن مرغان غمخوارآمدم
خوش آمدم خوش آمدم خاصه که آزاد آمدم
چندین هزار از دست شد حالی به گفتار آمدم
کاینجا شدم کاینجا شدم پنهان بدم پیدا شدم
بازم نواز بازم نواز کاینجا به دیدار آمدم
آن مرع پر بسته بدم دیدی به پرواز آمدم
در من نگر در من نگر آری سبکبار آمدم
پی نوشت:برسد به قونیه

سید روح اله بنی فاطمی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

با سلام ، دراین غزل سعدی نیز همانند سایر غزل هایش ، معشوق ، مقام والایی دارد . ولی بعید به نظر می رسد که معشوق در این غزل ، آسمانی و صراحتأ خدا باشد . در بیتِ
نه ملک پادشا را در چشم «خوبرویان»
وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را
معشوق ، زمینی به نظر می رسد .
دربیت
یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت
چندان که بازبیند دیدار آشنا را
آشنا در مصراع دوم با آشنا در مصراع اولِ بیت ، معنایی متفاوت می یابد ( در مصراع اول : آشنا ، کسی است که مهلتِ دیدار می خواهد ، یعنی عاشق یا خود سعدی . و در مصراع دوم ، آشنا کسی است که مورد آروزی عاشق است ، یعنی معشوقی که منظور نظر سعدی است ) و سعدی از خدای خودش مهلت و عمر می خواهد تا بتواند معشوقِ خوبروی خود را زیارت کند .
با سپاس .

سید روح اله بنی فاطمی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

سلام بر دوستان گرامی ، وقتتان خوش . روزگاراتان آرام . پیش از این که در حد توان پاسخی هرچند ناتمام به پرسش «پری» داده باشم خواستم چند نکته رو عرض کنم :
مطمئنأ لذت بردن از شعر ، آن هم شعر سعدی ، نیاز به احساس ، عاطفه و ذوق و شوق فراوان دارد . خود سعدی نیز از این حیث ، حتی تازه وارد ترین مخاطبش را دست خالی بر نمی گرداند و به او ذوق و شوقی ناخواسته می بخشد اما بی شک این ، همۀ ماجرا نیست . درک شعر و البته التذاذ بیشتر از آن ، ابزارهای دیگری نیز می خواهد . مثلأ علم دستور ، عروض و قافیه ، معانی و بیان ، صنایع و ... که توقع آشنایی یا اشرافیتِ همۀ مخاطبان بر موارد یاد شده ، شاید چندان به جا نباشد و از طرفی از حوصلۀ ایشان خارج باشد . اما حقیر پیشنهاد می کنم در بارۀ تاریخ ادبیات و سبک هر شاعری مطالعه شود . اگر بدانیم که : سعدی در چه زمانی زیسته ؟ چه اتفاقات مهم تلخ و شیرینی در دوران او افتاده ؟ تفاوت او با شاعران پیش از خود چیست که به این درجه از شهرت و استقبال رسیده ؟ چه کسانی ( عرفا ، صوفیان ، شعرا و ... ) بر اندیشه ، دیدگاه و زبان سعدی تأثیر گذاشته اند ؟ در کجا و با چه کسانی درس خوانده و ... درک و لذت ما از شعر سعدی و ... بسیار بیشتر خواهد شد و اگر خدا لطف کند گهگاه دریچه های جدیدی روبرویمان باز می شود که هیچ گاه لذت نگاه به آن از کام خاطرمان نخواهد رفت .
اما پاسخ ناتمام بنده به پرسش پری : از ویژگی های بارزِِ فکری سعدی ، ادای احترام بسیار به مقام بالای معشوق است ، خواه این معشوق زمینی باشد خواه آسمانی . چنان که گاهی معشوق او به معبود شعر عرفانی نزدیک می‌شود . و از طرفی ، مقام عاشق در نزد سعدی ، حقیر است . سعدی ، خود را در حد و اندازۀ سوگند خوردن به جان دوست نیز نمی داندو تلویحأ از آن ابراز شرم می کند . ببینید :
قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
به خاک پای تو وان هم عظیم سوگندست
یا دراین غزل زیبا که دقیقأ نشانگر نوع نگاه او به مقام عاشق و معشوق است :
من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم
خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم
هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد
که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم
بنابراین شاید و البته شاید بتوان بیت مورد نظر شما را این گونه معنی کرد : به این توان بسیار کمی که از هستی برایم باقی مانده است نمی توان در برابر وجود نازنین و ارزشمند تو ، هستی اطلاق کرد . ( از بسامدهای شعری سعدی ، تکرار است : دراین بیت ، دو واژۀ هست و وجود به زیبایی و هنرمندی تکرار شده است ) . ( شرمنده اگر خارج از حوصله بود ولی بنده از شنیدن و گفتن در مورد سعدی ، سیر نمی شوم ) .

جعفر مصباح در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » منطق‌العشاق » بخش ۱۹ - حکایت:

مپیچان اشتباهی میپیچان تایپ شده

جواد علیزاده در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

با سلام در دکلمه بیت ششم در مصرع دوم آن ،قبل از نی باید ساکن باشد. اما اقای خوانتده اشعار به اشتباه با کسر، نی را به کلمه قبلی وصل کرده است و دیگر ان معنی منظور شاعر از ان فهم نمیشود. لطفا در صورت امکان اصلاح شود. با تشکر از سایت بسیار عالی شما.
---
پاسخ: من متوجه اشکال نمی‌شوم. کلمه قبل از «نی» همان «در» است که ساکن خوانده می‌شود. منظورتان را دقیق‌تر توضیح می‌دهید؟

ناشناخته در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۹:

خواجه بسیار خوش خیال بوده است!!
فردا شراب کوثر و حور....
و امروز ساقی مه روی و جام می
به همین خیال باش!!

گیومرد ریاضی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:

این شعر رو استاد شجریان در مجلسی خصوصی ،عشق بازی کردن ،پیشنهاد میکنم ،گوش کنید.داغ دل اسم آواز هست.

کمال داودوند در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۶۴:

بنده این رباعی رابادوستان به اشتراک،
گذاشتم.
جمع این رباعی:5617

نادر در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

خانم فریده انوری برخی از غزلیات مولانا از جمله این غزل دلکش را با صدا و لهجه ای دلنشین و بسیار پر احساس دکلمه کرده اند که شنیدن آن را به دوستان ارجمند پیشنهاد می کنم ..

۱
۳۷۶۶
۳۷۶۷
۳۷۶۸
۳۷۶۹
۳۷۷۰
۵۷۰۲