گنجور

حاشیه‌ها

سیدسینا حسینی در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۷ در پاسخ به سورنا رضایی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

قطعا دکتر شفیعی کدکنی و مطلق از شما بیشتر میدونن که عمرشون رو در راه شاهنامه و ادبیات گذروندن و اعتقاد راسخ دارند فردوسی شیعه هست. 

من نمی‌فهمم ملیت چه ربطی به مذهب داره! 

علی احمدی در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ غروی اصفهانی » دیوان کمپانی » مدایح و مراثی » مدایح و مراثی فاطمة الزهراء سلام الله علیها » شمارهٔ ۲ - فی مدح سیدة النساء سلام الله علیها:

با این شعر بی نظیر با خوندن رسالت بگذری در برنامه محفل آشنا شدم ، روح این عالم ربانی قرین رحمت الهی انشاءالله 

محسن روستا در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹:

سلام وقتتون بخیر، مگر د اینجا چه معنایی داره، ایا مرگ درست نیست؟ 

احمد نیکو در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۸:

از آمدن و رفتن ما سودی کو؟

وز تار امید عمر ما پودی کو؟

در چنبر چرخ جان چندین پاکان

می‌سوزد و خاک می‌شود دودی کو؟ 

حسن جعفری در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را:

در ضمن قافیه حجاب در متن اصلی شعر باید حجیب درج شود که در واقع حجیب ممال حجاب است، مثل حساب و حسیب

حسن جعفری در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را:

با درود فراوان، معانی که هوش مصنوعی انجام میده گاهی از درک مفهوم اصلی دور شده و حتی گمراه کننده است. به ویژه در اشعار عرفانی توجه به لفظ کافی نیست؛ معنی ساده دو بیت را می نویسم  که به گمانم هوش مصنوعی از آن دور شده:

 من تو را بیدار کردم از نهیب

تا نسوزاند چنان آهی حجاب

ابلیس می گوید من تو را بیدار کردم که نماز بخوانی و به خاطر از دست دادن نماز آه نکشی چون آه خالصانه تو حجاب های بین تو و خدا را می سوزاند.

... عنکبوتی تو مگس داری شکار

من نیم ای سگ مگس زحمت میار

معاویه به ابلیس می گوید تو مثل عنکبوت هستی که شکار تو مگس است فکر نکن که من مثل مگس در دام تو می افتم پس بیهوده زحمت نکش

ب دلارام در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:

باسلام ،این شرح هوش مصنوعی چیست؟ که جدیداً در گنجور دیده می شود، سرتا پا پرت وپلاست، با وجود این همه شرح  متین و درست، کاملا بی مورد است، حذف کنید

علی هنرور بکیانی در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۴:

درود بر همه پارسی گویان نوروز خجسته باد 

در مورد بیت سوم که هوش مصنوعی آنرا نادرست معنا کرده است: 

گل به چمن در برست، ماه مگر یا خورست

سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار

گل: همان است که از آن گلاب می‌گیرند،  در برخی شهرها به آن گل محمدی نیز گویند.

گل که در چمن در بهاران، روییده است، بی شک یا ماه یا خورشید است. (از بس زیباست و جلب توجه میکند . در یک فضایی که همه چیز سبز است گل سرخ،  چشم را به خود خیره میکند)

مگر در ادبیات کلاسیک در معنای بی شک و حتما است و از دو جز ساخته شده: مَ+ گر:

م یا همان نه برای نفی است و گر یا اگر یا ار قید شک و تردید بنابر این نه اگر یعنی بی شک 

مصرع دارای حسن ادبی تجاهل العارف است

ققنوس در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۳۴ در پاسخ به محمد راستگو دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

سلام

بیت صبح خیزی و سلامت طلبی ...در بسیاری از پچین‌ها نیست!وانگهی خواسته‌ی این بیت با بیت‌ نخست همسو نیست...در نخستین بیت خودش را پیرو مذهب رندان می‌خواند و در این بیت به گونه‌ای داشته‌های خود را در پیوند با قران برمی‌شمرد...

امین صفی‌ لو در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:

گر شود عالم چو قیر از غصّه هجران تو 

نخوتی دارد که اندر ننگرد مر قار را 

 

قار در این بیت به معنای برف به زبان ترکی می‌باشد که به سپید بودن آن که در تضاد با سیاهی قیر است اشاره دارد.

بهمن فردادفر در ‫۱ سال قبل، دوشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۱۴ در پاسخ به سامان دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

بت زندگی من اعضای خانوادم بودند.من این شعر رو برای ترک همیشگی خانه و خانواده نوشتم برایشان به یادگار.اگر شرایط خوبی تو زندگی داری که خدا رو شکر اگر نداری ترک کن ولی قبل ترک ببخش و شکر کن.

بابک ۲۵۰ در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱:

در بیت 45 "را" جا افتاده.

جامه‌ی جان تو را زیور علم آراست... 

بابک ۲۵۰ در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۴ در پاسخ به بردیا دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱:

شبه به معنی سنگ سیاه است. 

خلیل شفیعی در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱:

نگاه دوم: عناصر برجسته‌ی غزل ۲۴۱

حسرت و گلایه از جدایی یاران

◻️ در بیت اول، شاعر از دوستانش که او را فراموش کرده‌اند، گلایه دارد. او از آن‌ها می‌خواهد که حقوق دوستی را به جا آورند و از «حریف شبانه» یاد کنند. این بیت، فضایی از دلتنگی و گله‌مندی را القا می‌کند.

یاد عاشقان در میانه‌ی بزم و سرخوشی

◻️ در بیت دوم، حافظ از دوستانش می‌خواهد که هنگام مستی و شادی، از عاشقانی که در رنج‌اند، غافل نشوند. اشاره به موسیقی (چنگ و چغانه) فضای بزم را زنده می‌کند، اما در پس این خوشی، غمی پنهان است.

تصویر ساقی و تأثیر شراب بر مجلس

◻️ در بیت سوم، جلوه‌ی باده در رخ ساقی، لحظه‌ای از سرخوشی و مستی را ترسیم می‌کند. این تصویر، نه فقط نشانه‌ای از لذت شراب، بلکه استعاره‌ای از جذابیت و فریبندگی معشوق است.

پیمان دوستی در لحظات کامیابی

◻️ در بیت چهارم، شاعر اشاره می‌کند که دوستان در لحظه‌های رسیدن به خواسته‌هایشان، از او یاد کنند. این بیت بر این حقیقت تلخ تأکید دارد که در زمان نیاز، انسان‌ها همدیگر را فراموش می‌کنند.

تشبیه دولت و ثروت به اسب سرکش

◻️ در بیت پنجم، حافظ «دولت» را به اسبی سرکش تشبیه می‌کند که سوار بر آن، یارانش او را از یاد برده‌اند. این استعاره، نگاه واقع‌گرایانه‌ی حافظ به تغییر رفتار آدم‌ها پس از رسیدن به ثروت و قدرت را نشان می‌دهد.

بی‌وفایی زمانه و فراموشی دوستان قدیمی

◻️ در بیت ششم، شاعر دوستانش را سرزنش می‌کند که حتی لحظه‌ای برای یاران وفادار غم نمی‌خورند. در اینجا، تضاد بین «وفاداران» و «بی‌وفایی دور زمانه» برجسته شده و ناپایداری روزگار یادآوری می‌شود.

درخواست توجه از اهل قدرت و جاه

◻️ در بیت هفتم، حافظ به طنزی تلخ، از بزرگان و دولتمندان می‌خواهد که از او یاد کنند. او با تضاد «صدر جلال» و «آستانه»، فاصله‌ی طبقاتی و بی‌مهری اهل قدرت نسبت به اهل دل را نشان می‌دهد.

📌 جمع‌بندی:

این غزل، ترکیبی از حسرت، گلایه، رندی و طنز تلخ حافظ در برابر تغییر احوال آدم‌ها و ناپایداری وفاداری است. او دوستانش را سرزنش می‌کند که با رسیدن به دولت و مستی، او را از یاد برده‌اند و در عین حال، با بیانی هوشمندانه و کنایه‌آمیز، یادآوری می‌کند که روزگار همیشه بر وفق مراد نمی‌ماند.

 

خلیل شفیعی ( مدرس ادبیات)

پیوند به وبگاه بیرونی

خلیل شفیعی در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱:

✅ نگاه اول: شرح مختصر غزل ۲۴۱

۱. معاشران ز حریف شبانه یاد آرید / حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید
شاعر از دوستان خود می‌خواهد که یار شبانه‌شان، یعنی خودش را فراموش نکنند و حق رفاقت و محبت خالصانه‌ای را که داشته، به یاد آورند. او از جدایی‌ای سخن می‌گوید که میان او و دوستانش افتاده است.

۲. به وقت سرخوشی از آه و ناله عشّاق / به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید
وقتی در مجلس بزم و شادی به موسیقی گوش می‌دهید، از یارانی که در این شادی‌ها نیستند و در حسرت عشق می‌سوزند نیز یادی کنید.

۳. چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی / ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید
زمانی که زیبایی و مستی باده در چهره ساقی نمایان می‌شود، از عاشقانی که از این لحظات محروم‌اند، با آواز و ترانه یاد کنید.

۴. چو در میان مراد آورید دست امید / ز عهد صحبت ما در میانه یاد آرید
وقتی به کام دل خود می‌رسید و دستانتان را به دور کمر محبوبتان می‌پیچید، از یارانی که روزگاری با شما هم‌نشین بوده‌اند، یاد کنید.

۵. سمند دولت اگر چند سرکشیده رود / ز همرهان به سر تازیانه یاد آرید
اگر بخت و اقبال شما را بر فراز قدرت و ثروت نشانده، آن‌قدر گرفتار غرور نشوید که دوستان قدیمی را از یاد ببرید. حداقل گاهی با اشاره‌ای، نشانی، یا حتی از سر غرور، یادی از همراهان گذشته کنید.

۶. نمی‌خورید زمانی غم وفاداران / ز بی‌وفایی دور زمانه یاد آرید
اگر حاضر نیستید برای یاران وفادار خود اندوه بخورید، دست‌کم بی‌وفایی روزگار را در نظر داشته باشید و بدانید که این چرخ روزگار ثابت نمی‌ماند.

۷. به وجه مرحمت ای ساکنان صدر جلال / ز روی حافظ و این آستانه یاد آرید
شاعر با زیرکی، هم درخواست مادی دارد و هم آن را در لفافه پیچیده است. او از دوستان دولتمند و بلندمرتبه می‌خواهد که به یاد او باشند، چه از سر لطف و محبت و چه با بخششی مادی. همچنین، با آرایه تضاد، جایگاه خود را «آستانه» (پایین) و دوستانش را «صدر» (بالا) قرار داده تا تأثیر سخنش بیشتر شود.

📌 جمع‌بندی:
این غزل سرشار از حسرت و گلایه‌ای لطیف است. حافظ به دوستانش یادآوری می‌کند که روزگار همیشه بر وفق مراد نخواهد بود و کسی که امروز در اوج است، ممکن است فردا در فرود باشد. پس در شادی‌های خود، یاران گذشته را فراموش نکنید.

خلیل شفیعی ( مدرس ادبیات)

پیوند به وبگاه بیرونی

 

 

حمیدرضا ابراهیم زاده در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۵۰ - مثل آئینه مشو محو جمال دگران:

بنام خدا

همه ی انسان ها دارای تاب آوری هایی هستند که این بردباری ها و شکیبایی ها در خشم و شهوت و گرفتاری و شوق و ... می تواند به توانمندی ها و هویت نجیب آنها منجر شود.

آگاه باشیم که برای ساختن هویت خود با دقت ودرایت بیشتری هنر خویش را بکار گیریم وبا توکل برخدا باعث دگرگونی و تاثیر نیک بر خود و جامعه خود باشیم.

به امید دیگران بنای هویت چیدن.

تکیه به حسب ونسب داشتن.

به آرزوی حمایت و امداد دیگران نشستن.

و کاری نکردن ومتوقع بودن خطاست.

باید خود پوینده حرکت به سوی تکامل ودرستی بود.

تا به سرمنزل مقصود و اقبال و کمال رسید.

بقول اقبال لاهوری

در جهان بال وپر خویش گشودن آموز

که پریدن نتوان با پر وبال دگران...

 

علی رودگر در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

با سلام

عرض کنم که محبت آهل بیت در دل همه شیعیان هست اما صرف محبت اهل بیت دلیل شیعه بودن نیست . شیعه کسی است که شهادت به ولایت علی علیه السلام بدهد و او را به عنوان جانشین پیغمبر بداند.

حضرت علی خلیفه چهارم اهل تسنن هست پس چیز عجیبی نیست که اهل تسنن از او تعریف و تمجید کنن .

هر شیعه اگر توهین و لعنت به سه خلیفه نکند حداقل از آنها تعریف و تمجید نمیکند ولی جناب مولوی در شروع فیه ما فیه به حمد و ثنای خلفا می پردازد و حتی غضبناک بودن حضرت علی نسبت به خلفا را انکار میکند .

شکی نیست که مولوی سنی است .حالا شعری زیبا در مدح کسی گفته که اتفاقا امام اول ماست و این گره ای از مولوی باز نمیکند .

 

سفید در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا:

 

پشه کی داند که این باغ از کی‌ است

کو بهاران زاد و مرگش در دی‌ است

 

 

اشاره به انسان و دنیا

 

سفید در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا:

 

که حقش یار و طریق‌آموز بود...

 

 

سفید در ‫۱ سال قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا:

 

هین ید بیضا نما ای پادشاه

صبح نو بگشا ز شب‌های سیاه...

 

 

۱
۳۶۷
۳۶۸
۳۶۹
۳۷۰
۳۷۱
۵۷۲۵