گنجور

حاشیه‌ها

 

حافظ این شعر را در دوران جوانی نسروده، می توان از بیت قبل از آخر به این موضوع پی برد.
با توجه به این موضوع نمی توان برای این شعر معانی غیر عرفانی و صرفا دنیوی در نظر گرفت. اگر دقت شود در گوشه و کنار شعر از سوز دل و راز نهفته در سینه (شاید قرآن) سخن گفته که در بر دارنده مفاهیم عرقانی برای شعر است.

حسین مامانی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲


یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
دی = دیروز
شاهد عهد شباب = محبوب زیبای جوانی
رجعت = بازگشت رجوع به ازدواج مجدد زن خود
طلاق = جدایی ، جدا شدن زن از شوهر
لیکن طلاق افتاده بود = طالق بائن که رجوع ندارد
مقامات طریقت = مراتب سلوک
عافیت = آسودگی
نفاق = جدایی، دورویی
نظر بازی = عشق ، مهر ورزی
دمادم = پی در پی
عاشق وَش = عاشق پیشه، وش پسوند شباهت ساز
نقش می بستم = تصور می کردم
طاق = تک ، جدا ، دور
گیرم گوشه ای = کناره گیری کنم
مُعَبِّر = تعبیر کننده خواب
دو شم آفتاب = دیشب آفتاب با من
هم وثاق = هم خانه
شاه یحیی = نصر الدین شاه یحیی بن شرف الدین مظفر بن امیر مبارز الدین از آل مظفر به سال ۷۹۸ به فرمان تیمور لنگ حاکم شیراز شد و از ممدوحین حافظ است .
اتساق = ترتیب و نظم فراهم شدن
طایر فکر= مرغ اندیشه
نظم پریشان = غزلیات حافظ

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۲


جبلت: یعنی سیرت و ذات:
در ذات جهان پیر ولی جوان نما هیچگونه لطف و ترحمی نیست/////
پس برای چه به آن دل می بندی و برای رسیدن به آن تلاش می کنی

حسین مامانی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۴۰


از دور بدیدم آن پری را

آن رشک بتان آزری را

Anonymous در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷


اصلاح میکنم فرشاد جمالی

گلیاد در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ نوای وقت


این ترانه از آلبوم دیار مهر کار گروه شمس، پورناظری ها هست و خواننده هم فرشید جمالی اسمشه. اسم ترانه هم جنون هست

گلیاد در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ نوای وقت


بسمه تعالی
با توجه به مرتبت عرفانی و رفعت مقام عطار در سلسله سالکین خاص حضرت دوست به نظر میرسد (تصور میکنم)، لفظ “مست مست” بجای “نیمه مست” در مصرع نخست بیت اول دارای اعتبار بیشتر باشد، ضمناً در مصرع دوم بیت دوم نیز لفظ “یک ساعت” برای باختن هر چه هست بدلیل انعکاس زمان (با توجه به منزلت و عزم صادق عطار) غیر مأنوس مینماید لذا من فکر می کنم بیان مصرع مذکور بشکل “پس بضاعت من ببازم هر چه هست” اولیتر و به مقصود ایشان نزدیکتر باشد زیرا لفظ “هر چه هست” میتواند به نکوئی نقش توصیفی را برای “بضاعت” ایفا نماید، من برای اظهار نظر خود مستند قابل ارائه ای ندارم الی شناخت بسیار ناچیزی که من فکر میکنم از معرفت دارمیباشم از اساتیدی که مرا ارشاد خواهند فرمود قبلاً متشکرم.

پاسخ: متشکر، به نطر می‌رسد پیشنهادهای شما می‌تواند تفاوت نسخه‌ها و نقلها را برساند، در این گونه موارد بر خلاف اشتباهات تایپی یا غلطهای املایی ما متن را تغییر نمی‌دهیم تا یکدستی اشعار از لحاظ مطابقت با منابع اولیه حفظ شود و حاشیه‌ها آنچه را باید به مخاطب برسانند می‌رسانند.

فرهاد اشتری در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۲


سلام
در مصرع دوم بیت دوم، به جای “گه” باید “که” نوشته شود.

ممنون


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سعید در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۴۵


خیلی عالی

مریم در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۵۹ دربارهٔ قصیده


با سلام
در مصرع اول بیت اول ویرگول بعد از “کین” اضافی است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

شاه رخ در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸


نوگل خندان = گل تازه شکفته
به ‌منش = به من او را
سلمی = مجازا معشوق، نامی است
چشم دارم = امیدوارم
طُرّه = موی پیشانی
بهم بر مزن = درهم و برهم مکن، آشفته نساز
عنبر شکن = معطر
سِفلِه = فرومایه، پست
این آب = شراب آتشین
مُقام = بزم ، جایگاه
عِرض = آبرو
نشاید اندوخت = نمی توان به دست آورد
رَخت به دریا فکندن = از همه چیز صرف نظر کردن، دست از هستی شستن و به مقام فناء فی الله رسیدن
ترسد زملال = بیقرار و نگران شود، از اندوه بترسد
عشقش نه حلال = عشق حلال او نباشد
بیت الغزل = شاه بیت
معنی بیت ۳: ای باد صبا اگر به سرمنزل سلمی و معشوق رسیدی امیدوارم که از من به او سلامی برسانی . معنی بیت ۴: ای با صبا اززلف سیاه محبوب نافه گشایی و عطر پراکنی به ادب کن چون آنجا جایگاه دلهای عزیز می باشد پس در هم و برهم مکن.
معنی بیت ۹: اشعار حافظ تماماً شاه بیت غزل عرفان و عشق الهی است. آفرین باد بر نفس و دم پاک و گفتار نرم و شیرینش.

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۸۱


شُرب مدام = باده گساری همیشگی
اَحباب = جمع حبیب ، دوستان
مرغ وصل = پرنده وصال
حاجی قوام = وزیر محبوب ابوسحاق اینجو
نور باده = می ناب
مُطرب = نوازنده
سهی قدان = دلبران
صنوبر خرام = دلیری که مانند سرو جلوه صنوبر کند
جَریده = دفتر بزرگ
آب حرام = کنایه از خَمر و شراب
صَرفه = زیادی و افزونی ( فضیلت )
روز بازخواست = روز قیامت
نان حلال = نان وقف و فتوح صوفیان
سپرده اند = تسلیم کرده اند ، حواله کرده اند
فشان = نثار کن
معنی بیت ۱: ای ساقی با فروغ می ساغر مار ا روشن کن و ای موسیقی دان و نوازنده این ترانه را بخوان و بساز که عالَم به مراد دل ما شد.
معنی بیت ۶: (ای باد صبا به یار من) بگو چرا از روی عمد ، نام مرا از یاد می بری؟ روزگاری خواهد آمد که خود بخود نام مرا از یاد ببری.

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۱


بَصَر = چشم ، بینایی
غَمّاز = سخن چین ، پرده در (صیعه مبالغه از غمز)
چشمه نوش = آب زندگانی
سرخ برآمد = قرمز شد
کرده = عمل (کرده خود = عمل خود )
آب چشم = اشک
سفر عشق = اضافه بیانی
نوش = شهد، عسل
دلشده = عاشق
معنی بیت ۲: صاحبدلان چشم برجمال تو دوخته اند. آری راز نهان دلبستگی به زلف تو درهر سری می باشد.
معنی بیت ۳: اگر اشک من خونین و قرمز شد جای تعجب نمی باشد زیرا هرکه راز عاشق را فاش کند (یعنی اشک) ازکردار ناپسند خود شرمسار خواهد شد.( و صورتش از خجالت سرخ خواهد شد. )
معنی بیت ۵: برای آنکه ازگیسوی سیاه تو درهر محفلی سخن گفته نشود، هر صبح با نسیم صبا که قاصد عاشقان می باشد، بگو مگو دارم تا بوی زلف تو را به هرمحفل نبرد.
معنی بیت ۸: آشکارشدن راز به خیر و صلاح نمی باشد اگرچه رندان از هرچه در محفلی روی دهد باخبر هستند = رندان به تما م اسرار واقف هستند اما جایز نمی دانند که آنها را فاش کنند .

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۳


قَدَحی دردست = جام برکف
و = حرف عطف و واو حالیه
نرگس مست = چشم خمار
سمند = اسب زرد رنگ
وزقد بلند او = دربرابر قامت رسای محبوب
نظرم = چشم دلم
غالیه = مُشک ، بوی خوش
وَسمه = گیاهی برای رنگ کردن مو و ابرو
معنی بیت ۱: یارم به کلیسای مغان آمد درحالیه مست و بی قرار بود و قدحی از باده دردست داشت که باده پرستان از چشم مست او مست شدند.
معنی بیت ۲: درنعل اسب زرد رنگ محبوب ، شکل ماه نو ظاهربود و نسبت به قد بلند او قامت صنوبر، پست و کوتاه می نمود.
معنی بیت ۳: به چه سبب و علت می توانم من عرف نفسه بگویم درحالیکه ازخود خبر ندارم و چگونه می توانم بگویم به او نظر ندارم درحالیکه تمام نظرم با اوست؟!
معنی بیت ۴: همین که محبوب از میان جمع بلند شد تا برود، چراغ دلم خاموش شد و چون به محفل درآمد عاشقان و مهرورزان از شوق خروش شادی برآوردند.

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷


شوکت = شکوه و جلال
گَریوه = راه دشوار
کُنج قلندری = گوشه درویشی
اجازتست = اجازه هست ؟ ، اگر اجازه بدهی
نِیل = نائل آمدن ، رسیدن
کیمیاگری = تبدیل خاک به طلا
معنی بیت ۳ : شکوه و جلال سلطنت را در کوی عشق، به چیزی نمی خرند. باید در آنجا به بندگی خود اعتراف کرده و چاکری خود را نشان دهی.
معنی بیت ۸ : نائل شدن به مراد و آرزو ، برحسب همت و اندیشه هر کسی است. بر شاه ، نذر خیری واجب است و بر خداست فراهم آوردن اسباب یاوری.
معنی بیت ۹ : حافظ! گرد و غبار بی نیازی و قناعت را از چهره پاک مکن زیرا این خاک ، بهتر از صفت کیمیا گری و تبدیل خاک به طلا است.

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۵۱


سَلمی = معشوق
کرا رسد؟ = چه کسی جرات می کند که بپرسد؟
آبی و خاکی = موجودات آبی و خاکی
صُنع = آفرینش ، صفات
معنی بیت ۱ : داستان اشتیاق خود را نوشتم و چشم من گریان است. ای یار! بازگرد که جانم از غمناکی به لب رسید.
معنی بیت ۲ : چه بسیار که از شدت اشتیاق به دو چشم خود گفته ام ای منزلگاههای سلمی! پس سلمای شما کجاست ؟
معنی بیت ۳ : پیشامدی شگفت و رویدادی غریب است که من مقتول عشق هستم ، شکیبایی ورزیدم اما قاتل من شاکی است.
معنی بیت ۶ : باد صبا ، بوی عبیر می پراکند. ساقی برخیز و شراب انگوری خوشبو و پاکیزه به ما بده.
معنی بیت ۷ : تنبلی و تن آسانی را رها کن تا سود ببری زیرا که در مثلی آمده است که توشه راه پویندگان ، چابکی و چالاکی است.
معنی بیت ۸ : به دور از چهره نیکوی تو ، اثری از من نمانده است. آری! آثار نمایان زندگانی خود را در پرتو رخسار تو می بینم.

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۶۱


مَبسِم = دهان
نقش بازد = نقش بازی می کند.
قلاش و لاابالی = مست و بی پروا
قَد تَباهی = همانا مباهات می کند
جَده و جِده = “بخت و اقبال” و”سعی و کوشش”
مَعالی = مقام و خصلتهای ممتاز
مَسنَد = دستگاه دولت
کان = معدن
معنی بیت ۱ : ای دهانی که به صندوقچه مروارید ، شباهت داری. بر گرد تو ، خط هلالی سبزه عذار ، چه خوش و به جا آمده است.
معنی بیت ۷ : جام ضمیرمن در دوران آصف زمانه ، صاف و روشن است. برخیز وشرابی صاف تر از آب زلال به من بنوشان.
معنی بیت ۸ : کشور از بخت و اقبال و تلاش و کوشش او ، سرفراز شده است. یارب دعا می کنم که این مقام و خصلتهای ممتاز ، جاودان بماند.
معنی بیت ۹ : ابونصر ابوالمعالی ، فروزنده دستگاه دولت ، معدن جلال و شکوه و دلیل هستی سرزمین و ملت است.

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۶۲


رَمل = شن و ماسه
سویدای دل = ضمیر دل
سودا = آرزو
معنی بیت ۱ : تا شبها تکرار می شوند و تارهای دوم و سوم عود باهم هماهنگ هستند،
معنی بیت ۲ : سلام و درود خدا بر دره اراک و ساکنان آن و همچنین خانه ای در “لوی” در بالای پشته های رَمل باد.
معنی بیت ۳ : من برای غریبان جهان دعا می کنم و پیوسته و مکررا این دعا را می خوانم :
معنی بیت ۷ : تو باید که وجود داشته باشی وگرنه ضرر سرمایه مقام و منصبی و مالی، ساده و کم ارزش است.
معنی بیت ۹ : محبت تو هر زمان ، مایه راحتی من است و یاد تو در هر حال ، مونس و همدم من.
معنی بیت ۱۲ : خداوند می داند که مقصود حافظ چیست و علم خداوندی ، از سوال ، مرا بی نیاز می کند.

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۶۳


طایر دولت = پرنده اقبال ، همای سعادت
گذار = گذر، عبور
قراری بکند = پیمانی ببندد
دیده = چشم
دستگَه = مخفف دستگاه، قدرت، استطاعت
دُرّ و گُهَر = جواهر، سنگ قیمتی
تدبیر = چاره (سرشک خونین )
هاتف = آواز دهنده غیبی
ندا = آواز
نیارد = نمی تواند
گوش گذار = رساندن پیام
تذرو = قرقاول
باز نظر = شاهین دیده و دیدگاه
بزم = مجلس شادی
مرد = پهلوان، مردانه
یا = ربط مزدوج
بُوَد که = باشد که ( ادات تمنا )
‌معنی بیت ۱: پرنده اقبال اگر دوباره از اینجا عبور کند و باز گذری برما بکند، محبوبم بر می گردد و پیمان وصال می بندد.
معنی بیت ۲: اگر چه از شدت گریه و زاری، آب چشم من تمام شد و چشم استطاعت نثار کردن جواهر اشک را ندارد ولی خون دل می خورد و سرشک خونین نثار یار می کند .

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۹


شط شراب = نهر باده
غَریو = فریاد
وِلوِله = فغان و فتنه ، خروش
شیخ = پیر
شاب = جوان
باده = می
خطا = اشتباه
اگر = بار دیگر
با ره = به راه
صواب = راست، درست
شرار = جرقه
آفتاب می = خورشید شراب
دختر گلچهر رَز = دختر سرخ روی تاک، استعاره از می
مِحَن = محنت ها
دیو مِحَن = شیطان بلاها
ناوَک = تیر
مَهَل = مگذار( از مصدر هلیدن)
جور = ستم
شهاب = درخشش آتش، شعله افروخته
معنی بیت ۲: ای ساقی! ما را در کشتی باده و شراب بینداز زیرا گفته اند تو نیکی کن و در آب انداز.
معنی بیت ۳: این کار من خطا بود که کوی میکده را ترک کردم و از میخانه برگشتم. حال با کرم و بخشش خودت ما را به راه راست که همان میخانه می باشد راهنمایی کن.

ملیحه رجایی در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۳


[صفحهٔ اول] … [۳۰۸۳] [۳۰۸۴] [۳۰۸۵] [۳۰۸۶] [۳۰۸۷] … [صفحهٔ آخر]