یوسف در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
این غزل ناب و زیبا رو زنده یاد جواد بدیع زاده به صورت تصنیف به زیبایی تمام اجرا کردن که واقعا بینظیره، توصیه میکنم حتما با دل و جان گوش کنید...
امیربهادر در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:
سیستم فکری وجهانبینی خیام در این رباعی به وضوح مشخصه و جای هیچ شک و شبه ای بر کسی نمیماند. این رباعی سوال پایان ترم ادبیات عمومی ما بود که استاد ما نظریات آزاد میخواست در خصوص جهانبینی خیام.
مصرع اول که کاملاً مشخصه:
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت/ اشاره به این اقیانوس عظیم هستی و کائنات دارد که نحوه تشکیل شدن آن معلوم نیست، از نهفت و پنهان آمده و ما نمیدونیم که منشا آن از کجاست!
مصرع دوم:
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت/ گوهر سفتن یا مروارید سوراخ کردن همان سخن منطقی و قابل قبول زدن هستش، در قدیم کسانی که سخن آراسته و شعر میگفتن، گوهر میسفتن؛ پس هیچ کس و هیچ دانشمندی نیامده است که سخن منطقی و درخور تاملی در خصوص پیدایش هستی بزند! به همین جهت: مصرع سوم
هرکس سخنی از سر سودا گفتند/ هرکسی چه مذهبیون چه دانشمندان علمی چه فیلسوفان و... نظریاتی بر اساس خیال و باور خودشان در خصوص پیدایش هستی مطرح کردند.و در ادامه کصرع چهارم
زان روی که هست کس نمیداند گفت/ آقاجان تمام حرف خیام اینه که ما نمیدونیم چه خبره، به قول سقراط ((دانم که ندانم!))
به طور کاملاً مشخص خیام یک ندانم گرا بوده!
حالا اینکه ندانم گرای خداباور بوده یا خیر، جای بحث دارد.
به نظر من قشنگترین و منطقی ترین دیدگاه نسبت به دنیا همینه. خدا یک حس حضور قلبی است که برخی دارند و بعضی ها ندارند. ولی نه خداوند قابل اثبات است و نه قابل انکار.
ببخشید طولانی شد.
رضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:
زمین بشکافد و ماهی برآید کنایه از زنده ماندن ماهی در گل بستر رود در زمان خشکسالی
رحیم شهرزاد در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز:
لطفا معنی مصراع ( به زبر پر طوطی خایه ی زر) را بگویید . سپاس
امید در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:
این دوبیت در وصف پروانه است
که عاشق نور شمع است و بدور ان میگردد ولی حرارت شمع نمیگذارد که زیاد نزدیک شود اما عشق به شمع او را جذب میکند تا اینکه میسوزد
این از بین رفتن فقط به خاطر عشق است!
حسین،۱ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » ساقینامه:
مولایی جان
همان شاه عباس صفوی منظور اوست. چون شاه عباس صفوی خود را سگِ آستان علی می خواند. مُهر او نیز چنین بود: کلب آستان علی ، عباس.
وشاعر درین بیت صحه میگزارد که شاه عباس صفوی ست :
سگش بر شهان دارد از آن شرف
که باشد سگ آستان نجف.
زنده باشی
جلیل در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم:
مکر دیگر آن وزیر از خود ببست
وعظ را بگذاشت و در خلوت نشست
در مریدان در فکند از شوق سوز
بود در خلوت چهل پنجاه روز
خلق دیوانه شدند از شوق او
از فراق حال و قال و ذوق او
خلوت نشینی، حال، مقام،ذوق از مراتب عرفانی هست که مشایخ و بزرگان اینکار را برای نزدیک شدن به حضرت حق انجام می دادند. توضیح هر کدام از مقامات در این مقال نمی گنجد.
بیگانه در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:
بیت اول، بسیار جالب است...!
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):
آفری بر تو لیام عزیز
درست و بجا نوشتی:
ای شمایان گرفته دامن جهل عقل را در فرار می بینم
ملتی خو گرفته بر هذیان ابلهان بی شمار می بینم
چشم ها روشن از جمال شما عقل را شرمسار می بینم
جامتان از خرافه لبریز است همه را می گسار می بینم
قوم بدبخت بی خرد را بین خیل بی اختیار می بینم
سر نهاده به سجده ی مهمل همه را بنده وار می بینم
تا که قومی چنین فنا رفتند قامتی بس نزار می بینم
هرچه پنهان کنیم سستی را ضعف ها آشکار می بینم
تا که در بند این خرافاتی سکّه ات کم عیار می بینم
چشم بگشا که عمر می گذرد سال ها بی بهار می بینم
درّ رخشان به دامنت بسیار بر خزف اعتبار می بینم.
بهترین بود علیه خرافات شاه نعمت الله و حاشیه نویسان خرافه جو.
حسین،۱ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
مهدیه گرامی
بیا که بر سر کویت بساط چهرهٔ ماست
به جای خاک که در زیر پایت افکندهست
میگوید: ما بر سر کوی تو چهره به خاک می مالیم ، که نشان از شیفتگی عاشق است، بساط چهره ی ما ، منظور در معرض دید بودن است.
اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند که پیراهنت گُل آکند است
گمانم منظور این باشدکه : اگر برهنه جلوه کنی نه برای خود نمایی، گویی که پیراهن گُلدار بر تن داری.
اغراق شعری جناب سعدی ست.
زنده باشی
علی مولایی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » ساقینامه:
به نظر بنده منظور از شاه عباس حضرت ابوالفضل عباس باشد تا شاه عباس صفوی
حسین،۱ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۴ - نکتهای چند:
احمد جان
مُلک درست است ، در مانای سر زمین و کشور ، جمع آن ممالک
ملک بسیار معناها دارد ولی در زبان روزمره چهار تای انرا به کار می بریم :
مُلک = سر زمین و کشور جمع آن ممالک
مِلک = خانه و دارایی جمع آن املاک
مَلِک = خداوند ، پادشاه جمع آن ملوک
مَلَک = فرشته جمع ان ملایک.
زنده باشی
مهدیه در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
با سلام
از دوستان خواهشمندم در معنی کردن ابیات زیر کمکم کنند. من اصلا دنبال معنی عرفانی نیستم و خواهش میکنم معنی غیر علرفانه رو لطف بفرمایید.
- بیا که بر سر کویت بساط چهرهٔ ماست/به جای خاک که در زیر پایت افکندهست (در بساط چهرهٔ ماست، متوجه ارتباط مابین بساط و خاک پای دوست نمیشوم)
- اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی/ گمان برند که پیراهنت گل آکند است (در این بیت هم متوجه ارتباط میان برهنگی و پیراهن گِل یا گُل آکند نمیشوم)
مسعود در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۴ - نکتهای چند:
من در شعر خوانی ار آقایی شنیدم که در مصرع اول از بیتسوم خواند
(( شمع خندید و به جان دادن پروانه بسوخت ))
آیا این درست است ؟
محمد در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):
این سادگی در بیان جناب نعمت الله ولی، نشان از تسلط کافی ایشان بر ادب فارسی است. لازم می دونم اشاره کنم که بیش از همه ی سرایندگان فارسی گوی، جناب شیخ احل سعدی بزرگوار، سبک فارسی نویسی ساده شده رو دنبال فرمودند که با خواندن مطالب ایشان به این مهم پی خواهیم برد. 3 مرداد 1397 خورشیدی- 7:33 صبح
رضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
مثل همیشه دوست همنام من آقا رضا بهترین و روان ترین تفسیر رو ارائه داد. فقط در مورد بیت "من آن فریب که در نرگس تو میبینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد" با توجه به اینکه کلمه نرگس به معنی چشم هم در بیت وجود داره میشه از آب رو معنی اشک هم برداشت کنیم و اینطور هم معنی کنیم: من این افسون و عشوه ای که از چشم تو میبینم، اشکهای زیادی رو از گونه ها جاری خواهد کرد و بر زمین خواهد ریخت.
کمال داودوند در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۱:
احسنت احسنت
جمع این رباعی از 6808
تالش ایران در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۵:
بادرود فراوان
خوبی سروده های استاد عرفان و عاشق واقعی اینه که بیشتر کسانی که به استاد ارادت دارن میتونن سرودهها یش رو تفسیر کنن و بیشتر تفسیر ها درست است
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
درودها به روان پاکش که مرا دیوانه وار عاشق خود کرده
حسین،۱ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۵ - وفات مجنون بر روضه لیلی:
مهرناز گرامی
عذر خواهی به چه مناسبت؟
ما اینجا می آموزیم و می آموزانیم ، همه از گفته های یکدیگر بهره وریم .
همین سؤال سرکار باعث شد که در چند جا به کاوش بپردازم و به اطلاعات ادبی خود اضافه کنم ،
از شما سپاسگزارم
زنده باشید
هیوا میکائیلی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۹: