عزت اله در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان:
به نظر میرسد در بیت اول کلمه دیوار صحیح نیست و باید بازار بجای آن نگاشته شود.
در بن بازار مستی خفته دید
تماشاگه راز در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸:
معانی لغات غزل (208)
خستگان:رنج کشیده ها ، ستمدیده گان.
طلب:درخواست ، تقاضا
قوت:نیرو.
همت:اراده وآرزو و دلیری و در اصطلاح صوفیه : توجه قلب با تمام قوای روحانی خود به جانب حق برای حصول کمال در خود با دیگری.
مروت:جوانمردی.
اصحاب طریقت:رفیقان راه و در اصطلاح صوفیه :سالکان الی الله
همّت: توّجه قلب با تمام قوای روحانی خود به جانب حق برای حصول کمال در خودیا دیگری .
خیره: تیره وتاریک ، شگفت زده ، فرومانده در حیرت.
همت: اراده و ارزو ودلیری و در اصطلاح صوفیه : ت.جه قلب با تمام قوای روحانی خود به جانب حق برای حصول کمال در خود یا دیگری .
آبش نبرد: آبش را از بین نبرد ، آبش را خشک نکند.
مرغ همایون: هما، مرغ مبارک، مرغ مشهوری که استخوان خورد و سایه اش بر سر هر کس افتد به سلطنت رسد.
شیخ: انسان کامل، پیر مجرب وعارف.
طهارت:پاکیزگی ، و در اصطلاح صوفیه : تزکیه نفس بُوَد از اخلاق ضمیمه.
عصمت: دور نگاهداشتن نفس از آلودگی گناه، عفت وپاکدامنی.
ورزیدن:پیاپی کاری را انجام دادن، حاصل کردن در اثر کوشش ، آموختن و اندوختن.
معانی ابیات غزل(208)
(1)اگر به پای افتادگانی که درخواست دیدار داشته و نیروی پیمودن راه وصل را ندارند بیداد و ستم روا داری ، شرط جوانمردی نیست.
(2) ما از تو جور و ستمی مشاهده نکرده ایم و نیز تو نمی پسندی که آنچه را که راه ورسم رفیقان راه نیست با ما روا داری .
(3) ان دیده یی که از گریه عشق غرق در آب فنا نشود و دلی که شمع محبت در آن نور نیفشانده تیره و تار باد.
(4) بخت و اقبال را از سایه مرغ هما بطلب که زاغ و زغن شاهبال دولت ندارد.
(5) اگر از پیر مغان و اهل میکده طلب فیض و یاری می کنم بر من خرده مگیر که پیر ما فرمود در اهل صومعه ، عنایت و همت یافت نمی شود.
(6) چون پاکی و پاکدلی در تو نباشد کعبه و بتخانه یکسان است. در خانه یی که پاکدامنی و پرهیزگاری نباشد خیر وبرکت هم نخواهد بود .
(7) حافظ، در راه کسب دانش و ادب کوشا باش که بی ادبان را در مجالس خاصِان و بزرگان جایی و راهی نیست .
شرح ابیات غزل(208)
وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
بحر غزل: رمل مثمن مخبون محذوف
*
در مبحث ( چرا حافظ به یزد تبعید شد ) (64-98) این کتاب تا آنجا که اقتضا می کرد غزلهایی را که حافظ در دوره تبعید خود در یزد سرودهشهد بود شرح داده شد و در آنجا گفتیم که پسر شیخ تقی الدین دادا صوفی مشهور به حافظ فرمود که:
وصال دولت دیدار تر سمت ندهند که خفته یی تو در آغوش بخت خواب زده
و تلویحاً همانطور که حافظ بازگو می کند به او می گوید به او گوشزد نمود که شاه یحیی تورا به حضور نمی پذیرد زیرا تو تبعیدی شاه شجاع هستی و او احتیاط می کند اما حافظ نپذیرفت وغزلهایی چند سروده ارسال داشت اما از این حاکم بخیل و حیله گر فیضی ندید . یکی از غزلهایی که درآن مقطع زمان جهت تقرب به شاه یحیی سروده شده این غزل است که ایهامات آن بازگو کننده اصرار و الحاح حافظ از این حاکم گدا صفت از یکطرف و شناسایی صحیحی است که در باطن از او داشته از طرف دیگر است و باید دانست که در آن تبعید گاه حافظ بزرگ منش ، راه چاره دیگری جز توسل به داماد و برادرزاده شاه شجاع نداشته است.
شاعر در بیت اول خطاب به شاه یحیی می گوید اگر خسته دل آزرده حالی از تو طالب مساعدت باشد وامکان رسیدن به حضور تو را نداشته باشد این شرط مروت نیست که تو در حق او ظلم کرده و او را به حضور خود راه ندهی. ودر بیت دوم توضیحاً یادآور می شود که من تا به امروز از تو هیچ گله یی ندارم بنابراین رو مدار که اینگونه نسبت و به من بی اعتنا باشی که این رویه و راه و رسم مردان صاحب مقام و هدف دار نیست. و در بیت سوم کلامش حالت نفرین به خود می گیرد و از فرط درماندگی می گوید چشمی که از درد درماندگان نگرید و دلی که در آن بارقه رحم و دستگیری نباشد کور وتاریک باد آنگاه در بیت چهارم شاعر خطاب به خود از فرط نومیدی می گوید که از مرغ هما دولت و بخت و اقبال طلب کن نه از کلاغ سیاه و در بیت پنجم به یاد سفارش شیخ دادا افتاده می گوید شیخ ما به من گفت که از در خانه تو امید فیضی نمی رود و من باور نکردم . آنگاه در این نفرین نامه در بیت ششم می گوید وقتی بزرگواری و پاکدلی جایی نداشته باشد دارالحکومه و گدا خانه فرقی با هم ندارد و بالاخره همانطور که شیوه همیشگی حافظ است پس از تندروی در غزل در بیت آخر متوسل به نوعی پوزش می شود تا راهی برای پاسخگویی احتمال آینده داشته باشد و در بیت مقطع خود را سفارش می کند که از جاده ادب و نزاکت دور می شود که اشخاص بی ادب را در گاه بزرگان راهی نیست
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
علی پورمحمدی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
در حاشیه ام اشتباه کردم ما ردیف است
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶ - امر حق به موسی علیه السّلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکردهای:
از این 9 بیت گویا فقط دو بیت اول متعلق به مکالمه ی خدا و موسی ع است و مابقی ابیات تحلیل های مولانا از آن مکالمه ی کوتاه است و باز از آن دو بیت که مجموعا 4 مصراع است فقط یک مصراع سهم موسی ع است .
به هر روی و حال این مکالمه بیش تر در جهت آموزش دادن به بندگان است کاری که خدا در سوره ی حمد هم انجام داده است و بندگان را آموزش می دهد که چگونه با خدای خود مکالمه ، و از او طلب دعای خیر کنند . التماس دعا . روزهای آخر شهریورماه 1397
شجریان در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند:
منظور از ولی انسان کامل یا ابر انسان یا ابر مرد یا قطب عالم امکان است
سعید کافی انارکی- ساربان در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
سنه موت نیز 782 می باشد. البته بر اساس قراین و و شهواهد است در برخی از تذکره ها مانند طبقات شاه جهانی سال رحلت ناصر را دانسته اند772
نادر.. در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴:
بر میخیزد قیامت از کویش..
نادر.. در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴:
دل را به دهان شیر میخواند
روبه بازی چشم آهویش..
سعید کافی انارکی- ساربان در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
اصلاح خطای سهوی تایپی در فوق (( استقبال)) صحیح است.
سعید کافی انارکی- ساربان در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
این غزل را خواجه حافظ در استغبال از غزل مولانا ناصر بخارایی (رحلت در سنه 882) سروده است. مطلع غزل ناصر که به زودی توسط این حقیر به زینت طبع آراسته خواهد شد به شرح ذیل می باشد.
آن سیه چرده که خورشید غلام است او را.... نور چشم است که در دیده مقام است او را
www.Saeidka.ir
فردین در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۴:
با سلام
حکایت شماره 42 ناقص و بیت های آن پس و پیش نوشته شده است ، لطفا اصلاح کنید
این حکایت در اصل 6 بیت دارد
محسن در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۶ - حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان:
دوستان عزیز عنایت داشته باشند که:
در واژۀ "خوید"، [واو] معدوله است که تلفظ نمی شود و لذا باید "خید" خوانده شود.
اینجانب در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی واحواله » بخش ۱۱ - در مذمت شهوت راندن:
تر:خشمگین، ناپاک
یشک:دندان بزرگ
کامران مشیری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۲:
با درود. ظاهرا در این بخش تاریخی منبع حکیم بسیار ناقص بوده کمی آگاهی او را از سکوت در مورد کورش بزرگ میتوان دریافت
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
میتوان غزل دانست
اگر کسره ی انتهای مصرع اول و کسره ی آخر همه ی ابیات را قافیه در نظر بگیریم ، ” کسره“ قافیه و ” ما “ ردیف است .
علی پورمحمدی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
سلام
این شعر در قالب ابتکاری《غزل مثنوی》 سروده شده که اگر بین آخر را در نظر نگیریم بقیه ابیات را می توان مثنوی نامید و با قافیه ما نظم خاصی گرفته است که به غزل شبیه شده است.
برای اطلاعات دقیق تر به کتاب انواع ادبی دکتر سیروس شمیسا بخش قوالب ابتکاری مراجعه کنید.
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
بنظر میرسد پاره یی از مضامین این غزل را حافظ از نظامی اخذ کرده است. به عنوان مثال مضمون مطلع غزل را نظامی در مخزن الاسرار چنین چنین به طور ساده سروده است:
هر که نصیبش به ارادت کشد
خاتم کارش به سعادت کشد
و مضمون بیت چهارم: که در برابر چشمی و غایب از نظری را نظامی در خسرو شیرین مشروحاً بیان می دارد … شیرین در چشمه آبی به آب تنی مشغول و خسرو دزدانه او را نظاره می کند و چون شیرین متوجه موضوع می شود از شرم بدن خود را با گیسوان بلند خود می پوشاند. خسرو از شرم روی برگردانیده و شیرین بر اسب پریده و فرار می کند. دگر بار چون خسرو روی خود را به سوی چشمه بر میگرداند شیرین چابک سوار شیرین کار را نمیبیند و میگوید:
برون آمد پری رخ چون پری تیز
قبا پوشید و شد بر پشت شبدیز
به این سبب است که حافظ می فرماید:
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری
همچنین مضمون بیت دوازدهم را نظامی در هفت پیکر چنین سروده است:
خیز تا می خوریم و غم نخوریم
و انده روز نامده نبریم
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:
از آنجایی که راه تنگ و باریک بین دو کوه را گریوه می نامند، احتمال زیادی بر این است که کلمه گیوه در اصل همان گریوه بوده و یا از آن مشتق باشد. چه این پاپوش، از اطراف پوشیده و سر به هم برآمده و تنها از یک راه می توان پای در آن فرو برد و این همان وضع راه گریوه بین دو دیواره کوه را تداعی می کند.
شرح جلالی بر حافظ
بانو در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
سلام ،
خدا قوت
جان جان است اگر جای ندارد چه عحب
این که جا می طلبد در تن ما هست کجاست
ممنون میشم مفهوم این بیت رو لطف کنید
شادی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را: