درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
مرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم
دخلت التیه بالبلوی و ذقت المن و السلوی
چهل سال است چون موسی به گرد این بیابانم
مپرس از کشتی و دریا بیا بنگر عجایبها
که چندین سال من کشتی در این خشکی همیرانم
بیا ای جان توی موسی و این قالب عصای تو
چو برگیری عصا گردم چو افکندیم ثعبانم
تو عیسی و من مرغت تو مرغی ساختی از گل
چنانک دردمی در من چنان در اوج پرانم
منم استون آن مسجد که مسند ساخت پیغامبر
چو او مسند دگر سازد ز درد هجر نالانم
خداوند خداوندان و صورتساز بیصورت
چه صورت میکشی بر من تو دانی من نمیدانم
گهی سنگم گهی آهن زمانی آتشم جمله
گهی میزان بیسنگم گهی هم سنگ و میزانم
زمانی می چرم این جا زمانی می چرند از من
گهی گرگم گهی میشم گهی خود شکل چوپانم
هیولایی نشان آمد نشان دایم کجا ماند
نه این ماند نه آن ماند بداند آن من آنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا، شاعر به کشف و شهود درونی خود میپردازد. او احساساتی شبیه به موسی و عیسی دارد و به سیر و سلوک روحانی اشاره میکند. شاعر میگوید که در راه رسیدن به حقیقت، دچار چالشها و درگیریهاست و قیاسهای مختلفی از خود ارائه میدهد؛ گاه سنگ است و گاه آتش، گاه در نقش گرگ و زمانی در نقش چوپان. او به تناقضات وجودی خود میاندیشد و در تلاش است تا به درک عمیقتری از خویشتن و الهی در وجودش برسد. در نهایت، او به پوچی اشکال ظاهری و ماندن در جنبههای باطنی زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من درخت و آتشی را دیدم که صدایی میگفت: ای جانانم، مرا بخوان! آیا این آتش من را به یاد موسی، پسر عمران، نمیاندازد؟ (موسی به دلیل نشانههای الهی که در آتش مشاهده کرد به پیامبری انتخاب شد.)
هوش مصنوعی: به بیابان بلا و آزمایش وارد شدم و طعم نعمت و حلاوت را چشیدهام. چهل سال است که مانند موسی (پسر عمران) در این بیابان سرگردانم.
هوش مصنوعی: از کشتی و دریا سؤال نکن؛ بیا و شگفتیها را ببین. من سالهاست که کشتی را در این خشکی به حرکت درآوردهام.
هوش مصنوعی: ای جان من، تو مانند موسی (پیامبر) هستی و این بدن، عصای توست. اگر عصای خود را برداری، من هم مانند ثعبان (مار) به زمین میافتم.
هوش مصنوعی: تو مانند عیسی هستی و من پرندهات، تو پرندهای از گل ساختهای، بهگونهای که درد من در تو و در اوج او به پرواز درآمده است.
من همچون ستون داخل ان مسجد هستم (درداخل مسجد ستونی بود که پیامبر (ص) موقع صحبت کردن به ان تکیه میدادند) زمانی که تخت ومنبری برایاو تهیه شد ستون از درد وناله دوری پیامبر صدایش در اومده بود این نشان میدهد تمام اشیایی که در جهان هستند از جمله سنگ وچوب واب همه تسلیم در برلبرخداوپیامبرش هستند
هوش مصنوعی: تو که خدای تمام خدایان و سازندهٔ اشکال بیصورت هستی، چرا آنقدر بر من ظاهری میکشی که درکش نمیکنم، خودت میدانی اما من نمیدانم.
هوش مصنوعی: گاهی مثل سنگ سخت و بیحرکت هستم، sometimes مثل آهن مستحکم و محکمم. بعضی اوقات مثل آتش سوزان و پرحرارت هستم. در برخی مواقع از همه حالها دورم و بیهویت و معیار؛ و گاهی در عین حال هم سنگ به حساب میآیم و هم معیار و سنجش.
هوش مصنوعی: گاهی در اینجا در حال تماشای زندگی هستم، و گاهی دیگران از وجود من بهرهبرداری میکنند. گاهی چون گرگ درنده هستم، گاهی چون میش آرام و گاهی هم شبیه چوپان میشوم.
هوش مصنوعی: موجودی ترسناک و غیرقابلدرک به من نشان داده شد که همواره در حال تغییر است و نمیتوان گفت که کدام حالت او ثابت است؛ در حالی که من خودم را میشناسم و میدانم که همان هستم که هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
گهی رنجی نهد بر دل گهی بی جان کند جانم
به درد دل شدم خرسند که جز او نیست دلبندم
به رنج تن شدم راضی که جز او نیست جانانم
به بازی گفتمش روزی که دل بر کن کنون از من
[...]
ترا من دوست میدارم ندانم چیست درمانم
نه روی هجر میبینم نه راه وصل میدانم
نپرسی هرگز احوالم نسازی چارهٔ کارم
نه بگذاری که با هرکس بگویم راز پنهانم
دلم بردی و آنگاهی به پندم صبر فرمایی
[...]
چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
چو چرخ صاف پرنورم به گرد ماه گردانم
زبانم عقدهای دارد چو موسی من ز فرعونان
ز رشک آنک فرعونی خبر یابد ز برهانم
فروبندید دستم را چو دریابید هستم را
[...]
اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
قضای عهدِ ماضی را شبی دستی برافشانم
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نِه
[...]
مرا دیوانه می خوانند و با دیوانه می مانم
ز خود بیگانه می دانند و هم من نیز می دانم
اگر با بت منم اینم وگر در کعبه بنشینم
نه مرد مذهب و دینم نه اهل کفر و ایمانم
چو در بت خانه افتادم ز دیگر خانه آزادم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.