گنجور

حاشیه‌ها

محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

گمان میکنم در بیت ششم خواجه، این بیت سعدی را هم در گوشه چشم داشته اند:
به فلک میرسد از روی چو خورشید تو نور
قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور

مهران در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

به دلیل وراجی گاها جملات نا مفهوم و اشتباه گشته
نقطه دیگر= نکته دیگر

مهران در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

سلام علیکم
انشالله بزودی بهبود حاصل میشود.
باید بگویم این موارد را(توحید)،انطور که شاید و باید که چه عرض کنم حتی بصورت سطحی هم درک ننمودیم،مسلما شما که این مسئله را مطرح میکنید در این مورد تحقیق کرده اید و با وجود اینترنت مطالب زیادی در این مورد دریافتید، و چیزهایی که من میگویم تکرار مکررات است،ولی دوباره توضیحاتی ناقص در حد فهم خود ارائه میدهم.
توحید را به چند گونه تقسیم میکنند:(که در موردشان مطالب بسیاری وجود دارد که توضیح اضافی نمیدهم و فقط حرفهای خود را مینویسم)
توحید ذاتی،توحید صفاتی،توحید افعالی،توحید عبادی،توحید خالقیت،توحید در ربوبیت،توحید مالکیت،توحید حاکمیت،توحید در قانون گذاری
این که خداوند اینهمه به توحید تاکید دارد به این معنی است که ما انرا درک کنیم وقتی میگوییم خدا یکتاست ،در ذهن خود تداعی میکنیم که "خب این را دریافتیم برویم سراغ مسائل بعدی" و تلقین میکنیم که فهمیدیم جز خدا کسی نیست.اما مسئله اینجاست که ما باید بصورت عملی و درکی انرا دریابیم(غالب افراد این را قبول میکنند اما هنگام بروز مشکلات با خدا قهر نموده و ترک صلاه مینمایند یا اصلا نماز بجا نمیاورند که ترک کنند،پس حرفی است که فقط بر زبان جاریست)
نقطه دیگر حدیث سلسله الذهب از امام رضا (ع) است :که حدیث به پیامبر(ص) و جبرئیل و خداوند میرسد که میفرمایند: لا اله الا الله امان (دژ مستحکم) من است کسی که وارد ان شود، از عذاب من در امان است. "(این امان دنیوی و اخروی است).
با ذکر این موضوع با یک حساب دو دو تا میتوان گفت اکنون افراد بیشماری چه مسلمان و چه غیر مسلمان به وحدانیت خدا اعتقاد دارند اما ایا همه در امان خواهند بود:جواب مسلما خیر است پس این ذکر لازمه هایی هم دارد که باید در عمل هم به آن رسید.
انسان موحد اوصولا نمیتواند کسی باشد که در این راه بسیار کوشیده باشد(گر چه از نظر ما بسیار سخت است) ماجرای همان حمال معروفی که موقع سقوط کودکی گفت "نگهش دار" و کودک معلق ماند ،همه گفتند امام زمان است،خضر است،جادوگر است اما گفت من را چندین سال است میشناسید من حمال بازارم یک عمر هر چه خدا گفته اطاعت کردم و اکنون فقط یک چیز از خدا خواستم و اجابت نمود...نا گفته پیداست او موحد بوده اما در وادی عرفان غرق نشده بود.
و اما اینکه انسان چگونه موحد شود راهی ساده و سخت است:ساده یعنی از حرامات دوری و به واجبات پایبند باشیم همین. در این زمانه بنظر بنده تنها راه میانبر ریاضت معنوی و شرعیست بمدت 40 روز - 40 عدد خاصی است و بعد چهل سال سخن نگفتن به دولابی عنایاتی شد(نگه داشتن زبان بیشتر از نصف گناهان را از بین میبرد)...بحث دیگر بحث عنایت است روایات زیادی در مورد دادن غذای منزل به سگ گرسنه با چند توله توسط طلبه ای تهی دست است که در یکی گویا فرد کند ذهنی بود که بواسطه این عمل تیز هوش گشته و طریق عرفان طی نموده است
جا دارد در اینجا به شعر حافظ نگاهی بیندازیم
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
نا گفته نماند خداوند فرموده "هر کس را که بخواهیم هدایت میکنیم" یعنی یک فرد خود هم خدا را بخواهد که خدا 100 قدم به سمت او اید، مجددا حافظ میگوید
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید. هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند.
اگر قصور و اشتباهی باشد از ماست،معذرت میخواهیم . منتظر پیام بعدی هستیم.

حسن جلالی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد:

پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود:
لا غیبه لثلاثه: سلطان جائر و فاسق معلن و صاحب بدعه [1].
غیبت درباره سه گروه اشکال ندارد: اول پادشاه ستمگر، دوم فاسقی که آشکارا گناه می کند و سوم بدعت گذار.
لا غیبه لفاسق .lمنبع : مستدرک الوسائل ص 129 ح 10449

حمید سامانی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰۹:

سرشکم بیخود از چشم تر آیو

حمید سامانی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰۹:

چرا این همه غلط دارید؟
سرشک نه “سر شگ” و نه “سرشگ”
سرشک صحیح است

Shahin Shahsavar در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۷:

منظور از پرده ذهن است. چون پرده ی ذهن یا نفس یا ایگو بیفتد واقعا تو و منی نخواهد ملند.اما نه به فلسفه و تئوری.تا بدانجا نرسد چشم دلت حکم مکن.خیام عارفی بزرگ بود ولی به دلیل رفاقت و مصاحبت صمیمی با حسن صباح که رییس فرقه حشاشین و مسلمانی افراطی بود و بیدرنگ مهر کافر و قتل میزد بر پیشانی حتی خیام .پس خیام در پرده ترین عارف باقی مانده. اما تا خودتان پی به آنچه هست نبرید پی به اشعار خیام نمیبرید مگر از ظن خود یار آن شوید.حافظ را چند سطح است.اما خیام همیشه هم عارفانه نگفته اما در نکته دانی و بیان تنهایی با شعرش بی نظیر در تاریخ است.
...بگفت که من فلسفیم
ایزد داند که آنچه او گفت نیم

حسین در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

ادیب و فیلسوف نیستم فقط عاشق حافظ وشیخ سعدی هستم .شبی خواهش کردم خواجه مرا به غزلی مهمان کند که رندانه این غزل را رو کرد .من کم سواد هم پای در گل ماندم ،گفتم برای فهم غزل خدمت دوستان برسم و از کلام و راهنمایی اساتید مستفیض شوم . الحق که بقدری سیراب شدم که بخودم جسارت دادم چند سطری هم بنویسم.
آدم کم سواد برای فهم مطلب همه چیز را ساده میکند. مگر نه اینکه بحث تقابل عشق و عقل است و هنر عشق در ساده و ممکن کردن پیچیدگی هایی است که عقل برای اثبات خود در هم می تند. ساده است که بدانیم حافظ مدافع عشق بوده و نه عقل . حافظ قران با 14 روایت ، تعبیر خود از آموخته های قران را از منظر عشق به تصویر می کشد . روی سخن با کمال هستی است که بی نیاز است و عقل و عشق برای پیدا شدن نیازمند تجلی پرتو حسن او هستند و رخت و غیرت نیز منسوب به اوست والباقی تعریف همان داستان که راه رسیدن به او راه دل است و معرفت با عشق حاصل میشود . و حرف آخر اینکه عشقت رسد بفریاد گرخود بسان حافظ /قران زبر بخوانی با چارده روایت
البته ما عوام هم مثلی داریم که میگه : عاقل به کنار جوی حیران ماند / دیوانه پا برهنه از آب گذشت

غلامحسین در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:

با سلام،در خصوص اختلاف بین کلمه عبادت و طریقت در بیت هفتم بایستی به موضوع و شان نزول شعر هم توجه شود که وقتی تکله در سطر چهارم از قصد خود برای رفتن به کنج عابدی و عبادت سخن می گوید ، در سط ششم دانای روشن نفس برآشفته و وی را نهیب می زند که تویی که می خواهی به کنجی بروی و عبادت پیشه کنی ، عبادتی بجز خدمت خلق نیست.
پس به این ترتیب و با درک معنی ابیات که بهم مرتبط هستند به وضوح مشخص است که کلمه عبادت بسیار شایبسته تر از طریقت است و کلمه طریقت اصولا با مفهوم کل شعر سازگار نمی باشد.
پاینده باشید.

مسافر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

قرارمون سال دیگه این موقع !
با دکلمه ی همین شعر ...
معشوقم رو در آغوش خواهم گرفت...

زکیه اسمعیلی کشتلی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸ - آیینهٔ شاهی:

با سلام خدمت آقا محمدی که فرمودند که این ابیات سه بیت آن کمتر نوشته شده است؛ من کتاب گزیده غزلیات شهریار را همین الان در دستم است و تمام ابیات آن را خواندم هیچ بیتی طبق این کتاب کم و کاستی ندارد . ولی از نظر نوشتاری این کتاب خیلی خوانا نبود ولی با ابیاتی که در این سایت آمده توانستم تلفظ ابیات را تشخیص دهم.

زهرا جمال در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

جالبه که افراد به دو دلیل میگن این شعر درباره ی پیامبر نیست. یک عده افراد مذهبی هستن که فکر می کنند به مکتب نرفتن و بی سواد دانستن پیامبر توهین به ایشون هست . در جواب این دوستان باید گفت همانطور که بقیه هم گفتند این موضوع در قرآن هم ذکر شده. البته که حضرت محمد از آموزه های پایانی بهره مند بودن ولی به مکتب نرفته و سواد خواندن و نوشتن نداشتن و این خودش یکی از دلایل وحی بودن قرآنه
اون عده هم که معتقدند حافظ اعتقادات دینی نداشته و دلایل تاریخی می آرند که در وصف فلان پادشاه سروده شده به نظر شخص بنده توهین بزرگی به حافظ کرده اند . شعر حافظ بسیار بالاتر از شعر درباری و چاپلوسی شاهان قدیمه . حافظی که من می شناسند عارفی اندیشمند بوده نه یک شاعر در خدمت دربار.

mohammad ali tamaddon در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

فوق العاده بود .ادم با خوندن این شعر به درک و علاقه مولانا به شمس تبریزی رو پی میبره.

عزیزالله موحدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » خلقت زن:

در بیت ششم «درین محفل چون من حسرت کشی نیست»، «چون» غلط هست و وزن شعر رو به هم می زنه. «چو» درست تر هست.

رضا ثانی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:

چندان گریستیم که هر کس که برگذشت
چون اشک ما بدید روان، گفت کاین چه جوست؟

حبیب اله در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

سلام ، آخه این توانم که بیایم به محلت به گدایی چیه ؟!!!
منابعتون درستن؟؟؟
سر کویت به گداییی))خوندیم و شنیدیم!!!!

محمد عسگری - وفا - در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:

شتر به جهد و جفا برنمی‌تواند خاست
که بار عشق تحمل نمی‌کند محمل ( سعدی)

محمد عسگری - وفا - در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:

با عرض سلام و نهایت خضوع به پیشگاه اهل نظر. من تخصصی در رشته زبان و ادب فارسی ندارم، به عنوان یک علاقمند و خوشه چین دلبسته به این گنج بیکران و آسمانی، برداشت و فهمم این است که، «میروم» از هر جهت که به شعر نظر شود، درست تر و دقیق تر می نماید1- به ظرافت هنری و لطافت آرایه تضاد «میروم و نمیرود» التفات فرمایید. من در مقام رفتن هستم و علت نرفتن، من نیستم، مرکب و ناقه است که مانع رفتن است. چرا؟! از سرناسازگاری و نابفرمانی؟! خیر، شتر و مرکب هم رام است و اهل رمیدن نیست، چون در زیر محمل من است. پس علت چیست؟! سنگینی بار دل من( درد فراق دوستان) که طاقت حرکت ناقه در زیر محمل را از او ربوده و قدرت بر خاستن و حرکت و رفتن را باز ستانده است. دوستان ارجمند تصویر صحنه را این گونه ترسیم فرمایند که گوینده داخل محمل و بر پشت ناقه در مقام حرکت است، ولی مانعی پدیدار میشود و آن عظمت و سنگینی بار فراق دوستان است که هر دو را زمین گیر کرده است هم ناقه را و هم حامل بار فراق را. در این صورت عظمت و سنگینی آن «بار فراق» بهتر و بیشتر نمایان می شود. و آن آرایه ادبی هم در جای مناسب خود نسشته و دلربایی می کند و ذهن مخاطب را به پویش فکری وامیدارد که چطور «میروم» و «نمی رود» در کنار هم قرار گرفته اند. درود و بدرود

آرش محمدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۴:

اردشیر جان! شما به صورت کاملا تعصبی دز همه نظراتت خیام را به ایزد و خدا پیوند میزنی در صورتی که در هیچکدام از ابیات نامی از خدا برده نشده و برعکس بر بیخدایی تاکید دارد خیلی روشن و واضح! . شما معنی اضافه میکنی به ابیات .

سید در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۲:

زهی رو :کمال پر رویی
Smraha739@gmail.com

۱
۲۵۹۲
۲۵۹۳
۲۵۹۴
۲۵۹۵
۲۵۹۶
۵۷۲۴