گنجور

حاشیه‌ها

مهتاب در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:

@ بهنام
در تایید صحبت آقای بهنام. واقعا کی میخوایم از این توهمات تفسیری شعرهای فارسی بیرون بیایم. واضح تر از این دیگه نمیشه گفت بعد باز عده ی بسیاری میان و تفسیرهای ماورایی به اشعار حافظ نسبت میدن. کمی آگاهی کمی خواندن کمی تفکر کافیه تا به خودمون بیایم و دست از این ارتباط دادن همه چیز با دین بکشیم شاید راه رستگاری بجوییم!

محمد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:

سلام.نکته ای که اینجا وجود داره و من از آن لذت میبرم اینه که همه دوستان کم و بیش یک شبه سنایی در وجود خودشون حس میکنن.و شاید دلیل آن وحدت وجود باشد

کرمانشاهی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۵۰:

از روی حقیقتی نه از روی مجاز
ما لعبتگانیم و فلک لعبت باز
بازیچه کنیم همی بر نطع وجود
افتیم به صندوق عدم یک یک باز

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۲۲:

خوی در دری باید با خوید به معنای آبدار و نارس ( در کشت و میوه ها ) و hydre لاتین به معنای آب و sevida سانسکریت و xyvida در اوستا و sweat ( عرق) انگلیسی همریشه باشد .

علی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

سلام . در این مصرع که نوشته : این توانم که بیارم به محلت به گدایی .
آیا وجود دو کلمه « به » بلافاصله درسته ؟ به نظرم می آید اشتباه تایپی در این مصرع وجود دارد و در نسخه اصلی این مصرع به این شکل است :
این توانم که بیارم سر کویت به گدایی !

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۶ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۴۵:

روشیدن به معنای حذف کردن که برابر delete قرار داده شده است در فرهنگ اخترفیزیک دکتر ملایری با همین استدلال ساخته شده است . روش کردن ( roush kerden ) در لری بامعنای این را به آن در کردن باید از همین لغت و با همین استدلال ساخته شده باشد .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۹۷:

البته مانستگی کیسه ی بیضه ی غر یا دچار باد فتق با یک زنگوله شباهتش در این است که در هر دو مورد هم زنگوله و هم کیسه ی بیضه ی غر گرداگرد هر دو بزرگ است و در هر دو یک دانه ی کوچک آویخته است یعنی تکه فلز بسیار کوچک در زنگوله که به جام زنگوله و درای میخورد را با یک بیضه ی بسیار کوچک که در یک کیسه ی بزرگ بیضه( بخاطر غر شدن ) آویخته است شبیه دانسته است . درباره ی شباهت کابیله و بیضه از نظر ایشان هم به نظرم شباهت روشنی هست ولی از گفتنش میگذرم . علامه درباره ی کابیله گفته که هیچ شباهتی به بیضه ندارد .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۹۷:

استاد رودکی یکبار خایه را به کابیله یا هاون آسیا شبیه کرده در شعرهای قبل ( سه روز دنبال وجه شبه و مانشش گشتم ) اینجا هم که خایه را به زنگ درای شبیه دانسته اگر اشتباه نکنم دارد defamiliarization یا آشنایی زدایی میکند و گرنه این تشبیه ها به هیج وجه به خایه نمی مانند !از خایه لغت خاویار به معنای خایه دار را داریم و آن ماهیی ای تخمگذار است که تخم فراوان دارد و هاگ که تخم قارچ است از خاگ و خایه است . رویهمرفته هم خاویار و هم هاگ به بهترین شکل واژه ی خایه را نهان کرده اند بگونه ای که هیچ در آن دیده نمیشوند ولی هستند .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۹۳:

اندمه اینجا ناستالژیا است .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۸۵:

به نظرم این لغت هوازی به معنای ناگهان بااصطلاح یک هو ! به معنای ناگهان همریشه است . بهر سو این هو در هر دو یکی است .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۷۶:

کربشه همان کرپسه و کلپاسه است که مارمولک صحرایی است به نظرم مول در مارمولک معنای نرم میدهد . مارمولک شاید مارنرم معنا بدهد . ( مول و نول هر دو در لری و بخشهایی از مازندران به معنای نرم هستند ، نرم و نیلیک ، نرم و نرم معنا میدهد . کلبچه که در خوزستان بکار میرود که به بستن اسیر گفته میشود باید از کربشه ی عربی باشد که بستن دست ستوران بوده است و فارسی نیست .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۶۲:

این لغت غشاک به معنای بوی گند باید با غساق که در قران به معنای خوراکی جهنمی بدبو است همریشه باشد . چون غوشا به معنای سرگین است شاید غشاک از فارسی در عربی رفته باشد. .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۶۰:

ریم و ستیم با هم یعنی چرک و خون اینجا ستیم باید خون گیر افتاده در بافت باشد در این صورت ستیم همان hematoma در انگلیسی است . در لری خون را در بخشهای از کوهستانهای پیرامون مسجد سلیمان هین میگوییم . هیم ، هین ، hema یکی هستند.

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۵۳:

شاید خنور از خانور باشد و به معنای همه ی اثاث خانه هم معما بدهد لوازم خانگی را رویهمرفته بشود خنور یا خانور خواند . اگر چه همه جا با معنای ظرف و آوند خانه آمده است .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۴۵:

لوش و لای و لرد هر سه یک بخش PiE دارند که در زبانهای هندی اروپایی هست و لغت delete از دو‌بخش de + lete تشکیل شده و آشکارا بخش دوم لغت با این سه لغت فارسی همریشه است .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۳۷:

زغند اگر چه به فغند به نظر نمیاید یک واژه باشند اما یک معنا میدهند .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۳۵:

درواخ به معنای نقاهت است . دروا هم دو معنا دارد یکی همین درواخ به همین معنای سالم که در درست و‌دروا دیده میشود ( درست و‌درمان به نظرم نادرست است ) دیگری دروا که معنای معلق میدهد .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۳۲:

کودک به معنای کوچک و کوتک و کوتاه است و لغت کک kok هم معنای کوچک میدهد .

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۹:

مغزیدن : زمان هرز دادن است . not to be worthwhile

امین کیخا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲۷:

کلج kalaj در لری به معنای سرسخت و مقاوم است . البته ربطی به کلخج ندارد ولی بیم فراموش شدنش باعث شد که اینجا برای دانایان بگذارمش .

۱
۲۴۴۹
۲۴۵۰
۲۴۵۱
۲۴۵۲
۲۴۵۳
۵۷۲۴