nabavar در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
گرامی مهربانو
ندارم به روی تو چشم تعهد
که روی تو خود چشم بیمار دارد
چشم داشتن از کسی به مانای انتظار داشتن است
اشاره به چشم بیمار هم شاید به مانای خمار چشمی ست که دلربایی آن منظور است، و درین جا از بیمار توقعی نمی توان داشت ، اگر درست فهم کرده باشم:
می گوید از روی تو انتظار وفای به عهد ندارم
چنانچه از چشمان خمار تو
محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۷ - حکایت:
من تصور میکنم بیت آخر الحاقی است و از سعدی نیست. این بیت تنها میتواند اثر یک شاعر شیعه مذهب باشد درحالیکه سعدی قطعآ سنی مذهب است. شعر در قتل مستعصم او تردیدی باقی نمیگذارد. او مستعصم را امیرامؤمنین خطاب میکند :
آسمان را حق بود گر خون ببارد بر زمین/
در ازائ قتل مستعصم امیرالمؤمنین
دانا در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:
به نظر من جدا شدن به معنی جدا شدن روح از جسم می باشد فنا شدن در پرده اسرار یعنی تجزیه جسم در حالتی که دیگر چیزی از آن باقی نمیماند و همچنین بازگشت به جایگاه اولیه می باشد در مصرع دوم که میگوید می نوش ندانی از کجا آمدهای منظور هر چه در دنیا متعلق به تو و صحیح از آن استفاده کن بعد از مرگ هم خدا خودش سبب ساز است
هادی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:
در شهر شیراز اصطلاح یعنی چه هنوز در میان مردمان کاربرد دارد.وقتی یک بزرگتر فرد کوچکتری را مورد خطاب و عتاب قرار میدهد و میخواهد او را نصیحت کند کإرهای او را نام میبرد و میگویداین کارها یعنی چه
دقیقا حافظ در أین شعر دارد کسی را مودبانه نصیحت و کمی سرزنش میکند بیت اول به وضوح میگوید چرا ابرو ریزی میکنی چرا دشمن را شاد میکنی
در گوش من محتوای این غزل مشابه پند های دلسوزانه یک پدر به فرزندش هست که با کلام زیبای حافظ بیان شده است وتصور نمیکنم هیچ عرفانی در زیر ان نهفته باشد
محمدی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴:
سلام
همین 4 بیت هست؟
محمد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:
دوستان عزیز برای مطالعه سایر اشعار ترکی شهریار و همچنین باقی ادیبان ترکزبان میتونید از سایت minsoz.ir استفاده کنید. این سایت شبیه گنجور اما مختص ادبیات و شعر ترکی هست.
امید رضا در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۷:
لطفا غلط های بسیا ریاد املایی سایت را که تنها باکمی توجه قابل پیشگیری هستند را تصحیح کنید. /بریز خون من اول ولی به خنجر او./
امید رضا در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۷:
سلام سایت بسیار خوبی دارید اما غلط املایی ها بیش از حد تصور است. حال شعر خواندن را میگیرد . /بریز خون من اول ولی به خنجر او../
مهربانو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
ندارم روی تو چشم تعهد، که روی تو خود چشم بیمار دارد.. منظور شاعر چیست؟
بیژن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:
از قصاید بسیار زیبا و اخلاقی سعدی است
امیر در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت:
وااای چقدر زیبا.فوق العاده است شهریار
اردوان در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۴ - فِی التَّأَسُّفِ وَ النّدامَةِ عَلیٰ صَرْفِ الْعُمرِ فیما لایَنْفَعُ فِی الْقِیامَةِ وَ تأْویلِ قَولِ النَّبیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم: «سُؤْرُ الْمُؤْمِنِ شِفاءٌ»:
طبع را افسردگی بخشد مدام
مولوی باور ندارم این کلام
شاید منظور از «این کلام» علم کلام باشه که مولوی رو شاهد گرفته که ایشون هم این علم کلام رو باور نداره!
احمد نیکو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶:
این عقل که در ره سعادت پوید
روزی صدبار خود تو را می گویددریاب تو این یک دمه وقتت که نه ای
آن تره که بد روند و دیگر روید
احمد نیکو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:
چون عهده نمی شود کسی فردا را
حالی خوش کن این دل پُر سودا رامی نوش به نور ماه ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
رباعی از خیام
داود در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان:
با عرض پوزش جند اصلاح لازم است تا متن ویرایش شود: پا نهم /نبودن/وسیع وسخت/رشک ها به جای اشک ها.
Mdm در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
سلام
از کجا میتونم تفسیر مناسب برای این غزل پیدا کنم؟
غفاری در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هنی تر می رسد روزی
با علام شدن و افزایش علم و آگاهی و دانایی اسباب محرومیت خودت رو از نوشیدن این شراب گوارا فراهم نکن . قرار نیست که عالم شدن تو رو از لذت بردن محروم کند . قرار باید این باشد که با دانا شدن تو درک بهتر و قوی تری و لذت بیشتری از خودت و هستی و عاشقی ببری
اگر غرور تکبر ناشی از عالم شدن تو رو مسخ کنه . باید بهت بگم که باختی .. چرا که در این صورت اون ادم جاهل و نادان که هیچ وقت سراغ معلومات و کسب دانش نرفته روزی و شراب و لذت بیشتر و هنی تر و خوشگوار تری رو از زندگی کسب میکنه و تو نخواهی توانست حتی با عالم بودنت به لذتی که اون میبره ... دست بیابی و لذت کمتری خواهی برد . مگر اینکه دانایی رو ابزاری کنی برای درک بیشتر نه ابزاری برای تکبر و غرور
سیروس سعادتی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۱ - جوجهٔ نافرمان شاعر نامشخص:
"العلم فی الصغر کاالنقش فی الخحر" .سال 1335 که دانش آموز کلاس دوم ابتداِی بودم این شعر را حفظ کردم ، یکی دو بیت آن فراموشم شده بود که به اینترنت مراجعه کردم . اکنون در سن 72 سالگی شعررا برای نوادگانم میخوانم و تاکید میکنم تا به پند و اندرز مادرشان گوش فرا دهند. روان بانوی ادب و فرهنگ ایران ، پروین اعتصامی شاد باد.
بی نام در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
دوستان عزیز تمامی نظریات را خواندنم. شاعران غالبا احساسی و عرفانی هستند و اشعار خود را اغلب در این حالت عوالم بالا می سرایند. هر فردی بنا به حال و هوای خودش تفسیر ی از شعر دارد که شاید با نظریات شاعر نزدیک و چه بسا دور باشد. تهمت ها و پرده ها را کنار بگذارید به حال و هوای شاعر نزدیکتر میشوید. با خواندن نظریات به یاد ماجرای حکمیت افتادم. محمد شفاها علی را جانشین خود کرد. نه دستنوشته ای از او و نه آیه ای در قرآن. و این سرآغاز اختلافات و جنگها شد که بوده و هست و خواهد بود. پیشنهادم این است: به جای اینهمه غرق شدن در کلمات و غیره شعر را روان و آهنگین بخوانید و لذت ببرید. همانگونه که قرآن آهنگین و زیباست. به یاد داشته باشیم که مسجد و میخانه هر کدام حرمت خود را دارند. مست به مسجد نرویم و اگر باده نمی نوشیم پای در میخانه نگذاریم و حریم ها را نگه داریم. از قدیم ایران تا امروز داریم درو خودمون می گردیم و سر کارمان گذاشته اند جهان اولی ها. آنان به دنبال علم و تفحص در ریز ترین مسائل آن هستند و ما در گیر فضولی در زندگی یکدیگر در جزئی ترین مسائل زندگی شخصی یکدیگر. در این راستا حتی به خودمان اجازه میدهیم که حافظ را که افتخار ایران است و دنیا می شناسند به زیر سوال ببریم. وای به حالمان که عقب ماندگی مان از همین تفکرات نشات میگیرد. بند ها را پاره کنیم. صحیح و سالم بیاندیشیم تا پیشرفت کنیم. جهان از ماده و انرژی تشکیل شده و این دو مدام در حال تبدیل به یکدیگر هستند. حال منظور از می شراب انگور باشد یا مست عوالم بالا شدن؛ چه تفاوت دارد. این مورد را در موارد دیگر نیز که بیان شد لحاظ کنیم. اتهام زدن آسان و زدودن آن بسیار سخت شاید ناممکن باشد. از توهین و افترا بپرهیزیم.
مجتبی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲: