گنجور

حاشیه‌گذاری‌های رضا از کرمان

رضا از کرمان

سلام بنده محمدرضا ذویاور ساکن کرمان شاعر و دوستدار شعر وادب 


رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:

با سلام بر دوستان گرامی 

 از حاشیه دوست عزیز ابوسعید گرامی این سوال  برای بنده پیش آمده که  ارتباط این شعر با حب آقا امام حسین(ع) کجا مطرح شده ، نمیدونم چرا دوستان اصرار به مطرح کردن این مباحث دارن  وبنظر میرسه که با طرح این دست موضوعات میخواهند به حافظ  یا سایر شعرا مشروعیت بدهند  یا  در صدد افزایش شان ومنزلت  ایمه اطهارند  واقعا نمیدونم  من که از حاشیه ونظر حضرتعالی و خصوصا این شعر متوجه  منظور  شمانشدم  از شما خواهش دارم دقیقا بیت مورد نظر را باز کنید تا شاید بنده حقیر هم متوجه بشم  یاد آوری میکنم که  این یک سایت تخصصی شعر وادب فارسی است  واصراری به درج حاشیه نیست وبه قول قدیمیا بعضی جاها اگه حرف نزنی نمیگن گنگی   خصوصا  نوشتن حواشی که کاملا بی ربط به نظر میرسه  وخدا شاهده که اصلا دوست ندارم وارد این مباحث بشم ولی بعضی وقتها واقعا نمیشه وبه نوعی به شعور آدم توهین میشه والله . 

ضمنا نظر آقا رضا کاملا محترمه .

 شاد وخرم باشید.

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲:

با سلام  البته با شعر حافظ هم وزن سروده شده وتضمین نشده  است 

با سپاس  شاد باشید .

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۰:

با سلام 

        دوستان گرانقدر  در مورد بیت پنجم این غزل  شور انگیز اگر توضیح وتفسیری ارایه بفرمایید ممنون میشم  .

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۴ - فی المدیحه:

سلام

در بیت ۱۵ و۱۶ چرا قافیه  ووزن شعر عوض شده ایا این از صناعات ادبی است یا اشتباه چاپی است ممنون از توجه دوستان 

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۶:

سلام 

دوستان عزیز برای بیت نهم این غزل نیاز به توضیح دارم لطفا راهنمایی بفرمایید 

چرا حضرت مولانا زادن  ثانی را در کسوت جدید عنوان میکند ایا منظور میتونه تناسخ باشه 

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴:

با سلام 

 که جهان صورت است ومعنی یار   

لیس فی الدار  غیره دیار 

این بیت مربوط به ترجیع بندی منسوب به منصور حلاج است  که در  ظاهر  (جز ما هیچکس ساکن دنیا نیست)  یا در معنی جز حضرت حق در کل هیچ احدی وجود ندارد. 

 دوستان گرامی وفرهیخته خواهشمندم در مورد تفهیم بیشتر  این قصیده  حضرت شاه نعمت الله ولی  با توضیحات خود بنده را مستفیض فرمایید  با سپاس شاد باشید.  

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

 با  سلام

            در پاسخ به سرکار خانم زهرا یوسفی معنی ساده  وبی تفسیر دو بیت مد نظر جنابعالی از از منظر بنده چنین میتواند باشد 

         تدبیر،صد رنگ افکنی بر روم وبر زنگ افکنی  ///  در هرلحضه توسط ذهن در گیر صد نوع اندیشه میگردیم زنگ وروم  کنایه از سیاهی وسپیدی است که به جهت نشان دادن  گستردگی دامنه  وسیع قدرت فکر  وذهن انسانی  در اینجا بکار برده شده یا به عبارت دیگر ما در هر لحضه در فکر نویی هستیم وذهن ما خلاقانه در حال ساخت وپردازش ،  که  خود، این تدبیر ماست که باعث آشفتگی و اضطراب  درونی ما میگردد و ما متوجه این موضوع نیستیم چرا چون مولانا میفرمایند  آنچه را که میسازی  نمیبینی و ریشه مشکلات درونی را در کسان دیگر جستجو میکنی در صورتیکه میبایست با خود صادقانه خلوت کرده  وگوش ذهن را  بگیری وبه خاموشی دعوت کنی   خلصنی در اینجا اشاره به بخش تکرار شدنی دعای جوشن کبیر دارد (فریاد فریاد خداوندا مرا از آتش رهایی ده) ومنظور این است فرد اسیر ذهن فریاد وتقاضای رهاییش هم چیزی جز شوخی  وحیله وفریب نیست 

برای پی بردن به تفاسیر صحیح وناب اشعار مولانا ،  استاد پرویز شهبازی و استاد کریم زمانی  حضورتان معرفی میگردد  واین غزل زیبا  شماره 652 با مطلع

تدبیر کند بنده وتقدیر نداند

هم میتونه به نوعی در توضیح دوبیت بالا مفید باشد     

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۸ - حکایت در معنی شفقت:

سلام خدمت مریم خانم

برای معنی کردن پنج بیت آخر که فرمودید نیاز به کمی توضیحه سعدی علیه الرحمه میفرمایند در زمان قحطی، در دوره  ابن عبدالعزیز  که مردم در مشقت قرار گرفتن  ایشون با فروش نگین انگشتریش و هزینه کردن او در تامین معاش، مردم را مساعدت کرده وعلیرغم ملامت اطرافیان در تعریف از اون جواهر واینکه نادر وبینظیره  میگه دور از مروته که مردم در عذاب باشن ، وپس از اون بنظر من شاه بیت شعر رو میاره اونجا که از زبان شاه میگه :

خنک انکه آسایش مرد وزن

گزیند  به آرایش خویشتن

که البته پر واضحه که این آرایش میتونه مصادیق زیادی داشته باشه بگذریم ،بعد اشاره میکنه به اتابک ابو بکر ابن سعد که در دوره زمامداری  ایشون هم ظاهرا طبق گفته سعدی بحمد خدا ایشون نیز دارای این سیرت نوع پروری ودستمندی از مردم است  وهیچ فتنه ای در شهر فارس وجود نداره  وهمه در راحتند حالا میرسیم به پنج بیت مد نظر جنابعالی که به خواسته شاهدی  بر ابیات بالا باشه 

مرا راحت از......

زندگی دوشین من خوب بود که یارم ومعشوقم در آعوشم بود ولی دیدم که مست خوابه وبدون توجه  به اوگفتم ای که سرو در پیش تو حقیره  بیدار شو وچشمانت را از خواب بشوی و بگو وبخند بامن از می لعلت( کنایه از لبان معشوق) بیار تا بچشیم  از چه رو خوابیده ای وچه وقت خوابه ،ای فتنه روزگار

معشوق در جواب میگه تو منو فتنه میخوانی  اونم در زمان سلطان روشن نفس که نشانی از فتنه نیست، میگی بیدار باش در صورتیکه طبق گفته خودت کس از فتنه در پارس دیگر نشان نبیند پس من چگونه بیدار باشم

امیدوارم مفید واقع بشه ولی منو برد به فضای دوره دبستان که این شعر  رودر کتاب فارسی  میخوندیم  همه چیز تنزل میکنه حتی کتابهای درسی صد افسوس 

شاد وخرم باشید

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۰:

جناب سلیمی سلام 

برداشت بنده از معنی این شعر  اینه  

ایشون میفرمایند حرص آدمیان مشابه تلاش مورچگانه (حالا مثلا در یک میدان شلوغ جنگ ونبرد) از یک طرف  لاشه مرده هم نوعان خودش را زیر پای ستوران وچهار پایان میبینه ولی از سوی دیگه در جمع آوری دانه در شتابه 

این شعر در نکوهش حرص ورزی وزیاده خواهی آدمیان گفته شده واین معنی رو القا میکنه که با این که همه ما از پایان کار زندگی اگاهیم  وبه مساله مرگ واقفیم وهر روزه شاهد مرگ دیگران هستیم ولی باز نسبت به دنیای فانی به اشکال گوناگون حریصیم  

البته ناگفته نباشه این نظر بنده بود واستاد نیستم  شاد وخرم باشی

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۴:

سلام 

در جهت تایید نوشتار  اقا حمید رضا وتوضیح بیشتر  این  حکایت مصداق این مثل میتونه باشه که میگن : اخلاق ادمها رو ماما میاره ومرده شور میبره 

تکرار مکررات نباشه  ولی لازم به توضیحه داماد بدلیل نوع شغلش که همیشه با چرم سفت کار کرده  با لبان تازه عروس نیز رفتار مشابه داشته وباعث زخم وجراحت  شده و شاعر  تاکید داره که برای گرفتن پند این مطب را گفته نه به جهت مزاح

ولی ناگفته نمونه که  بسیار آدمهایی  بودند که توانستند با هشیاری وممارست  از دست بسیاری از رزایل اخلاقی  نه تنها که خلاص شده‌اند، بلکه صاحب کمالات وفضایل اخلاقی نیز گردیده اند.

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

  با عرض سلام وادب خدمت تمامی عزیزان

بنده به نوبه خود اجرای این غزل رو توسط همه هنرمندان شنیدم  وخلاصه یکیشون برام دلچسب تر از بقیه بوده واین کاملا طبیعیه ولی  بنظرم این سایت وزین  جهت تبادل نظر  در خصوص  اجرای خوانندگان وهنرمندان نیست   واین نکته هم قابل اغماض نیست که هرکدام از این عزیزان با صدا واجرای حالا خوب یا بد یا کپی یا به هر نوعی ، صدای حضرت مولانا وپیام ایشون رو به مخاطبین و شنوندگانشون انتقال دادن  وبنا به اعتراف دوستان حاشیه نویس بعضا با کلام شعرا از این طریق آشنا شدن  واین نیمه پر لیوانه که باید مورد اعتنا باشه  موضوع دوم این سایت یک سایت ادبی است ولی چرا بعضی از سروران رعایت ادب را نمیکنند وراحت به نظرات وحاشیه ها وحتی خود افراد توهین میکنند که با اصول وشرایط  وقانون حاشیه گذاری مندرج در ذیل  محل حاشیه نویسی نیز مغایرت داره وبهتره جهت پویایی بیشتر سایت رعایت بشه

بر خیالی جنگشان وصلحشان

وز خیالی فخرشان وننگشان

.   واز دوستانی که در انتقال معنی ومفهوم ادبی عرفانی شعر حاشیه گذاشته اند ممنونم چون هر کدام از اشعار شعرا که  توفیق  واقبال ارایه  عمومی بصورت ترانه  پیدا میکنند بدیهی است که علامت سوالهای بیشتری در اذهان عمومی میگذارند  معنی خیلی از ابیات یا کلمات بکار رفته جای تامل وسوال میشه کاش بزرگوارانی که به معنی ومفاهیم این غزل زیبا بیشتر واقفند  قبول زحمت کرده و با زبان ساده  وشیوا یک معنی جامع بر روی این غزل مینوشتند

شاد وخرم باشید

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

سلام بر تمامی دوستان 

شرح ونقطه نظرات دوستان رو خوندم وبا اصل احترام به نظر تمامی کاربران محترم  بنده بیشتر با نظر جناب برگ بی برگی هم عقیده هستم  چرا اگه به این موضوع واقف ومعترف باشیم که غزلیات حافظ عرفانی است پس خیلی واضحه که باید دنبال تفاسیر عرفانی باشیم از سوی دیگر میدانیم  که ما از دوبعد جسمانی وروحانی متشکل میباشیم یا بقول حضرت مولانا 

هست سیم آدمیزاد وبشر    

نیم او زفرشته ونیمیش خر

  بعد جسمانی ما همین جسم وفیزیک ماست که قابل رویت ولمس  از سوی دیگرانه بعد روحانی ما یا در اصطلاح روح ما در این بازار جهان قابل رویت لمس ومشاهده برای دیگران نیست   باز به گفته حضرت مولانا 

نیست را بنمود هست ومحتشم

هست رابنمود بر شکل عدم

 بحر را پوشید کف شد اشکار 

باد را پوشید بنمودت غبار  

الی آخر در دفتر پنجم بخش 46 که توصیه میکنم مطالعه ودقت کنید در هر صورت پر واضحه که اشاره  این بیت غزل به همین موضوعه  به بعد فراموش شده ما که اصل ماست ولی در پرده قرار گرفته و بیشتر تلاش ما در اثبات   وتایید بعد جسمی ماست . یعنی گل اشاره به روح وگلاب اشاره به جسم ما داره  منتظر راهنمایی دوستان گرامی هستم .

شاد وخرم باشید 

 

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۲:

سلام 

 جناب فاضلی این اتفاق در دیوان غزلیات سایر شعرا هم دیده میشه مثلا در غزلیات شاه نعمت الله ولی این مطلب به کرات وجود داره، البته به نظر بنده صرفا به حال وهوای شاعر وتاثیراتی که از سرودن غزلی در یک وزن  داشته بر میگرده وبا اون مطلع یک غزل دیگه با ابیات متفاوت بوجود آمده  البته این نظر شخصی وتجربه خودمه از نظر یک نفر که طبع شعر داره واتفاقا غزلیات شاید شباهت در تعدادی ابیات دارند ولی در عین حال هریک لطف خاص خودشون رو دارن و البته ارائه دهنده مطلبی نو و این غزل حضرت مولانا بنظرم شاهکاره  برای بنده ،که ابیاتی از این غزل همواره همچون چراغی در مواقع مرتبط  در  مواجهه با مردم یا مسایل روزمره برایم روشنی بخش وراهگشاست  ضمنا به دوستان توصیه میکنم تفسیر زیبای آقای استاد پرویز شهبازی رو بر این غزل از دست ندهید  ممنونم    

شاد وخرم باشید 

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

سلام وجود حرف چ در کلمه چوپان خود مبین فارسی بودن کلمه است

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹:

البته خود سایت محترم در سر فصل رباعی مرقوم فرمودند رباعی نقل شده 

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹:

سلام به تمامی عزیزان حضرت مولانا میفرمایند :

اختلاف خلق از نام اوفتاد

چون به معنی رفت آرام اوفتاد

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:

 اقا محسن سلام 

 با توجه به معنی کلی این غزل برای بیت آخر که فرمودی میشه این معنی را در نظر گرفت  با توجه به فراق و محنتی که داره ازش در غزل صحبت میشه میگه من با توجه به همه سختی ودرد ورنج پا پس نمیکشم وبه عشق معشوق وفا دارم  واز پیش تو نمیرم چون من مقید به عشقم  وپابسته وگرفتارم  وقادر به رفتن نیستم  ( پا بسته ومسمار شده قادر به  رفتن نیست) 

 با درود شاد باشی

 

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

دوست گرامی جناب احمدی عزیز 

سلام 

این شعر که فرمودیدغزل 441 از دیوان شمس میباشد واز دفاتر مثنوی نیست 

 شاد وخرم باشی

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷:

سلام 

خانم رضایی یکی از دوستان درست معنی کرده و روح معنی نمیده چرا چون روح که نمیتونه خوراک موربشه  و بعد از فوت جسم ادمی دفن میشه و در اصطلاح عامه خوراک مار وموش مور میشه  فلسفه بیشتر اشعار خیام در بی ارزش بودن این جهانه یعنی صورتهای همچو ماه در خاک میرند و غره به جمالت نباش

باسپاس

 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۹ - داستان آن درویش کی آن گیلانی را دعا کرد کی خدا ترا به سلامت به خان و مان باز رساناد:

سلام اقا کوروش

نمیدونم قسمت شده  در چند جا پاسخگوی شما باشم زهی سعادت خدا کنه توضیحاتم مفید واقع بشه 

برای معنی سه بیت که فرمودی نیاز است گریزی به بخش قبل بزنیم پیرزنی عجوزه با کبر سن هنوز در دام شهوت اسیر ، وبه دنبال شکار شوهر بود ولی به گفته مولانا دامش پاره شده بود  یعنی جوانی وجمالش نبود واین عمر که در غفلت وشهوت میگذرد چیزی جز سرمایه دوزخ نیست حال اگر کسی برای او طلب عمر دراز نماید گرچه او خوشحال میشود   ولی در اصل برایش نفرین کرده  حال برویم سر سه بیت حضرتعالی   یک روز یک گدایی سمج راه را بر خواجه ای از شهر گیلان می بندد وپس از سماجت وگرفتن پول یا حالا نان  برای خواجه  که  از ظاهرش متوجه شده غریب است طبق عادت گدایان دعا میکند که خداوند ترا به خانه ات سالم برگرداند ولیکن خواجه به هر دلیل میل به برگشت نداشته ویا شاید قهر هم بوده  میگوید آن خانه ای که من دیدم یادارم خدا تورا به آنجا ببرد ای گدای غمگین ژولیده

این حکایت کوتاه در باب تاکید داستان قبلی آمده است ومبیین این مطلب است که زندگی شهوانی چیز قابل آرزو کردن نیست این برداشت بند ه بود  وحتما بی اشتباه نیست دوستان منت گذاشته اصلاح فرمایند.

با سپاس فراوان

 

۱
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
sunny dark_mode