A در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲ - سؤال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضلترست و عزیزتر و شریفتر و مکرمتر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم او:
از بیت صدهزاران افرین بر جان او تا اخر این داستان ، مولانا آل محمد و فرزندان حضرت علی را مدح می کند و ارادت خود را به آن ها نشان می دهد . منظور از (خلیفه زادگان مقبل) ، فرزندان حضرت علیست . منبع : شرح مرحوم گولپینارلی بر مثنوی جلد 3
م نظرزاده در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:
به نظرم علامت سوال در شعر اضافه است.
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:
در بیت هفتم، «زخم» باید درست باشد نه «رحم».
محمد رشیدی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۵۴:
مصرع اول بیت
صفت زلف کجت راست نیاید به قلم
بنظر درستر باشد
باتشکر
برگ بی برگی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
" یاد باد" یعنی به یادِ آن که...، و " منزل" یعنی محلِ اقامت، پس حافظ با حسرتِ روزگارِ وصال خطاب به معشوقِ ازلی می گوید خوشا آن (روزگاری ) که منزلگاه او در سر کوی تو بود یعنی که انسان و حضرت معشوق باهم یکی بودند و جدایی در کار نبود یا اگر هم بود از سرِ کوی تا منزلگاهِ معشوق بیش از یکی دو گام راه نبود. بنظر می رسد بیت به سوالِ بنیادینِ از کجا آمده ایم پرداخته و حافظ به وحدت وجود اشاره دارد و می گوید وقتی من (انسان) در سرِ کویِ بینهایت و درگاه کبریایی تو منزل داشتم از نگاه و نظرگاهِِ تو به زندگی و هستی می نگریستم که حاصل و نتیجه اش بینایی و روشنی دیده و دیدنِ جهان برحسب و از منظرِ نگاهِ تو بود. حافظ از بکار گیری واژگان مربوط به زمان و مکان اجتناب میکند چرا که امورِ معنا در زمان و مکانِ ذهنی نمی گنجد که اگر در زمان روان شناختی بکار رود قطعا انسان را نیز به ذهن می برد و سوالات بسیاری برای او پدید می آورد، پس یاد باد آن (زمان ) که انسان در جوار حضرت دوست ( در عالمِ یکتایی ) روزگار خوشی داشت (لامکانی که ادیان آن را بهشت نامیدند) که چون خاکِ بینهایتِ کویش را سرمه و طوطیای چشمِ خود کرد روشنیِ دیده را از این خاکِ حاصل نموده و جهان را از منظرِ چشمِ خداوند می بیند.
هما در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲:
اما هر دو نسخه یک معنا را می رسانند. در نسخه گنجور هم تاکید بر اینست که هرکه ازاندوخته متمتع شد و به دیگران هم خیری رساند پشیمان نمی شود. کجا به معنی که از ویژگی های سبکی خراسانی است
بهادر در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:
سلام تا اونجا که من خوندم درسته شعر
یعنی ممکنه یه روزی نسخه اصلی که میگن توی تایتانیک بوده سالم پیدا بشه شماها که از شعر ایراد میگیرید دیگه این کار رو انجام ندید
معلومه که قصریست درسته یه چند بار شعر رو بخونی متوجه میشی
من عاشق خیام ام
یه مردمان بدبختی هستیم متاسفانه قبول دارم از ماست که بر ماست
وای واقعا خیلی جاها ها خیلی چیزا حق ما نبوده
م. م.ب در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۶:
محمدرضا اسحاقی در آهنگی از آریا عظیمینژاد این شعر را استفاده کرده است. روی اسپاتیفای نیافتمش.
پیوند به وبگاه بیرونی
نیکومنش در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵:
سلام و هزاران درود
صـلاح مـا همـه دام ره ست و من زیـن بـحث
نـیـَـم ز شـاهد و سـاقی بـه هیـچ بـاب خـَجـِل
معنی :
درست است که صلاح کار ما که همان شراب خوری به وقت جلوه نمایی گل است چون دامی است که ما را از سلوک باز می دارد ولی خدا را شکر که من در مقابل ساقی زیبا روی که مرا به شراب خوری وا می دارد شرمنده نیستم
مضمون :اگر ساقی کوثر منجی موعود؛ پیمانه را پر می کند باید نوشیدو و به صلاح و نا صلاح کار فکر نگرد چرا که هرچه او می کند صواب است و صلاح ما نا صواب ...
رئیسی ورکانی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:
در بیت: گندمم را ریختی تا زر دهی
رشته ام بردی،تا گوهر دهی. کلمه(که) اضافه است . لطفا بردارید
رئیسی ورکانی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۵ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۱۲۸ - حکایت شهری با روستایی که وی را به باغ خود برد:
سه بیت پایانی در ابتدا آورده شود.
رضا در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را:
پئی را نبد بر زمین جایگاه
جای پا گذاشتن روی زمین نمانده نبود
عیسی ابوالحسنی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۸:
رویت را کردی اینطرف ولی دلت به طرف زیبارویان شهر طراز است
ظاهر نماز رو باید بخونی ولی اونی که از تو قبول می کننند زمزمه های عاشقی با خداوند است
جکی هست که میگه: طرف ایستاد به نماز و خوند: بسم الله الرحیم که نبود و که نستعین الله اکبر ؛ گفتند این چه نمازیه؟ گفت این نماز ما که نماز نیست اینقدر هست که با خدا یاغی نیستیم
سروش رزمی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:
از آنجا که در مصرع دوم بیت اول به بیتوجهی عاشق نسبت به دیگران اشاره شده درنظرم جالب نیست در مصرع اول هم به نوعی به این موضوع اشاره شده باشد که عاشق نسبت به دیگران یعنی افرادی که جهان (یا سودای جهان) را دارند بی توجه و در نتیجه بی غم است. از این رو (هر دو جهانش) را مناسب تر میبینم. با سپاس
nabavar در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:
گر به دولت برسی مست نگردی ، مردی
گـــر به ذلت برسی پست نگردی ، مردی
اهل عــــــالم همه بازیچه دست هوسند
گـــــر تو بازیچه این دست نگردی ، مردی
سعید در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:
با سلام حضور سروران و استادان و فارسی دوستان بزرگوار
بنده نیز عمری ست این شعر را اینگونه به یاد دارم
گر بر سر نفس خود امیری مردی
گر بر دگری خرده مگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ایی بگیری مردی
گر به عزت برسی مست نگردی مردی
گر به ذلت برسی سست نگردی مردی
درسا در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
کسی میدونه که مخاطب این شعر استاد شهریار کی هست؟منظورش یک شخص آدم بوده یا عزرائیل بوده؟
محسن افتخاری در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۴:
ما ز بالاییم و بالا میرویم
اشاره شاعر عزیز به اینکه ما جزئی از کل هستیم
میلاد در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۳ - حکایت ابراهیم علیهالسلام:
در پاسخ به نرگس-معنی بیت 13:
پیر مرد جواب داد: به رسم و آدابی که مرشد آتش پرست دستور نداده است، عمل نمیکنم.
رومی به انگلیسی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۶: