مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:
مصراع اول بیت دوم، احتمالاً به صورت ذیل باید باشد:
شهرهی عشقم؛ به سنگ کودکان، خو کردهام
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
مصراع اول بیت آخر، به شکل ذیل، صحیح است:
نیست، صائب، بر «دَمِ» جان بخش عیسی چشم من
حبیب در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل اول - یکی میگفت که مولانا سخن نمیفرماید:
خودت میدونی چی داری میگی برادر من!!
جزیره مثنوی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی حیرت » حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بیخبری:
بیت هفتم اینگونه درست است:
روی آن عَذراوَشِ خورشید چهر
بهره یابم؛ او نیابد آگهی
چون خوشآوازان شنودند این سخن
آذر. خانم معلم جغرافیا از اراک در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۱ - بیان دوازده سبط از نصاری:
با سپاس از فرهاد
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
در بیت ششم «گوهرم» باید درست باشد:
گوهرم را میدهد گرد یتیمی خاکمال
زهرا در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۶۴:
بیت یازده وزنش مشکل نداره؟؟
به نظرم اشتباهی رخ داده...اینطوری وزنش بهتر میشه البته با اجازه از روح شاعر بزرگوار و سایت شما عزیز...
بر ما جگرت چرا نسوزد؟
لطف تو به ما چرا نیاید؟
جباری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷۸:
دست کم مصرع چهارم با وزن رباعی انطباق ندارد. ترکیب «هجر ناخوب» ناخوب و سست است. نباید از مولانا باشد. ضمناً در تایپ هم اشکال وجود دارد فاصله «هجر» و «نا» رعایت نشده.
علی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱ - یاد شهیار:
در جواب دوست عزیزی که گفتند وزن شعر " فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن" هست:
رکن اول در در وزن " فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن" می تواند فاعلاتن باشد و این جزو اختیارات شاعری ست. از این دست ابیات که از این اختیار شاعری استفاده کرده ند بسیار زیاد است.
احمد در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
با اجازه اساتید محترم.
در مورد مصرع اول جود و کرامت در معنی لغوی مشابه هستند
پس این یک مورد و سجود مورد دوم میباشد.زیرا در مصرع دوم همین بیت سعدی میگوید: هرکه این هر «دو» ندارد..
شرف نفس به «جود است و کرامت»،به «سجود»
هرکه این هر دو ندارد عدمش به که وجود
و احتمالاً سجود به منظور افتادگی باشد
کیومرث در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش بیست و چهارم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل:
چقدر این شعر حس خوبی داره...
شوهر من گر بدی این جایگاه
گاو کردی پیش تو قربان راه
چه عالی که نظر سلطان به بنده ها میفته؛
سـینا ----- در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۲۰ - گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را:
سلام روف شاهسواری گرامی. با این که به گمانم این را خیلی وقت پیش پرسیده بودید اما نمیشد (چون که برای المپیاد ادبی ما داریم قسمتی از همین منبع را هم میخوانیم) پاسخ ندهم: بیتی که گفتید یعنی: هنرمندی که هنگام انجام کار های ظریف (مثل حکاکی نقش های ظریف) هنگامی که با تیشه پیکرنگاری میکرد( یعنی پیکر و مجسمه میساخت و آن را می تراشید و می آراست) .... - خورده کاری: ظریف کاری
جباری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸۰:
«ادبیر» قاعدتاً ممال ادبار است که در تقابل با دولت است.
nabavar در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
پیش از آن کان نُه رواق و چرخ اخصر بر کشند
دور شاه کامگار و عهد بواسحاق بود
این غزل در ایام سلطنت شاه شیخ ابواسحاق سروده شده و از آنجایی که همیشه روابط شاه با درباریان و شعرا وهنرمندان به یک اندازه و به طور مستمر ، چنانکه خواسته اطرافیان است نمی تواند بر قرار باشد و از آنجایی که شاعران حساس و هنر مند پیوسته متوقّع حضور در مجالس صاحبدلان اند چنین اشعار گلایه آمیزی به منظور بذل توجه شاه سروده می شده است شاعر در این غزل ده بیتی پس از گلایه، به یاد شبهایی که در محفل شاهانه با حضور دخترکان ساقی خوشرو و دربارة حسن خلق و ،،،، آن به زیبایی ، همقطاران به مباحثه می پرداخته یاد می کند و در بیتی مراتب ثبات عهد و پیمان خود را در هر حال که باشد به شاه یادآوری می نماید و ابیاتی هم به حکم معانی کلمات قوافی با مضامین متنوّع و زیبا چاشنی غزل کرده و به عنوان تفاخر در مقطع غزل می فرماید هنوز که آدم ابوالبشر به روی زمین نیامده بود اشعار من را در باغ بهشت به عنوان زینت بر روی برگهای گل سرخ و نسترن می نوشتند . موضوعی نویسنده این سطور محتمل می داند اینکه نخست در زمان شاه شیخ ابو اسحاق این غزل بدون بیت چهارم توسط حافظ سروده شده و مضمون مصراع اول این بیت را شاعر در بیت زیز به کار گرفته و با الحاق به غزل ، آن را بخدمت سلطان ارسال داشته است :
پیش از آن کان نُه رواق و چرخ اخصر بر کشند
دور شاه کامگار و عهد بواسحاق بود
اما بعدها که از عهد شاه ماضی فاصله گرفته در مواردی که این غزل خوش بیان را در جایی می خوانده به جای این بیت ، بیت چهارم غزل را در همین مضمون ساخته وبه حکم ضرورت، قافیه ( طاق) در غزل تکرا شده است و تکرار قافیه با مضامین قوی نه عیب غزل و نه موجب این باید بشود مصحّحی آن را از غزل حذف کند و حافظ به کرات در غزلهای مختلف این تکرار را مجاز شمرده هر چند که در اکثر موارد اساتید محترم و حافظ شناسان به حذف و تعبیر آن کوشیده اند
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
جباری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸۲:
تصور میکنم ، «مکن» و «نکنم» در مصرع سوم این رباعی باید به ضمّ کاف خوانده شوند. متعلق آن هم هجران است. یعنی دوری نکن، تا دوری نکنم.
مرزبان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱:
دوباره دوستمان که درباره روش زمامداران در بررسیهای تاریخی و دست به شمشیر بردن گفته - پیش از داوری ای دوست عزیز باید سخن پارسی و زبان فردوسی را شناخت شما چگونه این چنین بیدقتی و بی توجهی میکنی که چنان گمانی کرده ای چرا این دو بیت را درنیافتی که سخن درباره ستمگری است و انان که در کار دادرسی ستمگری و زورگویی میکنند کسی که درویش و رنجور مردم را رنج نشان میدهد کسی که مردم را زبون میدارد کسی که در پی گنج اندزی است
نمایندهٔ رنج درویش را
زبون داشتن مردم خویش را
برافراختن سر به بیشی و گنج
به رنجور مردم نماینده رنج
مرزبان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱:
شگفتا دوستمان میگوید ارزوی فره ایزدی برای منوچهر دارای تخت زیبنده نیست مگر تنها فره موبدان را نام برده و مگر ارزوی فره کرده است میگوید ترا باد جاوید - چرا نمیبینید که گفته ترا تخت و فره و تاج جاوید باد -
و شگفت تر دوست دیگر که گفته خوره بر چند گونه است اینجا اصلا بر چندگونگی خوره و یا فره نیست - وپرشگفت تر انکه دیگری گفته به نظر من - در اینجا نظر من و شما ندارد - درست ان است که گفتید میگوید ترا باد جاوید تخت و تاج و فره - جاوید باد - باوید -
nabavar در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
گرامی یکی
سپاس که ناباوری مرا یاد آور شدی، راست میگویی، ناباورم به هپروت، خیالبافی، هیچ و او، و برین ناباوری ها زندگی می گذرد،
امید که بر شما نیز خوش بگذرد
مهناز تیزدست در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۱:
انسانها هر کدام جزیی از آن کل مطلق هستند.... درگیر انسانها شدن یعنی مشغول شدن به جزءها و این با روح مطلق گرای انسان منافات دارد.و جز پریشانی به دنبال ندارد.. بنابراین فقط مانوس شدن با خداوند که کل مطلق است ثمرهء آرامش و شادی و استغناء دارد .... آگاا باشبد که دل آرام نمیشود جز با یاد خداوند.... و این بیت چه زیبا نشاندهنده این مضمون است.
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۰۱: