سام در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - پند:
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روزه دریابی....
همیشه این موضوع مرا در تفکر فرو میبرد که اگر جای شیخ اجل سعدی و شاعره گرامی پروین اعتصامی عوض میشد، ادبیات فارسی دچار چه نقصان و مصیبت جبران ناپذیری میشد؟ سعدی شاهکارهای خود را بعد از سن پنجاه سالگی نگاشته و به طبع رسانده و اگر عمر پروین را داشت که در سن سی و چهار سالگی بدرود حیات گفت، اینک نه گلستانی بود و نه بوستانی و بجای آن کویر بود و برهوت. در مقابل ، اگر پروین اشعار خود را در جوانی به طبع نمیرساند و بمانند سعدی تامل و یا شاید تعلل میکرد تا پنجاه سالگی که هرگز از راه نرسید ، حالا نه “پادشهی از گذرگهی “عبور میکرد و نه کسی “آن قصه شنیدید که در باغ یکی روز را” را شنیده بود. خیلی خوش شانس بودیم که سعدی آنقدر زنده ماند که ما را هم بوستانی باشد و هم گلستانی و پروین هم به نصیحت سعدی عمل کرد و این پنج روزه را دریابید و از اوان جوانی آغاز به درّافشانی کرد و ما را بی نصیب نگذاشت.
سام در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
یعنی
رسد آدمی به جایی که بجز خدا(آن را ) نبیند
سام در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند....
خاطرم هست که این شعر در کتاب ادبیات اول دبیرستان بود و معلم گرامی وقتی به این بیت رسید از من خواست که منظور سعدی را توضیح بدهم. من هم همان گفتم که همه میگویند. انسان میتواند به درجه ای از کمال برسد که از مادیات رها شده و ارتباط با ذات قادر مطلق برقرار کند و در هرچه بنگرد خداو اثر خدا را ببیند و بس .(حالا نه دقیقا این کلمات و جملات) دبیر گرامی هم تایید کرد و بیت بعدی را خواند و معنی کرد والخ. ولی همانجا و در همان لحظه از خاطرم گذشت که شاید ایهامی در این بیت نهفته است. شاید منظور سعدی این بوده که انسان میتواند به درجه ای از بزرگی برسد که فقط خداوند قادر به درک او باشد . یعنی انسان به جایگاهی از کمال میرسد که فقط برای خداوند قابل فهم باشدو نه برای دیگران از جمله جن و فرشتگان و ماسوا . سعدی از نگاه خداوند به کمال انسان اشاره دارد نه از نگاه انسان به خودش.
امیر در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
دوست عزیز این دو بیت را در کدام نسخه پیدا کردید؟؟
مهدی جوادی کیا در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:
این شعر بسیار زیبا را استاد ایرج در دستگاه همایون بسیار زیبا و غمناک بصورت تصنیف اجرا کرده اند
امین در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶:
خانم نیک منش اون چیزی که شما نوشتید نه وزن داره نه قاعده درضمن منظور شاعر از این بیت دوازده ساعت یا بیست و چهار ساعت شبانه روز نیست بلکه از بودن یک عمر در کناره هم صحبت میکنه
مریم در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
چقدر قشنگه این نزاعی که عطار با خودش داره مثل این بیت ها
گر پدید آیی دو عالم گم شود
بیش از این ای لولو مکنون میا
نی برون آی و دو عالم محو کن
گو برون از تو کسی اکنون، میا
PSL در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳۱ - حکایت زورآزمای تنگدست:
مدام از پریشانی روزگار
دلش پر ز حسرت تنش سوگوار
من این بیت رو چند جا اینجوری دیده بودم، درست تر هم به نظر میاد
علی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۰۷:
سلام دوستان عزیز ...در نهایت احترام به استاد عزیز مولوی شناس باید بگم که من خودم مولانا رو خیلی دوست دارم و عاشقش هستم و میخوام بگم که انقدر تفسیر نکنید روی اشعار حضرت...بزارید هرکس اون زیبایی رو که خودش با عقل خودش درک میکنه با جون و دل لمس کنه و نظرات خودمون رو خیلی صائب ندونیم...
هرکسی از ظن خود شد یار من ....
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:
گرامی علی
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
بیت صحیح است و نمی دانم چرا بدون آشنایی به شعر دیگران را به گمراهی می کشانی.
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹:
گرامی علی
کاش دقت بیشتری می کردی و ایراد نمی گرفتی.
پیمایش به مانای پیمودن است.
لغت پیشنهادی شما بیت را از معنا می اندازد.
صبا در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
سلام،
تشکر ویژه بابت تفسیر رضا
ممنونم جناب رضا و برای هر غزل حضرت حافظ ابتدا به تفسیرهای شما مراجعه میکنم.
کیخسرو گره در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر:
بجای /الهی عفو کن گناه ورا/ وزن شعر شکسته میشود و صحیح آن
خدایا ببخشا گناه ورا
بهروز در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:
من گمان میکنم منظور از گل در این شعر عمر است. پس گل سعادت پربار است به دوره جوانی فرد اشاره دارد. یعنی گلی که بیشترین گلبرگها که شمارش هر روز هست را دارد. جام می نیز معنی لذت بردن از جوانی و یا استفاده کردن از آن برای راحتی در دوران پیریست است . که من به خاطر مصراع آخر , دومی را بیشتر احتمال میدهم. با این نگاه زمانه غدار گذر عمر است .
اما در مصراع آخر منظور از دریافتن روز , احتمال زیاد به معنی درک اهمیت ایام جوانیست که بیشتر جوانان قدر آن را تا جوانند نمیدانند و آن را به بیهودگی میگذرانند.
.. در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
جز حدیث عشق، فسانهست..
.. در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۳:
آن چه جویم
چون نیاید در طلب..
علی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۶:
بعد از بیت:
چو بشنید گفتار خسرو پرست
به بر زد جهاندار بیدار دست
این بیت جا افتاده که باید اضافه شود:
ز مازندران مهتران را بخواند
زاولاد چندی سخنها براند
علی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۶:
بعد از بیت:
بران گونه آن سنگ را برگرفت
کزو ماند لشکر سراسر شگفت
این بیت جا افتاده که باید اضافه شود:
پیاده همی رفت بر کتف کوه
خروشان پس پشت او در گروه
امید فلاح در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲:
خیام از جمله شاعران تقدیر گرا بود شعر خیام لبریز از زیبایی ذاتی است و در رباعیات شاعر نیشابوری ابیات این چنینی بسیار است نمونه آن
آن روز که توسن فلک زین کردند آرایش مشتری و پروین کردند
این بود نصیب ما زدیوان قضا ما را چه گنه قسمت ما این کردند
انوش در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی: