گنجور

حاشیه‌ها

سعید در ‫۶ سال قبل، چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۹:

آنکس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هردو جهان را چه کند

دکتر صحافیان در ‫۶ سال قبل، چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش هجدهم » (۱) حکایت بلُقیا و عفّان :

آن دو برای انگشتر سلیمان به غاری رفتند که در میان هفت دریا بود.
در بین راه پری ای آشکار گشت و گفت: آب برگ این درخت را اگر بر پای بمالی، بر روی آب با سرعت حرکت خواهی کرد.به این ترتیب به غاری رسیدند به شکوه کوه.
در جلوی غار جوانی برنا در حالی که انگشتری در دستش بود، بر روی تخت خوابیده بود.
در پای تخت اژدهای هولناکی بود و چون آن دو را دید از دهان آتش دمید.
عفان بسیار ترسید و به بلقیا گفت:
مده جان در غم مهر سلیمان
چو مردی چه کنی ملک، ای مسلمان
بلقیا نهراسید و آهنگ انگشتر سلیمان کرد در حالی که اژدهای سیاه در برابرش بود، از درگاه ایمان خطاب آمد: اگر ملک سلیمان می خواهی،چون او قناعت کن تا قرص خورشید را بیابی.
-هر آن که افکار و حالاتش هر لحظه او را بر دیواری می کوبد، در اسارت است. پادشاه آن است که بر ذهن و دل خویش چیره گردد.
کانال و وبلاگ:
آرامش و پرواز روح

محمد باقر انصاری در ‫۶ سال قبل، چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱۴:

ادامه حاشیه قبل:
ضمناً یک بیت نا قابل در ادامه بیت سعدی شیرین سخن سرودم:
پس چه به ز تو سکوت و خاموشی!
تا شود حفظ رونق مسلمانی

دکتر صحافیان در ‫۶ سال قبل، چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰:

پیوسته چشمانمان به چهره ات خیره می ماند و در دل بی قرارمان یاد تو جاودان است.
اشکم احرام طواف حرمت می بندد
گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست
اشکم احرام می بندد تا به دور کعبه ات طواف کند ولی هر لحظه از خون دلم ناپاک می شود.
3-چو مرغان وحشی بسته قفس باد ، مرغ عرش نشین اگر با رسیدن به سدره المنتهی، از شوق پرواز به سویت باز ماند.
4-اگر عاشق بیچاره ات سکه تقلبی دل خویش را پیشکش می کند، خرده نگیر، توان پرداخت جان ندارد.(خانلری: قلب دلت:برای تو)
ایهام:نقد روان: پول رایج.روح، قرینه: روان بخشی در بیت 6
5- هر آنکه همت بلند داشته باشد سرانجام به آن سروبلند ( معشوق - حال خوش)دست پیدا می کند.
6- در پیش تو از جان بخشی عیسی سخن نمی گویم، زیرا که به جان افزایی لبهای تو نمی رسد.
7- چگونه می گویی بر داغ شکیبا نیستم در حالی که در آتش عشقت( به جهت درک لذت آن) حتی آه هم نمی کشم.
8- از روز نخست که موهای زیبایت را دیدم، گفتم پریشانی این زنجیر جاودانه است( درد عشق پیوسته هست، برای بریدن از ماسوای دوست و وصول به حال خوش)
9-شوق پیوستگی با تو فقط برای من نیست، کیست که در این اشتیاق نباشد( میل جان آدمی به اصل خویش)
وبلاگ و کانال
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی

ریبوار در ‫۶ سال قبل، چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۷ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۳۱:

بیت آخر مصرع آخر به جای بار باید واژه پار باشه به معنی پارسال

nabavar در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۶:

گرامی سعیده
اگر تو آب و گلی همچنان که سایر خلق
گل بهشت مخمر به آب حیوانی
می گوید: اگر تو مانند سایر مردم از آب و گِل درست شده ای ولی گِلِ تو از بهشت است که با آب حیوانی[ آب حیات} سرشته شده.
آب حیات آبی ست که نوشیدن آن عمر جاودانی را همراه دارد

محمد حسن صالحی در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۱ - حکایتِ لقمانِ حکیم:

یکی از نکات قابل توجه در این شعر قافیه بیت زیز است،
گر از حاکمان سختت آید سخن / توبر زیر دستان درشتی مکن
دو واژه سخن و مکن قافیه هستند که به ظاهر اشتباه به نظر می رسد
ولی با تلفظ قدیم و صحیح سخن با فتح س و ضمه خ کاملا هم آهنک با مکن میشود.

RAZI در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۱:

زفان علاوه بر اشاره به زبان، عضو عضلانی درون دهان، به معنی سخن گفتن هم می باشد(لغت نامه دهخدا). در اینجا شاعر با استفاده هنرمندانه از این بازی با واژگان در کامل ترین شکل مقصود را رسانده است.

احمد خزائی در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۰:

بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست
گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود
«بِرکه» یا «بَر که» ؟
به فاصله ای دادید به نظرم برکه درست تره

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

گردون کمری ز عمر فرسوده ماست
دریا اثری ز اشک آلوده ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ماست

رباعی شماره ۶۵ از ابوسعید ابوالخیر(عارف و شاعر قرن چهارم و پنجم)

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

دوزخ شرری ز آتش سینه ماست
جنت اثری زین دل گنجینه ماست
فارغ ز بهشت و دوزخ ای دل خوش باش
با درد و غمش که یار دیرینه ماست

رباعی شماره ۶۶ از ابوسعید ابوالخیر (عارف و شاعر قرن چهارم و پنجم)

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۳:

دنیا به مراد رانده گیر، آخِر چه؟
وین نامهٔ عمر خوانده گیر، آخِر چه؟
گیرم که به کامِ دل بمانی صد سال،
صد سال دگر بمانده گیر، آخر چه؟

رباعی شماره 149 از بابا افضل کاشانی

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:

معلوم نمی شود چنین از سر دست
کاین صورت و معنی ز چه درهم پیوست
اسرار به جملگی به نزد هرکس
آنگاه شود عیان که صورت بشکست

(رباعی شماره ۱۳ از بابا افضل کاشانی)

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳:

هر یک چندی یکی برآید که منم
با نعمت و با سیم و زر آید که منم
چون کارک او نظام گیرد روزی
ناگه اجل از کمین درآید که منم

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۳۰:

تو خالقی و مرا چنین ساخته ای
هستم به می و ترانه دلباخته ای
چون روز ازل مرا چنین ساخته ای
پس در دوزخم چرا انداخته ای؟

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۴:

یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۵:

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه؟
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه؟
درده قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۴:

آن مدعیان که دُرّ‌ِ معنی سُفتند،
و از چرخ به گونه گون سخن‌ها گفتند؛
آگه چو نبودند ز اَسرارِ نهان،
با خود زَنَخی زدند و آخر خفتند

خانم در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳:

معنی بیت از قفا سیر نگشتم من بدبخت هنوز،میروم وز سر حسرت به قفل مینگرم

سعیده در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۶:

دوستان معنی بیت دوم چیه؟اینکه میفرماید گل بهشت مخمر به آب حیوانی

۱
۲۱۹۳
۲۱۹۴
۲۱۹۵
۲۱۹۶
۲۱۹۷
۵۸۱۴