گنجور

حاشیه‌ها

بهیار سپیدان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ عنصری » قصاید » شمارهٔ ۱۷:

درود بر شما
بیت نخست اصلاح لازم دارد زیرا وزن چهار فاعلاتن را ندارد
لاله دراد فاعلاتن
زیر اندر فا علاتن
اما بقیه خارج از وزن است.

امیر در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۱۷:

آنان که چشیده زهر آفاق ز دهر

مجتبی آموزگار در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴۵:

حمزه‌ی واژه "قبله" در مصرع دوم از بیت نخست اضافه است.

فرشید در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

از ابیات دوم و سوم میتوان نتیجه گرفت موضوع بحث سعدی داشتن جود برای مرد در زمان ثروتمند بودن و حفظ کرامت برای مرددر زمان فقر میباشد پس بیت اول به صورت زیر صحیح است
شرف مرد به جود است و کرامت نه سجود

حسن در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:

به عقیده بنده مثال از کارگاه کوزه گری آثار و اعمال انسان ها در این دنیا است. وقتی بهشون مراجعه می شه برخی گویای احوال صاحب اثر هستند و برخی گنگ( منظور رفتار و آثار انسان هایی که میزیسته اند ) حال یکی از کوزه ها به نمایندگی از بقیه آواز میدهد که ای انسان - کسانی که مارا بهجای نهاده اند دیگر هیچ جسن و اثری از آیشان یافت نمیشود و همهگی پرده در نقاب خاک کشیده اند.

پویا لاریان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:

این رباعی سروده مولاناست همنطور که بقیه دوستان هم فرمودند . توسط آقای شهرام ناظری هم در آلبوم یادگار دوست به زیبایی خوانده شده.
گنجور مرجع معتبری برای همه بوده و هست و سالهاست که خودم من از ان استفاده کرده ام. لطفا مرجع معتبری بمان.

محمد قاضی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۰ - نامهٔ دهم اندر دعاکردن و دیدار دوست خواستن:

بخشی از این ابیات در اپرای عروسکی خیام از زبان موسی نیشابوری و معشوقش رودبه به زیبایی اجرا شده است
وحید تاج: موسی نیشابوری
رها یوسفی: رودبه

برگ بی برگی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند
شیرین دهنان کسانی نیستند جز حافظ و مولانا ، عطار و سایر بزرگان حکمت و عرفان و اولیای خدا و پیامبران و همه راهنمایان بشریت که با سخنان و پیام های ارزنده خود ، شکر افشانی کرده و سعی کردند غم و درد را از انسان زدوده و شکر و شیرینی زندگی را برای او به ارمغان آورند و این عهد و پیمان را خدا بین انسان و آن شیرین دهنان برقرار نمود . رابطه انسان با آن راهنمایان مانند بنده و غلامان با خواجه و سرور خود است و همانگونه که غلام از مولای خویش اطاعت و حرف شنوی داشته و جانب ادب را رعایت میکند ، انسان نیز بایستی نسبت به این قوم همین مراتب را رعایت کند محتمل است این بیت برگرفته از آیه پنجاه و نهم سوره نساء در باره اولی الامر باشد .
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم
آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند
افلاس و فقر یکی و مهمترین مراتب عرفان است که تا انسان احساس فقر و نیاز به حضرت معشوق نداشته باشد اتفاق خاصی در تحول دیدگاه او نسبت به جهان نخواهد افتاد و پس از این افلاس است که انسان طلب می شادی بخش از دست مولای خود داشته و قصد رها کردن غم های دنیوی و جایگزین نمودن شادی و طرب بی حد و حصر در هر دو جهان را دارد .
خرقه سنگین پشمینه نماد دلبستگی و شیفتگی به چیزهای این جهانی میباشد که این بار سنگین بر دوش انسان اجازه آن شادی بی علت و ذاتی را به انسان نخواهد داد و شرط اولیه بهرمندی از آن می معرفت ، رها کردن و دادن این خرقه پشمین در ازای آن می ناب خرد ایزدی ست و دریغ و افسوس برای انسان طالب معرفتی ست که این خرقه شیفتگی های او را در گرو یا به ازای آن می ناب نستانند یعنی که او را لایق آن می ندانند و اجازه دهند در خرقه دلبستگی های خود باقی بماند.
وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد
که در آن آینه صاحب نظران حیرانند
و در آنصورت چنین انسانی به شبپره کور یا خفاشی میماند که نور را نمی شناسد و البته که چنین انسانی به وصال خورشید و آن نور واحد یا حضرت معشوق نخواهد رسید زیرا که هر آینه انسان های صاحب نظر که همه تعلقات دنیوی خود را رها کرده و دارای آن جهان بینی عالم یکتایی شدند نیز سرگشته و حیران هستند ، یعنی در شک بسر میبرند که آیا در نهایت ممکن است به وصال آن یگانه برسند یا خیر ؟ چه رسد به آنهایی که خرقه پشمینه آنها را از ایشان باز نستاندند . این بیت نمایانگر خوف و رجا در دل ایمان آورندگان است که در مذاهب مختلف به آن پرداخته اند .

وحید محمدپور کاریزکی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۹:

با سلام. خیلی ممنون جناب حسین خانی عزیز بابت حاشیه تاریخی به جا و جالبتون. البته اون اشتباهی که فرمودین در کلمه محفل شده، شاید عمدا جایگزینی صورت گرفته برای تنظیم بهتر آهنگ؛ چون در استادی حبیب محبیان شبهه ای نیست به نظرم. با احترام

شرقزده در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸۲:

در نسخه دیگر اینگونه نیز آمده است, و صحیح تر به نظر میاید:
بر گور من آن کو گذرد مست شود
ور ایست کند تا بابد مست شود
در بحر رود بحر و عمد مست شود
در خاک رود گور و لحد مست شود

اسامه در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸:

با سلام و سپاس
مصرع دوم بیت پنجاه و یک از نظر وزن اشکال دارد، به نظر باید به شکل زیر باشد
که نام دوستان آن به که نیک از دوستان بینی
هم چنین در بیت پنجاه و دو کلمه «اولیٰ» به اشتباه بصورت «اولا» نوشته شده است.
خواهشمند است اصلاح فرمایید
با درود

خدمات نشر هوتات در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲۲۲:

غلط تایپی: در مصراع دوم، به روی غلط و بر وی درست است.

زهره خضری در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۴ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱:

سالها قبل حدیث زیبایی در این زمینه خواندم که مصدر و منبع آن را در خاطر ندارم :
قال المعصوم علیه السلام :
مَن لم یؤدبه الأبوان ، یؤدبه الملوان ، و من لم یؤدبه الملوان ، یؤدبه النیران...
کسی که از والدین ادب نیاموزد ، روزگار ، ادبش می کند ، و هر که با روزگار ادب نیاموزد ، آتش تادیبش می نماید.

مجید در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱:

خیلی عالیییی و پر محتوا،شیرین تر از شاهنامه هیچ متنی خواندنی نیست،
دل ادمو قوی و به ادم جرات میده،،،چقدر زیبا درس ازادی و ازادگی گرفتم
من کل شبو نخوابیدم و الان که میبینم هوا روشن شده،کل نیمه شبو با شور و لذت خوندم این داستانو لذت واقعی بردم

Aqil Qazi در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:

سالار عقیلی و همایون شجریان هردو با آهنگ‌سازی و نوازندگی سیامک آقایی این غزل را در قالب تصنیفی بسیار دل‌نشین و حزین و شورانگیز اجرا کرده‌اند

خدمات نشر هوتات در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

غلط تایپی: در مصراع بپرس اگرچه ز مجروح نشوند شهادت، نشوند غلط و نشنوند درست است.

سینا در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۶:

من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با این همه از دانش خود شرمم باد
گر مرتبه ای ورای مستی دانم

نگار بهشتی پور در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۶ - گفتار اندر بخشایش بر ناتوانان و شکر نعمت حق در توانایی:

قعود:‌نشستن
زرود:‌نام محلی بی آب در راه مکه

هیمک در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید:

برگرد:برگردان،دیگرگونه کردن

رامین در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

عارف قزوینی تصنیف فوق را در مایه‌ی دشتی و در رثای شهیدان راه آزادی سرود، شعری که نماد انقلاب مشروطه شد و آن را بدین‌گونه به حیدرخان عمواوغلی تقدیم کرد:
«این تصنیف در دوره‌ی دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده‌است. به واسطه‌ی عشقی که حیدرخان عمو اوغلی بدان داشت میل دارم این تصنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد.»
اما پس از آن، متن شعر هیچ‌کجا به صورت کامل چاپ نشد و هرجا که یادی از این تصنیفکرده‌اند، تکه‌هایی از آن را آورده‌اند. متن کامل شعر برای نخستین بار در ویژه‌نامه‌ی مشروطه‌ی ماه‌نامه‌ی نقدنو (سال سوم، شماره‌ی 13، تیر و مرداد 85) چاپ شد.

۱
۲۱۰۵
۲۱۰۶
۲۱۰۷
۲۱۰۸
۲۱۰۹
۵۷۲۵