گنجور

حاشیه‌ها

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰:

پیوسته چشمانمان به چهره ات خیره می ماند و در دل بی قرارمان یاد تو جاودان است.
اشکم احرام طواف حرمت می بندد
گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست
اشکم احرام می بندد تا به دور کعبه ات طواف کند ولی هر لحظه از خون دلم ناپاک می شود.
3-چو مرغان وحشی بسته قفس باد ، مرغ عرش نشین اگر با رسیدن به سدره المنتهی، از شوق پرواز به سویت باز ماند.
4-اگر عاشق بیچاره ات سکه تقلبی دل خویش را پیشکش می کند، خرده نگیر، توان پرداخت جان ندارد.(خانلری: قلب دلت:برای تو)
ایهام:نقد روان: پول رایج.روح، قرینه: روان بخشی در بیت 6
5- هر آنکه همت بلند داشته باشد سرانجام به آن سروبلند ( معشوق - حال خوش)دست پیدا می کند.
6- در پیش تو از جان بخشی عیسی سخن نمی گویم، زیرا که به جان افزایی لبهای تو نمی رسد.
7- چگونه می گویی بر داغ شکیبا نیستم در حالی که در آتش عشقت( به جهت درک لذت آن) حتی آه هم نمی کشم.
8- از روز نخست که موهای زیبایت را دیدم، گفتم پریشانی این زنجیر جاودانه است( درد عشق پیوسته هست، برای بریدن از ماسوای دوست و وصول به حال خوش)
9-شوق پیوستگی با تو فقط برای من نیست، کیست که در این اشتیاق نباشد( میل جان آدمی به اصل خویش)
وبلاگ و کانال
آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی

ریبوار در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۷ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۲۳۱:

بیت آخر مصرع آخر به جای بار باید واژه پار باشه به معنی پارسال

nabavar در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۶:

گرامی سعیده
اگر تو آب و گلی همچنان که سایر خلق
گل بهشت مخمر به آب حیوانی
می گوید: اگر تو مانند سایر مردم از آب و گِل درست شده ای ولی گِلِ تو از بهشت است که با آب حیوانی[ آب حیات} سرشته شده.
آب حیات آبی ست که نوشیدن آن عمر جاودانی را همراه دارد

محمد حسن صالحی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۱ - حکایتِ لقمانِ حکیم:

یکی از نکات قابل توجه در این شعر قافیه بیت زیز است،
گر از حاکمان سختت آید سخن / توبر زیر دستان درشتی مکن
دو واژه سخن و مکن قافیه هستند که به ظاهر اشتباه به نظر می رسد
ولی با تلفظ قدیم و صحیح سخن با فتح س و ضمه خ کاملا هم آهنک با مکن میشود.

RAZI در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۱:

زفان علاوه بر اشاره به زبان، عضو عضلانی درون دهان، به معنی سخن گفتن هم می باشد(لغت نامه دهخدا). در اینجا شاعر با استفاده هنرمندانه از این بازی با واژگان در کامل ترین شکل مقصود را رسانده است.

احمد خزائی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۰:

بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست
گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود
«بِرکه» یا «بَر که» ؟
به فاصله ای دادید به نظرم برکه درست تره

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

گردون کمری ز عمر فرسوده ماست
دریا اثری ز اشک آلوده ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ماست

رباعی شماره ۶۵ از ابوسعید ابوالخیر(عارف و شاعر قرن چهارم و پنجم)

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

دوزخ شرری ز آتش سینه ماست
جنت اثری زین دل گنجینه ماست
فارغ ز بهشت و دوزخ ای دل خوش باش
با درد و غمش که یار دیرینه ماست

رباعی شماره ۶۶ از ابوسعید ابوالخیر (عارف و شاعر قرن چهارم و پنجم)

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۳:

دنیا به مراد رانده گیر، آخِر چه؟
وین نامهٔ عمر خوانده گیر، آخِر چه؟
گیرم که به کامِ دل بمانی صد سال،
صد سال دگر بمانده گیر، آخر چه؟

رباعی شماره 149 از بابا افضل کاشانی

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:

معلوم نمی شود چنین از سر دست
کاین صورت و معنی ز چه درهم پیوست
اسرار به جملگی به نزد هرکس
آنگاه شود عیان که صورت بشکست

(رباعی شماره ۱۳ از بابا افضل کاشانی)

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳:

هر یک چندی یکی برآید که منم
با نعمت و با سیم و زر آید که منم
چون کارک او نظام گیرد روزی
ناگه اجل از کمین درآید که منم

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۳۰:

تو خالقی و مرا چنین ساخته ای
هستم به می و ترانه دلباخته ای
چون روز ازل مرا چنین ساخته ای
پس در دوزخم چرا انداخته ای؟

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۴:

یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۵:

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه؟
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه؟
درده قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۴:

آن مدعیان که دُرّ‌ِ معنی سُفتند،
و از چرخ به گونه گون سخن‌ها گفتند؛
آگه چو نبودند ز اَسرارِ نهان،
با خود زَنَخی زدند و آخر خفتند

خانم در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳:

معنی بیت از قفا سیر نگشتم من بدبخت هنوز،میروم وز سر حسرت به قفل مینگرم

سعیده در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۶:

دوستان معنی بیت دوم چیه؟اینکه میفرماید گل بهشت مخمر به آب حیوانی

نوشین کیا در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:

با عرض سلام خدمت دوستان گرامی،
در خصوص واژه ی " غاش " چون مسقط الرأس مولانای عزیز بلخ از ولایات افغانستان امروزی است می تواند این واژه به معنای "ا‌َبرو" که امروز در زبان دری افغانستان به همین معنی استفاده می شود باشد که در این صورت اصل کلمه با قاف و ریشه ی آن ترکی خواهد بود و عاشق غاش عاشق چشم و آبرو معنا می دهد. ( البته این تنها یک نظر است!)
لازم به ذکر است که کلماتی که در آنها حرف" ق" و یا "غ " ترکی به چشم می خورد در آثار مولوی در برخی موارد دو حرف مذکور به جای هم نشسته اند، مانند کلمه ی"الاق" به جای "الاغ" و بالعکس.
رجوع شود به
مقاله: کلمات ترکی- مغولی در کلیات شمس
نویسندگان:
عابدی محمود
,شادروی منش محمد
,قوامی بدریه
***
مولانا جای جای چه در مثنوی و چه در دیوان کبیر از واژگان رایج در گویش آن روزگاران افغانستان استفاده می کند، مانند "بَروت" به معنای سبیل و بسیاری از این دست.
***
«لهجه بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا» عنوان کتابی از «محمد آصف فکرت» نویسنده و پژوهشگر صاحب نام افغانستان که در آن به واژگانی از دیوان شمس و مثنوی معنوی اشاره کرده که در زبان فارسی مردم افغانستان به ویژه در مناطق شمال افغانستان رایج است
با مطالعه این کتاب حقایق بسیاری در مورد زبان شعر مولانا روشن می‌شود، درمی‌یابیم که این شاعر بزرگ فارسی به سبب خاستگاه پدری وی که بلخ بوده است، تا حدود زیادی وام‌دار زبان گفتاری این منطقه است.

محمدرضا نعمتی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الملک و البراهمة » بخش ۱ - باب پادشاه و برهمنان:

با سلام و احترام خدمت مسئولان سایت؛
آن قسمت از متن:«و بنای نواهی و اوامز او بر....»
کلمه بعد ار «بر»، «بنیاد» است نه «بنلاد» چنانچه ممکن است اصلاح شود.

احمدآرام نژاد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵:

درود وعرض ادب "مرتد گردم گر زتو من بر گردی"مصرع درستی نیست
اگرچه ممکن است مرتد گردم گر تو زمن برگردی درست باشد اما شخصا مرتد گردم گر زتو من بر گردم را اصح میدانم

۱
۲۱۰۳
۲۱۰۴
۲۱۰۵
۲۱۰۶
۲۱۰۷
۵۷۲۵