گنجور

حاشیه‌ها

رسول در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن:

آدمیِّ باحَذَر، عاقل‌کسی است

S ali A در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

منظور از مردن مردن عرفانی هست
میگه از قید و بند و تعلقات دنیوی رها شید

مولانا اول عارف بوده و به پیشنهاد شمس شاعر شد

آبگینه در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲:

سلام . می‌خواستم بدونم چندتا ترکیب وصفی درین دو بیت وجود داره؟ممنون

بهزاد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولی‌ّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی:

چندین و چند نفر از دوستان توضیحات دکتر سروش را بی آنکه نامی از او ببرند اینجا نوشتند ناآگاهانه مصداق معنی بی ادب شدند،
ادب و ادیب و ادبستان یا دبستان معنی اصلی شان در دانش است، بی ادب یعنی نادانی که ادعای دانش می کند، بی ادب ها نه تنها خودشان را تخریب شخصیتی می کنند و در توهمات غرقتر می شوند باعث کج روی و بد فهمی بسیاری از دیگران می شوند، دانا یا ادیب علم تحقیقی دارد( حقیقت علم ) را می داند و علمش تقلیدی نیست، مثلا پرنده علم تحقیقی دارد در ساخت آشیانه ولی مهندس دانشگاه علم تقلیدی، ادب را نمی توان جز از راه تجربه آموخت و تجربه را جز با کمک پیر نمی توان کرد، بقول حافظ بی پیر مرو تو در خرابات، .. قطع این مرحله بی همرهی خبر مکن، چرا چون اونوقت بی ادبی،،،

یسنا در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۳ - ماده تاریخ وفات (امیذ جود):

با حاشیه حمیدرضا موافقم. همانطور ک دوستانی که در دانشگاه یا بطور آزاد مطالعه ادبیات داشته اند آگاهند، در دوران حافظ و سعدی صدایی که اکنون د تلفظ میشود ذ تلفظ میشده.
مثلا سعدی شعری دارد ک در آن "لذیذ" را با "شنید" قافیه کرده است. قدما د و ذ را با هم هرگز قافیه نمی کردند و در آن شعر واضح است ک دوران سعدی شنید، شنیذ تلفظ میشده

محسن در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:

چه میکنه سعدی❤️❤️

محسن در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:

خیلی زیبا

عبداله جوادی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:

پارادوکس یا تناقض از ویزگی های عرفان مولاناست
در منطق جمع نقیضین محال است اما در عرفان مولوی قابل جمع است به قول یکی از علمای مسیحی دوران قرون وسطی مسیحیت ستم به عقل است نمونه هی فراوانی از پارادوکس در اشعار مولانا دیده می شود
اصطلاحاتی همچون بی پای پادوان وگویای بی زبان در غزل معروف وه چه بی رنگ و بی نشان که منم به کرات در اثار رومی دیده می شود

س م ساعد ح در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمی دهی مجالی
بسم از هوا گرفتن یعنی آن قدر مکررا
مرا از هوای عشق تو منع کردند که
دیگر دل زده و مایوس شده ام و پر و
بالی برای پرواز در هوای عشق تو
نمانده است

سهراب در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۸:

سینا منظور از منصور جناب حسین ابن منصور حلاج هست که یکی از جملات مشهور ایشون اناالحق بوده
منصور حلاج آن نهنگ دریا
کز پنبه تن دانه جان کرد جدا
روزی که اناالحق به زبان می آورد
منصور کجا بود؟ خدا بود خدا!

nabavar در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:

گرامی ابولحسن
جواب شما در باز بینی ست

nabavar در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:

گرامی ابولحسن
روزی سرت ببوسم و در پایت اوفتم
پروانه را چه حاجت پروانه دخول
میگوید: من که چون پروانه ای گرد تو می گردم احتیاج به اجازه داخل شدن به حریم تو ندارم.
پروانه ی دوم به مانای اجازه نامه است.

سامان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:

با سلام
حضرت مولانا داستان کنیزک و خاتون رو تشبیه میکنه به یک مسله بزرگ و اون مسله بحث شریعت و طریقت هستش میخواد بگه که اهل شریعت نباید وارد طریقت بشن که واسشون گرون تمام خواهد شد و اگر وارد شدن تنها راه نجاتشون پیر و مرشدی هستش که در طریقت وجود دارد که میتوان به عنوان رهنمای مسیر بهره جویی کنه و اگر کسی که از شریعت دخالت در طریقت کنه و فکر کنه که چیزی میفهمه و به غرور و منیت دچار بشه به مانند خاتون شهید چیز خر خواهد شد

موسوی فاخر fakher۱۳۳۸@gmail.com در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶:

در بیت نهم باید بین سر و «و» فاصله داده شود:
عیش در کلبه ما بی سرو پایان فرش است
می رود رو به قفا سیل ز ویرانه ما
به این صورت:
عیش در کلبه ما بی سر و پایان فرش است
می رود رو به قفا سیل ز ویرانه ما

آزادبخت در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۶:

مستی به معنی درماندگی است و فردوسی اورده مُستی بارها در شاهنامه امده و به مستی رسیدند در بیتهای پیشتر هم امده

آزادبخت در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۶:

اگر جنگ سازد تو سستی مکن
اگر جنگ جوید تو درماندگی نکن

آزادبخت در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۵:

به مستی رسید ان از این این از ان
مستی = درماندگی

علی اصغر فدایی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دهم در مناجات و ختم کتاب » بخش ۱ - سرآغاز:

چو ما را به دنیا تو کردی عزیز
به عقبی همین چشم داریم نیز
عزیزی و خواری تو بخشی و بس
عزیز تو خواری نبیند ز کس
این ابیات بر سنگ مزار مرحوم مهدی بازرگان حک شده است

Polestar در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۲۹:

مصراع دوم بیت چهارم اشتباه تایپی شده
درستش اینه:
وین تصور، خود، مرا...

هیچکس بی نام در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۹:

مو به تن آدم سیخ میشه، کجا بودی مولای جان وقتی این در افشانی هارو میکردی، چقدر سخت و بی معنی بود زندگی اگه تو نبودی جانم به فدات دور سرت بگردم مولای من

۱
۱۹۷۵
۱۹۷۶
۱۹۷۷
۱۹۷۸
۱۹۷۹
۵۸۱۳