گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۱۱:

سلام،البته شاید منظور جناب ابوسعید اینست که ارزش خجالت کشیدن و پشیمانی انسان بدکار از کار بدش از خوشحالی و غرور انسان زاهد از اعمال نیکش بیشتر است،بنابر این تضادی با رباعی قبلی ندارد. والله اعلم

علیرضا محمدی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:

در پاسخ به دوست عزیزمون آقای علیرضا. بازرگانی خود شغل خیلی خوبی است به طوری که پیامبر اکرم (ص) خود نیز زمانی بازرگان بوده اند. اما اینکه بازرگانی به چه هدف انجام می شود مهم است. اگر بازرگانی به هدف کمک به مردم و پیشرفت کشور انجام شود کار بسیار خوبی است و باید مورد حمایت و تشویق قرار گیرد اما اگر بازرگانی تنها به خاطر طمع به ثروت بیشتر صورت گیرد از این نوع بازرگانی باید افراد را نهی کرد. که در اینجا سعدی از بازرگان به خاطر طمع بی حد او نسبت به مال دنیا او را سرزنش کرده نه به خاطر اینکه بازرگان موجب پیشرفت کشور می شده. اگر بیشتر دقت کنید سعدی شغل مرد که بازرگان بوده رو سرزنش نکرده چون حتما از جنبه های مثبت این شغل هم آگاه بوده و او را به خاطر طمعش سرزنش کرده.

فرهاد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۱:

با سلام و خسته نباشید
مصرع
اینجا به یقین ببینی آنجا
ظاهرا اینطور است
اینجا به یقین ببینی آنرا
با توجه به قافیه شعر
ممنون از بررسی

محمود در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:

قابل توجه آقای محمد تقوی رفسنجانی
در بیت " ای کبک خوشخرام که خوش میروی بناز........"
عرض میشود که در خوانش بیت به شرح فوق پیش از الهی قمشه ای مرحوم دشتی در این باب در کتاب نقشی از حافظ شرح مستوفائی داده و فضل تقدم با ایشان است.

ebi در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » پشیمانی:

شعر کاملا درست است کمی دقت کنید درست میشه مثلا در بند دوم اگر دقت نکنیم سکته داره ولی اینطور خوانده میشه ...به هم الفتی گرفیتیمو ولی رمیدی ازما در اصل یه ضمه کم داره در بالای م گرفتیم

سخر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۷:

دیوان اشعار اوحدی.تصحیح سعید نفیسی. غزل 789 . صفحه ی388

محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

سلام
به نظر بنده کلمه "خیل" به خودی خود دلالت بر جمعی دارد و با "نیازمندان" نباید مشکلی ایجاد کند.
پس به نظر اینجانب "خیلی"(به معنای یک خیل) مناسب تر مینماید.
و اینکه به نظر دوستان مخالف،برای "نیازمندان" باید از "خیل های" استفاده کرد؟

سهراب منفردنیا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیه‌السلام بر امیر کردن آن هذیلی:

با سلام و ارادت
پنجمین بیت از آخر نیاز به تصحیح دارد ، شکل صحیح آن :
| چونکه خامش میکنم من از رشد | او به صد نوعم به گفتن می‌کشد |

جیم میم در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

این شعر رو سینا سرلک خوانده
ظاهراً در آلبومی با نام عاشقانه لیلی و مجنون ظهیر

سرو چمان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

خط پنج بیت مانده به آخر زلف نیست به جای جعد ...؟
یک دست جام باده و یک دت زلف یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

بینایی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳:

ترتیب زمانی رویش چهار گل نرگس، بنفشه ،سوسن و گل گلاب آتشی(یا گل محمدی پررنگ ) در قالب شعر بیان شده است .اما مضمون ادبی آن گذشت روزگار با چهره های گوناگون آن است که هرروز رنگ و بویی دارد پس نباید ناامید شد.

بینایی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۲:

حمامی را بگو امشب اگر دوست داری تو بخواب و گرمابه را روشن مکن من در سحرگهان خودم با شتاب هم روشنش می کنم وهم پرآب( در قدیم حمام عمومی خزینه ای بوده که می بایست راه آب را بسوی حمام باز کنند تا پر آب گردد و زیر حوض اصلی که گلخن قرارداشت باید روشن می شد تا آب حمام گرم شود.)

بینایی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱:

و زکریا اذ نادی ربه رب لاتذرنی فردا و انت خیر الوارثین آیه 89 سوره انبیاء دعای حضرت زکریا برای طلب وارث یا وارثانی خوب (که می تواند مانند دعای حضرت در آیه 38 سوره آل عمران باشد که می گوید رب هب لی من لدنک ذریة طیبه انک سمیع الدعا)اینجا مقصود طلب فرزند است که خداوند با استجابت دعای ایشان حضرت یحیی را به ایشان عطا می کند .

ساسان کمالی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۱ - آغاز:

سطر 49
آنچه نید = آنچه ناید

میثم قرایی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

مصرع آخر، کلمهء "هجرانش" با ساکن روی "ن" و "ش" خونده میشه و وزن کاملا صحیحه: هجرانْشْ

کاظم ایاصوفی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۰:

مصراع اول بیت چهارم نخوردند درست است
مصراع اول بیت ششم هم اشکال دارد

محمد علی سالک در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۲۶ - در معنی اینکه سیدة النساء فاطمة الزهراء اسوه کامله ایست برای نساء اسلام:

بیت آخر به این معنیست که اگر از سجده ( عبودیت ) به غیر خدا منع نبود گرد مزار حضرت زهرا سلام الله علیها طواف و بر قبر مطهرش سجده میکردم

داوود گریم زاده در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:

زین سو کمند زلفت زان سو کمان ابرو این طور روان تر و ملموس تر می شود

امید داودی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

با سلام خدمت دوستان گرامی
من خواهش دارم یکبار به ترجمه بنده توجه بفرمائید، احتمالا به نتیجه درست می رسیم (شاید دقیق و کامل نباشد ، اما مفهوم شعر به نظرم همین است)
شاعر می‌فرماید
من که از آتش دل چون خم می در جوشم(من که برای رسیدن به معشوقم،"منظور خداست "خیلی وقته تلاش میکنم و مثل می که در طول آماده شدن ،میجوشد ، میخواهم به او برسم و میجوشم)
مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم(اما از دست خودم دلم خون است و چیزی برای گفتن و دفاع از خودم در برابر گناهانی که مرتکب شده ام ندارم)
قصد جان است طمع در لب جانان کردن(رسیدن به خدا خیلی سخت است و کسی که بخواهد قصد خدا کند باید حتی از جانش بگذرد)
تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم(تو ببین که من آنقدر در پی او هستم که تا حد جان دادن نهایت تلاشم را میکنم)
من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم(من از دست این نفس خود (گناهان خود)چگونه آزاد شوم؟در حالی که)
هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم(گناهی می آید و مرا در زنجیر میکند و اجازه نمیدهد به تو (خدا)برسم)(شاعر دارد از نفس خود شکایت میکند)
حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش(به خدا قسم که من به عبادت های خود امیدوار نیستم که من را به تو برساند)
این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم(عبادت های من خیلی اندک است و همان عبادت های اندک مرا مست رسیدن به تو میکند)
هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا(امیدوارم که با وجود دشمن نفس و گناه و آلودگیها، در روز جزا)
فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم(لطف بخشش او این بار گناهان را به حسابم نیاورد)
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت(پدر من،رضوان را که خیلی پر ارزش بود را به دو گندم فروخت!!!)
من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم(من چرا این ملک جهان بی ارزش و زندگی فانی را برای رسیدن به تو به جویی نفروشم؟)(منظور شاعر از جو ،جانش است)(و همین مصرع مطابق معانی شعر است)
خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست(اگر می بینید من خرقه پوشم این نیست که من خیلی دیندارم،نه!!!)
پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم(میترسم پرده گناهانم بالا برود)
من که خواهم که ننوشم به جز از راوق خم(من که میخواهم به جز با می در حضور تو بودن مست نشوم )(که همچون سایر می ها آلوده ام نمیکند!!!)
چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم(چه کار کنم که سخن پیشوایان دین را نمیشنوم و آلوده میشوم؟؟)
گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق(اگر از این شیوه های عشق و عاشقی در راه عشق برقص آیی)
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم(داستان عاشقی و دور شدن از معشوق حافظ،" که شنیدید" از غم، هر رقاص راه عشق را بیهوش میکند)
بدون شک ،این شعر یک راز و نیاز و دعای بسیار بسیار زیبا به درگاه خدا است.التماس دعا دارم ،این شعر حال دل من است

مرتضوی کیاسری در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:

سلام . اغلب در خصوص این بیت اشتباه می شود :
بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس / عزیز من که به جز باد نیست دمسازم.
در واقع جمله اول تا عریز من ادامه دارد . یعنی یعنی به جز صبا و شمال (که دو باد هستند) ، با کس دیگری دمساز نیستم و راز نمی گویم ، لذا بجز این دو کسی عزیز مرا نمی شناسد.

۱
۱۹۴۵
۱۹۴۶
۱۹۴۷
۱۹۴۸
۱۹۴۹
۵۷۲۵