توکل در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۹:
هیچ کس را عاشق دلیل نتواند گفتن بر خوبی معشوق و هیچ نتواند در دل عاشق دلیل نشاندن که دالّ باشد بر بغض معشوق. پس معلوم شد که اینجا دلیل کار ندارد، اینجا طالب عشق میباید بودن. اکنون اگر در بیت مبالغه کنیم، در حق عاشق آن مبالغه نباشد و نیز میبینیم که مرید معنی خود را بذل کرد برای صورت شیخ که: ای نقش تو از هزار معنی خوشتر. زیرا هر مریدی که بر شیخ آید، اوّل از سر معنی برمیخیزد و محتاج شیخ میشود.
بهاء الدین سؤال کرد که برای صورت شیخ از معنی خود برنمیخیزد بلکه از معنی خود برمیخیزد برای معنی شیخ. فرمود نشاید که چنین باشد که «2» اگر چنین باشد پس هر دو شیخ باشند.(مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)، فیه ما فیه، 1جلد، انتشارات نگاه - تهران، چاپ: دوم، 1386، ؛ ص106.)
امیرعلی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:
این غزل را استاد شجریان در کنسرتی در لندن در دستگاه ماهور اجرا کرده اند و همینطور حمید رضا نور بخش نیز این غزل رو اجرا کرده که هر دو اواز بسیار قابل تائمل است
امیرعلی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:
ناظر عزیز:
وزن مصرع درست است وپیشنهاد شما هم سنجیده اما با بازنگری در اشعار انزمان میبینیم دوباره لغت مرسومی نیست
ضمنا .زن بیت خالی از ایراد است
دریایی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود را:
با سلام و تشکر از پدیدآورندگان این سایت که فرصتی را برای گردآوری نقطه نظرات دوستان فراهم کرده.
گرچه شعر مولانا پیچدگی دیگر شعرا همچون حافظ را نداره ولی سراسر پند و اشارات قرآنی است.
در دو بیت اول آفت بدگمانی و سو نظر مد نظر که عدم توجه به آن پیش نیاز خطا و گناهانی است که گریبانگیر انسان خواهد شد و در واقع به قول قرآن مصداق فی قلوبهم مرض خواهد شد. البته هر خیالی بد نیست منتها خیالی که در اینجا مد نظر مولوی است نکوهیده است و درنهایت بیانگر بلاهت فرد مقابل خواهد بود که بحث با این افراد ممنوع شده.
ایمان فتح الله زاده در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
کسی معنای سیاسی بیت آخر این بیت را می داند؟
اسماعیل در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:
ستمکاری درست است
نه ستمکاران
مهدی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۳۱ - مدح و مصیبت رقیه خاتون(ع):
بسیار عالی و زیبا بود.
حامد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
سرکار خانم بهار (یا جناب بهار)
فرمایش شما کاملا متین هست. با توجه به سابقه ای که از آثار سعدی سراغ داریم می تواند اینگونه تفسیر شود که "درد کشیدن به امیدت" خود مثل "دوا" می باشد.
جناب حامد خان
مفهوم را کامل و دقیق درک کرده اید. اما همین شکل از بیت دقیقا همان مفهوم را می رساند. در واقع به این شکل بخوانید شاید ابهام برطرف شود:
ای نفس خرم ای باد صبا..
ای باد صبا که همچون نفسی خرم می باشی..
فرامرز در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۷:
چون قلم اندر نوشتن می شتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
عدنان العصفور در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۹ - حکایت:
برو تا ز خوانت نصیبی دهند
که فرزندگانت ز سختی رهند
هژیر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۹ - سخن دقیقی:
ذر بیت سوم ، مصرع اول "کمانهای چاچی" ذرست است.
.... در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:
یک پیشنهاد:
گنجور را با خط ایران نستعلیق بگزارید که هم زیباست و هم خوانا برای همه
خسرو در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۴:
سلام. لطفا بفرمایید که در این بیت، برید و رسید رو چطور باید تلفظ کرد:
گلوی سیاوش به خنجر برید / گروی زره چون زمانش رسید
الهام در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۶۵:
جره باز : باز تر تیز پرواز
نخجیر: شکار کردن
سبک دست : کسی که کاری را با تندی و چالاکی انجام بدهد . چابک دست
درسا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱۳:
این رباعی را کلمن بارکس در مجموعه ای به نام A Great Wagon به انگلیسی ترجمه کرده و ترجمه ش کمی دور از متن واقعی است.
Come to the orchard in Spring.
There is light and wine, and sweethearts
in the pomegranate flowers.
If you do not come, these do not matter.
If you do come, these do not matter.
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
گرامی مهران
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
ساغر را به مشرق تشبیه نکرده
نورِ برخاسته از شراب رابه نور خورشید تشبیه کرده که از گوشه ی ساغرِ می می تابد.
دکتر محمد ادیب نیا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
ابوالفتوح رازی می گوید: ساقی کیست؟
در ذیل آیه شریفه: «وَ سَقَیهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»(الانسان/21)؛ آمده است:
مراد به «رب» سید است، یعنی، سَقاهُمْ سَیِّدُهُمْ عَلِیُبنِ اَبیطالب (ع)؛ ایشان را آب دهد، سیّدشان علی بن ابیطالب (ع).
و دلیل بر آن که «رب» به معنی سیّد آمده است، قوله تعالی فی سورة یوسف: «اُذْکُرْنی عِنْدَ رَبّک» [یعنی: یاد کن مرا نزد سید و سرور خویش] و قوله: «فَیَسْقی رَبُّهُ خَمْراً» [یعنی: سرورش به او شراب نوشاند].
بر این قول، او ساقی باشد و اخبار ـ از جهت مؤالف و مخالف ـ متظاهر است که او ساقی خواهد بودن.
کریم کیست؟
کریم آن باشد که عطا دهد و پوشیده دارد، بدهد و منّت ننهد، ببخشاید و ببخشد، به اوَّل مَطْل ندهد و به آخر منّت ننهد، دعا نخواند و جزا چشم ندارد و ثنا نجوید و آنچه داده باشد، با کس نگوید.
چنان که آن سَرِ جوانمردان کرد: در شب بداد و روز باز نگفت، شرط بر نهاد و منّت بر ننهاد، شرط بر نهاد. سایل را که کس نگوید: «لانُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکوراً.»
الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها (دیوان حافظ/غزل 1)
لذا ساقی در غزلیات جناب حافظ لسان الغیب الهی همان وجود مقدس امیر مومنان علی علیه السلام است.
در باب شراب نیز خواجه عبداللّه انصاری می گوید:
ای جوانمرد! شراب آن شراب است که دستِ غیب در جام دل ریزد، دیده جان نوش کند.
وَ اَسْکَرَ القومَ دَوْرُ کَأسٍ / وَ کانَ سُکری مِنَ الْمُدیر
قومی را شراب مست کرد و مرا دیدار ساقی؛ لاجَرم، ایشان در آن مستی فانی شدند و من در این مستی باقی.
آن را که به دوستی وَ را مست کنند / عالَم، همه در همّت وی پست کنند
در دوستیاش، نیستیای هست کنند / آنگه به شراب وصل سرمست کنند
شراب دو است؛ یکی امروز، یکی فردا؛ امروز شرابِ ایناس و فردا شرابِ کاس؛ امروز شراب از منبع لطف روان، فردا شراب طهور از کف رحمان.
«سَقَیهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً» ؛ هر که را امروز شراب محبّت نیست، فردا او را شراب طهور نیست. امروز شراب محبّت از کاس معرفت میآشامند و فردا شراب طهور در حضرتِ مَلِکِ غفور مینوشند.
امروز شراب محبّت در بهشت عرفان، و فردا شراب طهور در بهشت رضوان. بهشت عرفان امروز، دل عارفان است، دیوارش ایمان و اسلام و زمینش اخلاص و معرفت، اشجار تسبیح و تهلیل، اَنهار تقوا و توکُّل، دور و قصور از علم و زهد، غرفه و منظر از صدق و یقین، رضوانش رضا به قضا، هر که را امروز فردوسِ دل او آراسته به طاعت و عبادت بوَد، فردا او را فردوس رضوان بوَد.
خوانده او هرگز بدبخت نبود، نزدیکْ کرده او را در دو گیتی جای نبُود، مصحوب او را به بهشت حاجت نَبُوَد، مَستِ او را جز او ساقی نبود، «وَ سَقَیهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهوراً.»
ساقیا بده جامی زان شراب روحانی / تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی
بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را / آنچنان برافشانم کز طلب خجل مانی
بی وفا نگار من میکند به کار من / خندههای زیر لب عشوههای پنهانی(دیوان شیخ هایی، غزل 25)
و جام شراب قرآن کریم است. اینها اصطلاحات خاص عرفانی است که اهل معرفت در سخنانشان بسیار بکار می برند و لذابرای اطلاع بیشتر باید به منابع مخصوص آنها مراجعه نمود. اللهم ارزقنا بکاس ماء معین (انتهای دعای ندبه) شاد و سلامت باشید .
دکتر محمد ادیب نیا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
ابوالفتوح رازی می گوید: ساقی کیست؟
در ذیل آیه شریفه: «وَ سَقَیهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً»(الانسان/21)؛ آمده است:
مراد به «رب» سید است، یعنی، سَقاهُمْ سَیِّدُهُمْ عَلِیُبنِ اَبیطالب (ع)؛ ایشان را آب دهد، سیّدشان علی بن ابیطالب (ع).
و دلیل بر آن که «رب» به معنی سیّد آمده است، قوله تعالی فی سورة یوسف: «اُذْکُرْنی عِنْدَ رَبّک» [یعنی: یاد کن مرا نزد سید و سرور خویش] و قوله: «فَیَسْقی رَبُّهُ خَمْراً» [یعنی: سرورش به او شراب نوشاند].
بر این قول، او ساقی باشد و اخبار ـ از جهت مؤالف و مخالف ـ متظاهر است که او ساقی خواهد بودن.
کریم کیست؟
کریم آن باشد که عطا دهد و پوشیده دارد، بدهد و منّت ننهد، ببخشاید و ببخشد، به اوَّل مَطْل ندهد و به آخر منّت ننهد، دعا نخواند و جزا چشم ندارد و ثنا نجوید و آنچه داده باشد، با کس نگوید.
چنان که آن سَرِ جوانمردان کرد: در شب بداد و روز باز نگفت، شرط بر نهاد و منّت بر ننهاد، شرط بر نهاد. سایل را که کس نگوید: «لانُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکوراً.»
الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها (دیوان حافظ/غزل 1)
در باب شرابِ خواجه عبداللّه انصاری می گوید:
ای جوانمرد! شراب آن شراب است که دستِ غیب در جام دل ریزد، دیده جان نوش کند.
وَ اَسْکَرَ القومَ دَوْرُ کَأسٍ / وَ کانَ سُکری مِنَ الْمُدیر
قومی را شراب مست کرد و مرا دیدار ساقی؛ لاجَرم، ایشان در آن مستی فانی شدند و من در این مستی باقی.
آن را که به دوستی وَ را مست کنند / عالَم، همه در همّت وی پست کنند
در دوستیاش، نیستیای هست کنند / آنگه به شراب وصل سرمست کنند
شراب دو است؛ یکی امروز، یکی فردا؛ امروز شرابِ ایناس و فردا شرابِ کاس؛ امروز شراب از منبع لطف روان، فردا شراب طهور از کف رحمان.
«سَقَیهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً» ؛ هر که را امروز شراب محبّت نیست، فردا او را شراب طهور نیست. امروز شراب محبّت از کاس معرفت میآشامند و فردا شراب طهور در حضرتِ مَلِکِ غفور مینوشند.
امروز شراب محبّت در بهشت عرفان، و فردا شراب طهور در بهشت رضوان. بهشت عرفان امروز، دل عارفان است، دیوارش ایمان و اسلام و زمینش اخلاص و معرفت، اشجار تسبیح و تهلیل، اَنهار تقوا و توکُّل، دور و قصور از علم و زهد، غرفه و منظر از صدق و یقین، رضوانش رضا به قضا، هر که را امروز فردوسِ دل او آراسته به طاعت و عبادت بوَد، فردا او را فردوس رضوان بوَد.
خوانده او هرگز بدبخت نبود، نزدیکْ کرده او را در دو گیتی جای نبُود، مصحوب او را به بهشت حاجت نَبُوَد، مَستِ او را جز او ساقی نبود، «وَ سَقَیهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهوراً.»
ساقیا بده جامی زان شراب روحانی / تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی
بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را / آنچنان برافشانم کز طلب خجل مانی
بی وفا نگار من میکند به کار من / خندههای زیر لب عشوههای پنهانی(دیوان شیخ هایی، غزل 25)
مهران در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
سلام دوستان
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
تشبیه ساغر به مشرق چه معنی دارد؟
امیرعلی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶: