گنجور

حاشیه‌ها

آذر .خ معلم جغرافیا اراک در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر:

درود بر همه خِرَدورزان ...بیایید این قرار را بذاریم که هر کس اشتباه کرد ،کاربر دیگری بدون رودربایستی و موقرانه اشتباه را درست کنه ....
1.مریم عزیز ،سپاسگزار را با حرف''ز''بنویسید.
2. آقای مهدیکاظمی کامنتتون خیلی خوب بود.
03 فرهاد ممنون از توضیح همیشه خوبتان .
04 مولانا خوبه درجه یکه ولی چرا به مسائل این دوره و زمانه بی توجهه ؟.مثلا چرا هیچوقت تشویق به عشق به زندگی و تلاش نمی کنه؟یا از کدام بیت مولانا می توان انگیزه ای برای جوانان پیدا کرد که همان طور که دنیا به دنبال هوش مصنوعیه تو ،هم بسم الله ...چجور از مولانا بهره ببریم که فکر مردم از تخم مرغ و پوشک بچه و قیمت دلار و قرعه کشی خودرو فراتر بره ....مولانا جان خیلی خوبی ولی انسان قرن بیست و یکم با فهم شعرهای تو اموراتش نمی گذره ...یه شعر بگو که جان ببخشه

هانیه در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

سلام
معنی ومفهوم مصرع دوم بیت اول چی میشه؟

محمد در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

با سلام.
میخواستم بدونم منظور شاعر از عبارت((زلف دوتا)) چیه؟
چون بار ها در شعر حافظ و سایه به این عبارت برخورد کردم.ممنون.

سیروان در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل چهل و نهم - گفت ما جمله احوال آدمی را یک به یک دانستیم:

با عرض سلام و ادب
هر دو معنای حدیث می‌تونه درست باشه؛
اللهَّ لَایَنْظُرُ اِلی صُوَرِکُمْ وَلَا اِلی اَعْمَالِکُمْ وَاِنَّمَا یَنْظُرُ اِلی قُلُوْبِکُمْ.
1خداوند در ظاهر شما و حتی اعمال شما نمی‌نگرد بلکه بر دلهای شما مینگرد.
2. یا خداوند در ظاهر و اموال شما نظر نمیکند اما بر دلها واعمالتان نظر میکند.
ولی به نظر بنده حقیر معنای اول درست تر به نظر میاد،چرا که:همه‌ی اعمال زیر مجموعه ی نیت قلبی انسان هست،پس برای انجام هر عملی،اول نیت قلبی و برخورد کلیش با مسایل و تصمیم ها اتفاق میفته و بعد اون عمل سر بزند یا نزند،نیت قلبی ارجحیت دارد،که با ادامه صحبت‌های حضرت نیز هم خوانی بیشتری دارد،که:از «یک معنای واحد باقی» صحبت میکنند.
هر چند جنبه های بسیار دیگه ای به اون معنای واحد که باقی هست ارتباط داره که بنده ازش بی خبرم.
باشد که حق تعالی بر کمیَم ببخشد و به لطف خویش بیفزاید.!
یا حق

علی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۵:

یک بیت جا افتاده است. پس از بیت:
دو خواهر دو دختر یکی مادرش / پر از درد و با سوک و خسته برش
این بیت می‌آید:
چو آتش برویین دژ اندر فگند / زبانه برآمد بچرخ بلند

علی والاتبار در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:

در بیت چهارم محل صحیح ویرگول باید بعد از بی خبر باشد و نه بعد از خویش:
تا شدم بی خبر، از خویش خبرها دارم...

علی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۴:

لطفا تصحیح شود:
چه دستور باشد مرا شهریار ----> چو دستور باشد مرا شهریار
به کین برادرت بی سی و هشت ----> به کین برادرت بد سی و هشت
چه نامه بخوانی بنه بر نشان ----> چو نامه بخوانی بنه بر نشان

علی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۳:

لطفا تصحیح شود:
بجوی همی روز بیگانگی ----> بجوید همی روز بیگانگی
ز خلج پر از درد شد تا طراز ----> ز خلخ پر از درد شد تا طراز

علی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۲:

لطفا تصحیح شود:
خود و نامدارن به هامون شوم ----> خود و نامداران به هامون شوم

علی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۲:

یک بیت جا افتاده! پس از بیت:
به دست اندرش خنجر آب‌گون / دهن پر ز آواز و دل پر ز خون
این بیت می‌آید:
بجست از در کاخش اسفندیار / به دست اندرش تیغ زهر آبدار

علی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۱۰:

لطفا تصحیح شود:
بکشتند اسپان و چندی به ره ----> بکشتند اسپان و چندی بره

عارف در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

بنده حقیر در جمع اساتید بی ادبی است که صحبت کنم ولی به نظر بزرگان تفسیر شعر اشاره ای بر این موضوع ندارد که بزرگان اهل فضیلت از کشف حقیقت و معنای واقعی زندگی عاجز مانده اند و معنای واقعی زندگی را افسانه میدانند.
و منظور نهایی ایشان اینست بزرگان نتوانستند شما دیگر تلاش نکن :)

علی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۹:

لطفا تصحیح شود:
به دژ نامدارن خبر یافتند ----> به دژ نامداران خبر یافتند
به تن شاه باید که بینم درست ----> تن شاه باید که بینم درست

اهورا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

بابت خوانشی که قرار دادید سپاسگذارم.کمک میکنه تا تلفظ و خوانش صحیح رو یاد بگیرم

تماشاگه راز در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۶:

سپاس جناب رضا ساقی
شرحهای شما بر تمام غزلیات حافظ در سایت گنجور چونان شرابی گوارا تشنگان را سیراب کرده ، سرمستی و نشاط می بخشد
سپاس از مهر بیکران شما که از شراب شعر حافظ مست شده اید و ما را شریک الاذواق خویش می نمایید

جعفر مصباح در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:

بیت نهم. جو شنا :جوشنا

محمد سالمی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۴۰:

حضرت مولانای جان (علیه‌الرّحمة) نیز می فرمایند:
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

محمد سالمی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا » شمارهٔ ۴۰:

چه زیبا مقام فنا شدن و از خودپرستی و خودبینی رهایی یافتن را در قالب کلمات اعجاب‌انگیز خود به تصویر کشیده‌ای.
تو زنده‌ای...... تا ابد

کاوه در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

در دیوانهای حافظ قدیمی، مصرع دوم این بیت معروف و به روضه رصوان به این شکل بود.
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت/ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم.

اما در بسیاری از نسخه های چاپ جدید نه تنها این مصرع بلکه در خیلی موارد دیگر یا واژه ها تغییر کرده یا مصرع را دستکاری کردند و یا بکلی یک بیت را حذف یا با بیت دیگری جایگزین کردند.

alireza در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۳:

@helen
سپاهی ز اصطخر بی‌مر ببرد
بشد ساخته تا کند رزم کُرد
به نیکی ز یزدان همی جست مزد
که ریزد بر آن بوم و بر خون دزد
در این جا کرد به معنی قوم کرد نیست بلکه در مفهوم عشایر و رمه گردان بکار رفته
خلاصه ی معنیش این هست که سپاهشو از اصتخر برداشته تا بره و با عشایر راهزن درگیر بشه
قضیه استعمال از این واژه به دوران خیلی قدیم برمگیرده و وجود "کرتی" ها این کرتی ها سبک زندگیشون مبتنی بر عشایر بودن و رمه گردانی و همینطور گاهی اوقات راهزنی و غارت بوده(!) که این اصطلاح رو‌ایرانیان باستان (و به تبع اون باقی تاریخ نویسان )برداشتن و این بار برای هر جامعه ی که همچین ویژگی هایی داشت استفاده میکردن برای مثال کردان فارس کردان عرب کردان دیلمی کردانِ لر کردبلوچ کرد شولی کردان شبانکاره اکراد اندخوی(در افغانستان) و....
وجه تسمیه قومی به نام کرد که امروزه هم‌ داریم همین هست

۱
۱۸۶۲
۱۸۶۳
۱۸۶۴
۱۸۶۵
۱۸۶۶
۵۷۲۶