سلمان در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
در ضمن اینکه با توجه به مصرع اول که از فرا
حجر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵:
با پوزش به نظر میرسد در بیت آخر کلمه است اضافی باشد.
رامین کبیری در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
نیکی به جای یاران
یعنی چی؟
بنظر من اینگونه بوده: نیکی به جای آر و فرصت شمار یارا
یعنی دو روز دنیا یا ده روز زندگی ارزش نداره .بهم خوبی کنید و وقت رو مقطنم بشمرید.
.
درواقع بعلت شباهت آوایی، در طول زملن اینگونه به اشتباه افتادند چون صنعت چاپ نبود و اشعار بیشتر در سینه ها بود و نقل میشد توسط نقال ها
مرضیه در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹۶ - طوطی و شکر:
چرا هر جا طوطی آمده، قند و شکر هم می آورند؟
علی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۳:
سلام
در بیت 17مصراع اول خان به معنای مرحله،انسان بزرگ، و...است درحالی که مبایست خوان که به معنایذسفره است بکار برود چرا؟؟؟؟اگه کسی میتونه جواب بده
حسن روشن در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۰:
سلام و سپاس از زحمات دوستان.
به نظر میرسد صورت صحیح بیت هشتم به صورت زیر است.
این طناب خیمه را برمگسلان
خانه تو است آخر ای سلطان مکن.
سلمان در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
بیت دوم:
اشکی در چشمم نمانده(انقدر اشک ریخته دیگر اشکی باقی نمانده)
جمله خبری است.
فرهاد ج در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۵:
می گوید خاموشی و افسردگی ساز دل من دیگر بس است، بیا که با خرامیدن و آمدن تو، هر قدمت گویی مضرابی به ساز دل من است و باعث نغمه و شادمانی و بیرون آمدن از افسردگی می شود.
امیرحسین محمدی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹:
چقدر زیباست این شعر و دریغ دریغ که کسی نیست زیرش حاشیه ای بنویسه. درودم نثار خواجو
ابوالغضل در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۴۱:
سلطان حنحره علیرصا جان قربانی ،در اثر جدیدی از خود اسفندماه 99، این رباعی بسیار زیبا را در قسمت اول ترانه ی Ascent بمعنی صعود یا عروج اجرا کرده است.
محمدرضا دوراندیش در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل:
خواند مزمل نبی را زین سبب
که برون آ از گلیم ای بوالهرب
به نظر میاید که این بخش به این آیه از قران کریم اشاره دارد که: یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿1﴾
ای جامه به خویشتن فرو پیچیده (1)
قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿2﴾
به پا خیز شب را مگر اندکی
دیروز روز مبعث رسول گرامی اسلام بود و من به تصادف این شعر را دیدم و باید بگویم زیباترین شعری بود که درمورد حضرت محمد تاکنون دیده ام
در جایی از شعر مولانا میگوید :
نه تو گفتی قاید اعمی به راه
صد ثواب و اجر یابد از اله
هر که او چل گام کوری را کشد
گشت آمرزیده و یابد رشد
پس بکش تو زین جهان بیقرار
جوق کوران را قطار اندر قطار
کار هادی این بود تو هادیی
ماتم آخر زمان را شادیی
هین روان کن ای امام المتقین
این خیالاندیشگان را تا یقین
در سوره مزمل که این شعر اشاراتی به آن دارد تفاسیری وجود دارد که گویی پیامبر در مسیر نصیحت و اصلاح مردمان مورد تمسخر و سرزنش واقع شده اند و کلمه مزمل به معنی : (ای جامه به خود بیچیده ) نیز میتواند اشاره به اندوه و خستگی ایشان در شب داشته باشد و خداوند نیز در ادامه آیات پس از دعوت رسول به پایداری در این راه وعده مجازات تکذیب کنندگان را میدهد
و البته شعر مولانای بزرگ نیز تماما الهام گرفته از این سوره میباشد چنانکه در جایی میفرماید:
طاعنان همچون سگان بر بدر تو
بانگ میدارند سوی صدر تو
این سگان کرند از امر انصتوا
از سفه و عوع کنان بر بدر تو
و در جایی دیگر میگوید که مردمان همچون کوارنند و در شناخت مسیر درست ناتوانند و رسول الله نبایستی به خاطر سرزنش و تمسخر گروهی از مردمان که از شنیدن سخن او روی میتابند از هدایت جامعه بشری که همانند جسمی بی هوش و عقل به اینسو و انسو میرود کناره بگیرد :
هین بمگذار ای شفا رنجور را
تو ز خشم کر عصای کور را
سر مکش اندر گلیم و رو مپوش
که جهان جسمیست سرگردان تو هوش
هین مشو پنهان ز ننگ مدعی
که تو داری شمع وحی شعشعی
هین قم اللیل که شمعی ای همام
شمع اندر شب بود اندر قیام
بیفروغت روز روشن هم شبست
بیپناهت شیر اسیر ارنبست
باش کشتیبان درین بحر صفا
که تو نوح ثانیی ای مصطفی
ره شناسی میبباید با لباب
هر رهی را خاصه اندر راه آب
خیز بنگر کاروان رهزده
هر طرف غولیست کشتیبان شده
خضر وقتی غوث هر کشتی توی
همچو روحالله مکن تنها روی
پیش این جمعی چو شمع آسمان
انقطاع و خلوت آری را بمان
وقت خلوت نیست اندر جمع آی
ای هدی چون کوه قاف و تو همای
همیرضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
در پاورقی تصحیح فروغی آمده که «این غزل در نسخ بسیار قدیم معتبر نیست».
maria Dastgheib در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۲ - تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاص:
با سلام
پرده میخندد بر او با صد دهان
هر دهانی گشته اشکافی بر آن
در بعضی کتب اشتباها حرف بر و آن بدون فاصله نوشته شده و بران تبدیل شده و همین موجب اشتباه در معنی بیت هست
رضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » ساقینامه:
دوستی از این بیت خرده گرفته بودند که توهین به شان زنان بوده اما از نظر بنده اینگونه تعبیر میشود «صدبار زن» مفهوم زننده حد یا شلاق زن را به ذهن متبادر می نماید در مجازات میخواری.
دگر طعنهٔ باده بر ما مزن
که صد بار زن بهتر از طعنه زن
چرا که شاعر بلافاصله از درد سخن طعنه زن به ستوه آمده و درد شلاق را آسانتر از درد سخن طعنه زنان می بیند
البته این تعبیر شخصی است —پیروز و سرافراز باشید
علی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳:
لطفا تصحیح شود:
ازان سپ به رستم چنین گفت شاه ----> ازان پس به رستم چنین گفت شاه
علی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۵:
لطفا تصحیح شود:
دلاور جهاندیده کنداورا ----> دلاور جهاندار کنداورا
امیر مستلزم در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:
عارف جان قربانت بشم!
تجدید نظر کن که بسی ابلحی جانان من
علی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۶:
لطفا تصحیح شود:
ز چاه اندر آویختنش سرنگون ----> ز چاه اندر آویختش سرنگون
علی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۸:
لطفا تصحیح شود:
ازان سپ که بردم بسی گرم و رنج----> ازان پس که بردم بسی گرم و رنج
بفگت این و شد روزگارش به سر ----> بگفت این و شد روزگارش به سر
امیرحسین محمدی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » آیینه سکندری » بخش ۴ - آغاز اسکندر نامه: