حمیده قاسمی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی:
من در تعجبم از پروین که نوشته به این زیبایی و بدون ترس
این شعر فوق العاده است و مناسب هر خالی و هر زمانی
کاش در زمان پروین بودم و با او از نزدیک اشنا میشدم
برای از حفظ شدن شهرش تلاش میکنم
احمد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱۸:
با سلام.
مصرع دوم از بیت یک را هم اساتید معنا بفرمایید
سعید در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵:
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
قضای آسمان این است و دیگرگون نخواهد شد
به نظر میرسه مصرع دوم خوش آهنگ تر باشه . باز هم ممنون از نظر ضاحبنظران .
Polestar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶ - درس محبت:
در مقابل این شاهکار فقط باید سکوت کرد
امیر مستلزم در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:
بله جناب وحید مینداز صحیح است .
به زبان سعدی نزدیک ترست و معنی بیت:
من اگر از چشم خلق بیفتم و رسوا و بی اعتبار شوم اهمیتی ندارد
ولی تو از چشم من را نینداز که از چشم افتاده تو (بی اعتبار _خوار_بی ارزش) را یار و یاوری نیست که نیست.
امیر مستلزم در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
شایق گرامی
کلمه هجران یا هجر و مشتقات ان از نظر مفهومی و عرفانی می توانند صحیح باشد اما عنایت کنی نه واژه هجر نه هجران نمی توانند وزن درستی را ایفا کنند
از لحاظ مفهومی هم میتوان گفت با توجه به اینکه هجر درست باشد
با اینکه در سوز و گداز عشق سوخته ام ولی ترسم مردم گمان کنند که من ناراضی ام و در هجرانم ولی من به همین خشنودم.
شایق جان بنظرم تعمیم کردن در این قضاوت که چند بیتی از شیخ اوردید، کار پسندیده ای نیست.
امیر مستلزم در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
جناب یا خانم شایق!
دگرباره در وهم خویش بافندگی را به حد اعلا رساندی!
باعنایت به مصرع اول که حال و صفات خویش را توصیف می کند ، در مصرع دوم و اخر می فرماید: مردم بی خبر گمان کرده اند که حال و روزگارم در طریقت عشق به خوبی و خوشی سپری می شود اما نمی دانند که صبر و هوشیاری من دگر به پایان راه رسیده.
ترسم خلق هم به همین موضوع اشاره دارد که مردم بی خبر ظن زنند من خرسندم ولی ای دل غافل این گونه نیست که نیست!
مهدی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن:
وجود کثرت در عالم و اختلاف نظر دیدگاه امری مسلم وبدیهی است نکته قابل توجه از نظر مولانا پذیرش این تکثر است چنانکه رد کردن همه شقاوت است و قبول همه حماقت بلکه باید انها را مانند یک پازل درکنارهم دید وپذیرفت واین همان پلولاریسم است که در عصر ما مطرح شده وبسیارهم موردتوجه قرارگرفته وملای روم قرنها پیش به زیبایی آن را طرح وتبیین کرده . وظیفه انسان مخالفت یا موافقت محض با اندیشه ها نیست بلکه باید با تحقیق وبررسی آنها حقایق تکه تکه ای را که در آنها مستتراست دریافت وبرکشید وباز کرد جان باید شبهای مختلف را امتحان کند تا ازمیان آنها شب قدر نمایان شود.شاید بتون گفت به نوعی بیان وحدت در عین کثرت در اندیشه ها رو مطرح کرده والبته به اعتقادمولانا نیل به حقیقت در این دنیا امکان پذیرنیست چون این جهان جهان رنگها است وتنها زمانی این رنگها وکثرات ازمیان برمیخیزند که به عالم بی رنگی برسیم یعنی نقل از این عالم به ناکجایی که تنهامرگ راز ان را برمی گشاید . آنجاست که بی رنگی ازاسارت رنگها رها می شدد و موسی وعیسی با یکدیگر به صلح وآشتی می رسند.الله اعلم
محمود علی اصغری در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » منظومهها » دل مادر » وادی السباع:
مصراع دوم بیت:
آب در زیر و نیستان به زبر...
چنین درست است:
در شده خار بنان یک به دگر
یعنی انبوه بوته های خار در هم فرو رفته بود.
مهدی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:
مردی نبود فتاده را پای برسر
گر دست فتاده ای برگیری مردی
Behrooz Sabbagh در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:
نکته ی دیگری که لازمه عرض کنم، که دوستان به آن اصلا توجه نکرده اند، مسئله عشق است،
نیست پروا تلخکامان را ز تلخی های عشق
در راه عشق تشنگی، ظلم، بی عدالتی، فحش، تحقیر وخیلی تلخی های دیگر وجود دارد ویک عاشق همه این ها را تحمل می کندآن هم با میل و رغبت... مثل یک مادر که عشق فرزندانش را در دل دارد
Behrooz Sabbagh در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:
با سلام خدمت همه عزیزان
تمامی مطالب پر از اندیشه های ناب رو خواندم ونتیجه را اینگونه یافتم که هیچ اختلافی بین عقاید وتفکرات شما در زمینه دنیا و خدا ونحوه زندگی در این دنیا نیافتم گویا به نظر من همه شما عزیزان متفق القول قول هستید ولی زاویه دیدتان متفاوت است... چرا که درپایان متون زیباتون کرنش و ادب بی نظیری وجود دارد... که این نشانه ایمان قلبی شماست...
رایان در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
نام من رفتهست روزی بر لب جانان به سهو
اهل دل را بوی جان میآید از نامم هنوز
رایان در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
غلام قمر باشی و غیر قمر هم چیزی نگویی و نخواهی و انگاه ناگهان شمع را استثناء کنی و در برابر هیمنه و تلألوء قمر بگویی شمع هم خوب است باشد
به نظر من شهد و شکر است که ان هم چیزی نیست جز عذوبت و شیرینی تکرار نام دوست...
در ادبیات ما پراست از تصاویری که متضمن همین نکته است : بردن نام دوست و شیرین شدن کام و دهان و جان!
سید صادق هاشمی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ صامت بروجردی » افتتاح ریاض الشهاده (دیوان صامت) » شمارهٔ ۱ - بحر طویل:
اگر کسی از دوستان مایل است مثنوی شهنشاه نامۀ ابو طالب کلیم کشانی را برای گنجور آماده کند زحمتش فقط کپی کردنه. لطفا با مدیریت گنجور هماهنگ باشید تا کار تکراری نشود.
پیوند به وبگاه بیرونی
مصطفی رحمانیان گراشی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
حسنت به اتفاق ملاحت ، در حسن همان حسن خلق مد نظر بوده که حذف لفظ خلق به قرینه معنوی بوده و اشاره به آیه شریفه قرآن کریم در مورد حضرت ختمی مرتبت و نبی مکرم اسلام (ص) دارد که خداوند اورا به انک لعلی خلق عظیم ستایش می کند ! و ملاحت نیز به روایتی اشاره می کند که از رسول اکرم (ص) پرسیدند شما زیباترید یا یوسف نبی ؟! که ایشان فرمودند یوسف از من زیباتر بوده ولیکن من از او ملیح ترم ! حال جمع خلق نیکو و جمال ملیح محمدی (ص) باعث آن اتفاقی در جهان می شود که حافظ سرایت و گسترش کمال دین در پهنه گیتی را ناشی از آن می داند! و گرفتن جهان ، دو معنی اولا تسلط و گسترش دین محمدی در دنیا و دوم گرفتن رنگ و بوی اخلاق و کمالات محمدی(ص) پس از او را به جهان در نظر دارد ! اما اتفاق در مصرع دوم به دو معنی جمع و به علاوه مد نظر است و همچنین معنی دیگر خود اتفاق به نشانه حدوث و گهگاهی این ماجراها ! اولا حضرت لسان الغیب اتفاق به معنی اتحاد نفرات را باعث پیروزی قلمداد می کند که اگر در ظاهر همین طور است در باطن نیز رمز عروج معنوی را اتحاد و همبستگی روحی با حضرت ختمی مرتبت (ص) و در درجات پایین تر با اهل معرفت و همراهی روحی و تمسک و استمداد و اتحاد قلبی با ایشان منوط می دارد! و دوم معنای اتفاق به معنی حدوث و ماجرای گهگاهی مد نظر است که راجع به قضایای آخر الزمان و ظهور منجی موعود اشاره می دارد که آری به اتفاق جهان می توان گرفت ! و دوباره جمع حسن خلق و ملاحت در نفری دیگر ، باعث اتفاقی دوباره در جهان منتهی خواهد شد !! که ادامه ماجرا در مصرع بیت دوم که افشای راز خلوتیان .... !!! مانع از وضوح و تبیین کلی ماجرا و قضایا را گوشزد می کند !
محمد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
سرکنگبین صفرا فزود یعنی
هیچ حرکت و سکونی بی اراده خدانیست و اگر متوجه باشید شاعر فته گر او خواهد نگفتند یعنی انشا الله نگفتند و به دانش خود مغرورشدن و از آنجایی جامدات هم مطیع حضرت حق هستن بر خلاف میل پزشکان و بر طبق اراده حقعمل کردند
SMS در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۴- سورة النساء- مدنیة » ۱ - النوبة الثانیة:
چرا در بیت 31 این متن برای دو و سه و چهار ان وجود دارد؟
بابک دهقانی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم:
«جز آن چهار منظومه (منطقالطیر و الهینامه و اسرارنامه و مصیبتنامه) و دیوان و مختارنامه و کتاب تذکرة الاولیا، هیچ اثر دیگری از عطار نیست و تمام منظومههای ناتندرستی که به اسم بلبلنامه، بیسرنامه، پسرنامه، حیدرینامه، پندنامه، جوهرالذات، حلاجنامه، سیاهنامه، اشترنامه، لسانالغیب، مظهرالذات، معراجنامه، مفتاحالفتوح، نزهتنامه، وصلتنامه، هیلاجنامه وجود دارد، و بعضی از آنها مانند پندنامه متأسفانه بارها و بارها به نام او نشر یافته، هیچکدام از آثار او نیست. اغلب اینها محصول روزگار انحطاط عرفان و حاصل یاوهگویی درویشهای بیکاری است که طبع نظمی داشتهاند و اندیشههای علیل و تخیلات خود را بهصورت منظومههایی سست و بیمارگونه به دست آیندگان سپردهاند، و برای آن که از بیرحمی زمانه - که اینگونه آثار را در همان عصر مؤلفان به فراموشی میسپارد - در امان بمانند نام شریف و ارجمند فریدالدین عطار نیشابوری را بهعنوان سراینده بر آنها نهادهاند و آن بزرگوار در طول این سدهها نامش به اینگونه یاوهها آلوده شدهاست و هنوز هم در مباحث تاریخ عرفان و ادب متأسفانه آثار این آمیختگی گاهگاه خود را نشان میدهد؛ هم در نوشتههای خاورشناسان و هم در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی و شرقی.»
مقدمه کتاب منطق الطیر به تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی، صفحه 37
علی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲: