تنها خراسانی در ۵ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:
از خدا بی خبر شود
تنها خراسانی در ۵ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاورد که جهان پربلا کند
عدل این نیست که به همه یک اندازه داده شود
عدل آن است که به هرکسی برابر با ظرفیت او داده شود!
"گدا که معتبر شود از خدایی خبر شود"
صالح در ۵ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » ستاره بازیگر:
صبحدم بینی که خیزد دود آه از بسترم
عشق آتش می زند تا می بریزد ساغرم
کاظم ایاصوفی در ۵ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۱:
آخر مصراع دوم بیت دوم بجای یاد اگر باد باشد هم معنی و هم از نظر صنعت زیبا تر میشود
علی صفا در ۵ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰۰:
سلام
منظور از هشت و چار چیست؟
طاهر در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۲۹:
بنظرم حکیم عمرخیام منظورش از چهار، عناصراربعه هستش(آب وبادوخاک وآتش) ومنظورش از هفت ، انواع هفت قسم نفس میباشد، و درمصرع دوم منظورش از هفت ، وادیهای هفتگانه سیروسلوک عرفانی میباشد ، ودرنهایت ترکیب هفت وچهار هم که اشاره به حضور انسان دراین جهان و پخته شدن انسان در گذر زمان و پایان عمر دنیوی است.
رسالت اینه که انسان به عشق زنده بشود.نظرشخصی بود خطاهایم را ببخشید.یاحق
علی کرمی در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام نوزده سال بود » پادشاهی بهرام نوزده سال بود:
درود بر فردوسی بزرگ که چه قدر دقیق و روانشناسانه سخن گفته :
_ بکوشید تا رنج ها کم کنید
دل غمگنان، شاد و بی غم کنید
_ هر آن کس که گشت ایمن، او شاد شد
غم و رنج با ایمنی، باد شد...
_ چو شادی بکاهی، بکاهد روان
خِرَد گردد اندر میان، ناتوان!
ملاحظه می فرمایید که به حق، دُر سُفته :
ایمنی = شادی
حلِّ مسأله و مشکل(درد و رنج) = شادی
به بیان دیگر،
شادی حاصل و نتیجه حلّ و رفع درد یا ایمنی از غم و بدبختی و گرفتاریست!
(علی کرمی مدرّس زبان و ادبیات فارسی، 28اسفند1399_قم)
nabavar در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » در دستگاه ماهور:
گرامی رضا
نت آهنگ را نمی دانم ولی به این آدرس پیوند به وبگاه بیرونی
ترانه را می شنوی
رضکش در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » در دستگاه ماهور:
با سلام
کسی میدونه نوت این آهنگ رو از کجا میشه پیدا کرد؟
سپاس
امیر در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:
منظور مولانا کاملا با یه نگاه به اشعار دیگه ی ایشون واضحه
روزت بستودم و نمیدانستم
شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن برده بدم به خود که من من بودم
من جمله تو بودم و نمیدانستم
محمد رضا بخشی زاده در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۵:
هیچ نقشی بیهیولا قابل صورت نشد
آدمی هم پیش از آن کادم شود بوزینه بود
دوستان، در عصر ارتباطات و علوم در دسترس و حقایق علمی زندگی می کنیم. در زمانی که هرروز کشف و اختراع جدیدی صورت میگیرد و منابع علمی دائما در حال تغییر و تصحیح است.... رای بر اساس روزنامه ها و مجلات دهه 30 و 40 ایران در زمینه های علمی از دوستان فرهیخته این سایت عجیب و بعید به نظر میرسد.... کاری به منظور بیدل عزیز ندارم و قصد ندارم با تفسیرهای عجیب و غریب که از اعتقاداتم نشات می گیرد ایشان را به نفع عقاید خودم مصادره کنم.... منظور بیدل هرچه که باشد باشد اما نظریه تکامل یا فرگشت یک نظریه علمی است. توجه داشته باشید نظریه و نه فرضیه!!! و هنوز رد نشده بلکه بسیار قدرتمند تر هم شده و هر روز دلایلی در قوت و ارتقا آن بدست می آید. و با تفسیر های غیر علمی نمی شود آنرا رد کرد.... علم کاری به رد و قبول ما ندارد و بر اساس مشاهده و آزمایش سعی در توضیح مسائل مختلف دارد. لازم است به اطلاع برسانم که نظریه جاذبه عمومی نیوتن هم هنوز یک نظریه است و البته قوانین حاکم برآن.... ولی بر اساس آن محاسبه می کنیم و ماشین آلات و هواپیما و قمرهای مصنوعی و فضا پیما میسازیم..... برای جا افتادن بهترمطلب بهتر است با تعاریف اولیه علوم مخصوصا معانی واژگان فرضیه و نظریه و اصل علمی و.... بیشتر آشنا شویم.... یادمان باشد امکان نوشتن و خواندن و نشر این حاشیه توسط علم در اختیار ما قرار گرفته و اعتقادات شخصی ما نقشی در آن نداشته است. در ضمن ایده اولیه این نظریه مربوط به داروین نیست. داروین روی این ایده تحقیقات بسیاری کرده و نتایج را به صورت نظریه منتشر نموده..... این دیدگاه سابقه طولانی در تاریخ دارد. در ایران باستان و حتی در آثار اندیشمندان اسلامی.... رجوع شود به کلاس درس دکتر شفیعی کدکنی تاریخ 98/1/20 در دانشگاه تهران.
علی والاتبار در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
بیت اول چه از نظر فرم و چه از نظر معنا باید تصحیح شود به شکل زیر
"چو" مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را
"چو" مرا گنج روانی، چه کنم سود و زیان را
علی سوران در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
نظر حقیر این است که حالا شعر حافظ تضمین بیت یزید ملعون با شد زیاد موضووع مهمی نیست بلکه موضوع مهم این است که شعر از حافظ است و حافظ از نظر حقیر شاعریست عارف و شعر او سرشار است از معارف الهیه و اسرار عشق پش باید در معنی اشعار شنا کنیم و بدانیم حد اقل که می در شعر ایشان محبت خدا است و محبت خدا مشکل افرین است انشا لله دلمان را با نور معرفت خداوند روشن کند و ا زگناه دور سازد
طیفور در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۴:
کل داستان زندگی همینه ، دیگر اینهمه سوال و فلسفیدن موردی نداره ، تکلیف روشنه..
علیرضا در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۲:
استاد ناظری این شعر را در آلبوم رقصانه با زیبایی هر چه تمامتر اجرا کرده اند .
قلندر در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
با درود و مهر...
تبلور عشق از آنجا آغاز شد که درونِ طالب از تو و من خالی شد و ماهیت، طاعت را به اطاعت رساند و طاووس حق جلوه گر گردید..
لیک این کافی نبود و مکافاتی در ره همچنان خویشتن به رخ میکشید و نیش را با نوش خواری درون جام عقل میریخت...
آنان که ره میدانستند هنوز درمانده بودند و آنان که در ره رفته بودند در ره مانده...
چه نازی دارد آن نازنین و چه آزرده خاطر است نیاز ما و چه زیبا گفت خواجه در آنجا که...
نازها زان نرگس مستانهاش باید کشید
این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش...
با سپاس از رهجویان راه حق
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷:
خواهم شبکی چنانکه تو دانی و من
بزمی که در آن بزم تو وامانی و من
من بر سر بسترت بخوابانم و تو
آن نرگس مست را بخوابانی و من
(سلمان ساوجی)
نرگس مست کنایه از چشم است. خواباندن چشم، در لذت فرو رفتن است.
شبک با کاف تصغیر، یعنی فقط یک شب
● ناردانه ها، گزیده ای از رباعی های فارسی، محمدعلی اسلامی نُدوشن، ص 58
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۸:
اندر دریا نهنگ باید بودن
واندر صحرا پلنگ باید بودن
مردانه و مرد رنگ باید بودن
ورنه به هزار ننگ باید بودن
(منوچهری)
منظور «حق زندگی ادا کردن» ست. یک سره زیستن...
حنظله ی بادغیسی گفته است:
یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه
یا چو مردانت مرگ رویاروی
رنگ در این جا به معنای نیرو و مقاومت است(فرهنگ معین)
دعوت به پایداری می کند در کشاکش دشواری ها
● ناردانه ها، گزیده ای از رباعی های فارسی، محمدعلی اسلامی نُدوشن، ص 43
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۷:
بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ،
وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ،
شمعِ طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ،
من جامِ جَمَم، ولی چو بشکستم، هیچ.
(منسوب به ابوعلی سینا)
ردیف هیچ، حاصل همه ی عمر را به یک نقطه می رساند، و آن بیان این تاثر ست که زندگی به مرگ می پیوندد. همه ی یادها، دلبستگی ها، امیدها بر باد می رود.
● ناردانه ها، گزیده ای از رباعی های فارسی، محمدعلی اسلامی نُدوشن، ص 42
Ali در ۵ سال قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۹: