فرزانه در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
فرزانه در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
فرزانه در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
فرزانه در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
فرزانه در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
شیرین در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹۹:
به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جان بلا و محنتی شیرین که جز با وی نیاسایی
نشان از این دارد که مولانا شناخت والاتری از این عشق دارد و به خوبی با این عشق و سختی های آن آشنا است.
دهان عشق میخندد که نامش ترک گفتم من خود این او میدمد در ما که ما ناییم و او نایی
مشابه این بیت در مثنوی است:
ما چو ناییم و نوا در ما ز تست ما چو کوهیم و صدا در ما ز تست
که ما هرچه داریم از خداست و خداوند بر همه امور بندگان آگاه و توانا است.
این شعر بسیار زیبا را شهریار رومی به زیبایی خوانده است.
امیررضا عطایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
از سر ذوق این سخن گفتم.
در غزل ۱۹ میفرماید:بینوایی ما و ذوق نیستی.
این ذوق همون چیزیه که لازم هست برای عبور از عقل و عالم امکان،و ورود به خرابات و عالم فنا.
در میخانه را گشاد یقین/ساقی عاشقان شود بخدا
حضرت حافظ:
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود
یکرنگان و غیر خود فروشان تا پشت در میخانه راه میابند،و اینجا نعمت الله یقین رو مفتاح در میدونه،مسلما یقین از راه منطق و استدلال و عقل هیچگاه حاصل نمیشه.
مولانا:هرکه را درجان خدا بنهد محک/هریقین را باز داند او زشک.
واما کی شراب مینوشند؟
مولانا:عاشقان آنگه شراب جان کشند/که به دست خود خوبانشان کشند.
البته شراب از نوع شراب جان
امیررضا عطایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
بیت پنجم مضمون مشابه با این بیت حافظ داره:
بر در میخانه رفتن کار یکرنگان بود/خود فروشان را به کوی میفروشان راه نیست.
خود فروشان کسانی که با به تصویر کشیدن من های ذهنی خود معامله میکنند.
کوروش در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۴۰ - گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید:
انباز یعنی چی
مریم السادات لطیفی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۴۱:
علیرضا افتخاری هم این رباعی رو به زیبایی در آلبوم صدایم کن خوانده
به حرم رهم ندادن که برون در چه کردی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹:
در بیت سوم اشاره به این آیه داره
مَن طَلَبَنی ، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی ، عَرَفَنی
وَ مَن عَرَفَنی ، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی ، عَشَقنَی
وَ مَن عَشَقتَنی ، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ ، قَتَلتَهُ
وَ مَن قَتَلتَهُ ، فَعَلّی دیَتَهَ وَ مَن عَلَیّ دیَتَهُ
فاَنَا دیَتَهُ.
همانطور که عراقی میگه ، به کدام مذهب است این به کدام ملت است این که کشند. عاشقی را که تو عاشقم چرایی
سیروان در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
واقعاً روتون میشه راجع به سعدی نظر بدین،البته همین نوآوریتون بود که الان وضع زنها شده این،تازه فکر میکنن پیشرفت کردن و امتیاز گرفتن خبر ندارن الان تو چنگ برده داری نوین هستن.
همه فکرا توی پایین تنست،مهم نیست فکر کنی بپوشونیش یا نشونش بدی،به هر حال قرار بود مشغولت نکنه که مشغولی..
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
درود بله ...موافقم ...سعدی و مولانا و حافظ کامل نیستند ...هر چند از ما کامل تر بی گمان ...و هر کدام یک وجه کامل شدن را شکل میدهد... بی گمان تمام عقاید شان کامل نیست ... در ضمن اشعار ایشان برای الگو گرفتن نیست ...چون عشق الگو نمیخواهد عاشق میخواهد ...
به اشعار به صورت شعر بنگریم و با جان و دل بخوانیم و از تعصبات بیرون آییم و آیین دیگری بر جای نهیم ... :)
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
احساس میکنم اشتباهی صورت گرفته و با توجه معنی شاید منظور همان زن جنس مونث نباشد و اگر هم باشد توهینی نیست ... اگر به تمامی شعر نگاه کنیم جور دیگری برداشت میشود ...
ولی در کل نه ؛
تنها مرد به درجات بالا نمیرسد ...
بهتر است بدانیم که همه با هم برابر هستند ... :)
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:
بلی
بی گمان به ارده شاعر است و خلاقیت ایشان ... ولی الا بر اساس معنی گویی در هر بیت یک معنی گونه گون دارد ...
چه خلاقیت سرشاری داشته است سعدی ...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیهالسلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:
عالی بود ... بله ...البته میتواند شکی در ایمان هم باشند ولی به نظرم شما درست گفتید یعنی درست تر از من ...
محسن جهان درود... :)
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
بی دل بی نشان ...
هر شاعری برای خود بسیار بالا هست ...اینجا بحث از مولانا بود و من از مولانا گفتم و همچنین اینجا مربوط به مولانا و اشعار اوست نه سعدی و بله از نظر من هم سعدی بسیار خوش سخن است و مقام او یقینا چون مولانا بالا هست ...شیرینی و حلاوت سخن او استثنایی ست ... کسی چون او شاید نیاید ... اینها را گفتم فقط بر این اساس که نکند شما فکر کنید که من تنها مولانا را برتری میدهم ...هرچند شاید برخی بد پندار کنند ...
اما در کل من هنوز شاعر مورد علاقه خود را نیافتم ... هر شاعری چه معاصر و چه سنتی ( قدیمی ) چنان خوش گفته آمد که هر کدام در هر وجه چهره من هستند...
سخن از چه گویم من در این بازی
که هر چه گویم سخن باقی ست
احمـــدترکمانی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازهایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را:
شهریست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری
یاران صلای عشق است گر میکنید کاری
چشم فلک نبیند زین طُرفه تر جوانی
در دست کس نیفتد احمدترکمانی :)
محمد قاضی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازهایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را:
با توجه به معنی ننماید یا بننماید در بیت هفتم درست است ، خصم در اینجا به معنی شوهر و قاصرات الطرف زنانی که جز به شوهر خود نگاه نکنند ، رجوع به معنی قاصرات الطرف در لغتنامه ی دهخدا شود
فرزانه در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵: