محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:
دل زنده میشود به امید وفای یار..................جان رقص میکند به سماع کلام دوست
سماع در این بیت از یک سو از ریشة سمع(شنیدن) است که با کلام تناسب دارد و از سوی دیگر با رقص ایهام تناسب دارد. زیرا همانطور که میدانیم سماع، نوعی رقص صوفیانه است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:
دل زنده میشود به امید وفای یار.................جان رقص میکند به سماع کلام دوست
سماع در این بیت از سویی از ریشة سمع (شنیدن) است که با کلام متناسب است از سوی دیگر با رقص ایهام تناسب دارد. زیرا همان طور که میدانید سماع گونهای از رقص است.
در ویکی پدیا سماع این چنین توصیف شده است:
سماع به نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته میشود. سماع پیشینهٔ کهن تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی نیز در این دین پیدا نمودهاست یا به عبارت دیگر سماع از به حرکت درآمدن گروه شیفتگان تحت تأثیر آوای دف و نی و تنبور و شعرهای آهنگین است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:
صبح میخندد و من گریه کنان از غم دوست.........ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست
سعدی شب را به گریه زنده نگاه داشته است و با آمدن صبح(خندیدن صبح) از او خبر از آمدن یار میگیرد. اما گویی خبری از یار ندارد و قرار نیست یار تشریففرما شود لذا در بیت دوم باز خطاب به صبح میگوید:
بر خودم گریه همیآید و بر خنده تو....................تا تبسم چه کنی بیخبر از مبسم دوست
حال سعدی به حال خود در فراق دوست گریه میکند و اینکه صبح آمده و یار نیامده است. گریه کردن سعدی بر خندة صبح یعنی بر آمدن صبح. او تمام شب را به این امید بیدار مانده که یار باز اید و چون صبح رسیده و یار نرسیده، گریان است. او در مصراع دوم بر صبح نهیب میزند که «ای صبحی که از خندههای دوست(مبسم دوست) بیخبری و خبری برای من از او نیاوردهای، چرا میخندی؟
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۴ در پاسخ به حمید نورمحمد دربارهٔ نجمالدین رازی » مرصاد العباد من المبدأ الی المعاد » ابتدا » مقدمه:
بله دقیقا ...
عالی ست
من که عاشق آن بخش هایی که از آفرینش انسان و گل و ... هستم
هر بار آنجا را میخوانم سراپا شور میشوم و نه فقط از نوع نوشتار این بزرگمرد بلکه از مضمون ش و تفکر در مورد این بزرگی ...اصلا نمیدونم دیگه چی بگم :-)))
درود بر شما
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
دل عشوه میفروخت که من مرغ زیرکم...............اینک فتاده در سر زلف چو دام اوست
عشوه در شعر سعدی و حافظ گاه به معنی دروغ است. در مصراع اول این بیت سعی میگوید:
«دل دروغ میگفت که من مرغ زیرکی هستم که به دام کسی نمیافتم.»
رضا س در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:
اقای مسعود اگه با تفکر حافظ آشنا باشید میدونید که مستی راعین عقل و زهد و پرهیزکاری را معادل بیعقلی میداند. اصولا خیلی از بدیهیات عرفی و اخلاقی در شعر و تفکر حافظ برعکس ارائه شدهند. حافظ یک اصل دارد که هر چیزی که بدون خلوص نیت و با ریاکاری انجام شود مذموم است و برعکس. حتی دُردکشان و گدایان خرابات مقام بالایی در تفکر حافظ دارند چون ظاهر و باطن یکسان دارند و چه بسا یک فرد زاهد باطن زشتتری از ظاهر یک گدای خرابات داشته باشد. در همین غزل قبلی جواب شما داده شده است:
به دور لاله دِماغ مرا علاج کنید
گر از میانه بزم طرب کناره کنم
و
من و انکار شراب این چه حکایت باشد
غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد
و دهها مورد دیگه
هادی رنجبران در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۴ در پاسخ به علیرضا کتابدار دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
نقش جهان: کنایه از صورت و ظاهر هر چیز است.
هادی رنجبران در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
هادی رنجبران در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:
رضا س در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۳۴:
بیت اول به نظر میرسه اشاره به شاه منصور آخرین پادشاه آل مظفر داشته باشه. عزم تسخیر جهان و تشکیل ایران بزرگ از اهداف شاه منصور بود و برای رسیدن به هدفش قصد اتحاد با تمام مناطق ایران و سایرشاهزادگان آلمظفر و ایلکانیان (آلجلایر) و حتی بایزید اول امپراتور عثمانی رو داشت که موفق نبود. حتی در سبک جنگیدن و زره پوش کردن اسبها و حملات برقآسا به شیوهی ساسانیان میجنگید و قصد داشت دولتی شبیه به ساسانیان در ایران تشکیل بده که در مقابل تیمورلنگ با خیانت اطرافیانش شکست خورد. سه بیت اول بیشتر مقدمهست و تعریف از شاه منصور که حرف اصلی در بیت چهارم و آخر زده بشه و به نظر میرسه اشاره به اقدام شاه یحیی در کم کردن ۲۵ درصد از حقوق دولتیان داشته باشه. تیمور در حملهی اول به شیراز در ذیالحجه ۷۸۹، مالیات سنگینی برای شاهان آلمظفر در ازای باقی موندنشون بر سر قدرت وضع کرده بود که به همین خاطر مشکلات مالی جدی برای مظفریان به وجود اومده بود و حقوقها رو کم کرده بودند. با روی کار اومدن منصور و فرار یحیی به یزد بعد از شش ماه حکومت، دوباره آل مظفر مستقل شد و از زیر سلطهی تیمور برای چندسال دراومد. حافظ میگه اونیکه ده ما رو هفت و نیم کرد و ۲۵ درصد حقوق ما رو کم کرد سودی نبرد و خودش برکنار شد(احتمالا شاه یحیی) و امیدوارم تو(منصور) که دوباره وضعیت رو به حالت قبل برمیگردونی و هفت و نیم رو ده میکنی فرصت پادشاهی و سلطنت طولانی داشته باشی.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
چو در میانه خاک اوفتادهای بینی.......... از آن بپرس که چوگان از او مپرس که گوست
در مصراع دوم این بیت، «است» به قرینه لفظی حذف شده است و در واقع چنین است:
از آن بپرس که چوگان است، از او مپرس که گوست
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
تا در بیت
حقیر تا نشماری تو آب چشم فقیر................که قطره قطره باران چو با هم آمد جوست
معنی مبادا میدهم و فعل تحذیری است. یعنی «مبادا آب چشم فقیر را ناچیز بشماری.»
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
در بیت
خود گرفتم که نظر بر رخ خوبان کفر است............من از این بازنگردم که مرا این دین است
عبارت «خود گرفتم که» مترادف عبارت امروزی ماست که میگوییم:«گیریم که چنین است» یا «گویی که چنین است.»
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مباهات و نکوهش حسودان:
در بیت
من عزیزم مصر حکمت را و این نامحرمان.................غر زنان برزنند و غرچگان روستا
غرزن به معنی زن بدکاره است و غرچه به معنی مردزننما است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مباهات و نکوهش حسودان:
بلابغی در بیت زیر به معنی یعنی بدون سرکشی و بدون شک
بر سر همت بلا فخر از ازل دارم کلاه..............بر تن عزلت بلا بغی از ابد دارم قبا
در مصراع اول نیز بلافخر یعنی بیآنکه بخواهم دم از فخر و برتری خود بزنم.
اصطلاح کلاهداری هم به معنی صاحب منصب و جایگاه و اعتبار بودن است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مباهات و نکوهش حسودان:
خاقانی در بیت
درع حکمت پوشم و بیترس گویم القتال...............خوان فکرت سازم و بیبخل گویم الصلا
دو جمله معترضه به کار برده است. القتال عبارتی است که جنگجویان در میدان جنگ سرمیدادند و دشمن را به مبارزه میطلبیدند. خاقانی در مصراع نخست در حالی که جوشنی(درع) از حکمت به تن دارد، حریفان را به مبارزه میطلبد.
جملة معترضه دوم الصلا است، عبارتی که عرب برای دعوت کردن دیگران به سر سفرة خود بیان میکردند. عبارتی مشابه «بفرمایید غذا». او در مصراع دوم مدعی است که چنان سفره(خوان) رنگارنگ و پرنعمتی از اندیشه فراهم آورده است و با سخاوت تمام آن را در اختیار دیگران گذشته و همه را به این سفره دعوت میکند.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مباهات و نکوهش حسودان:
شه طغان عقل را نایب منم، نعم الوکیل..................نوعروس فضل را صاحب منم نعم الفتی
شه طغان یا طُغانشاه از حاکمان سلجوقی خراسان بود.(ویکی پدیا).
نایب هم به معنی وکیل و معاون پادشاه است. خاقانی در مصراع اول میگوید: من بهترین وکیل پادشاه عقل هستم و در مصراع دوم فضل را به نوعروسی تشبیه کرده است که بهترین همسر(صاحب یا مصاحب) برای او خاقانی است و نعم الفتی نیز به معنی بهترین جوان یا بهترین جوانمرد است. یعنی «بهترین کسی که میتواند مصاحب فضل باشد و آن را در بر بگیرد و با آن مانوس باشد و از آن سخن بگوید، من هستم.»
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
سعدی در دو بیت آخر این غزل به اصطلاحاتی قرآنی «ضَلَالٍ مُبِینٍ» و «ماء معین» اشاره میکند که بارها در سورههای قرآن مجید آمده است.
برای نمونه در آیه 54 سوره انبیاء آمده است: قَالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ
ابراهیم گفت: همانا شما خود و پدرانتان همه سخت در گمراهی بوده و هستید.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵:
سعدی در غزلیاتش بسیار به مفهوم «تسلیم» اشاره کرده است. او گاه در برخی از غزلها از ابتدا تا پایان، تسلیم را فریاد میزند. تسلیم در نظر سعدی به معنای نداشتن اختیار نیست او عاشقی است که با اختیار امور خویش را به یار میسپارد. تسلیم یکی از مراحل متعالی سلوک عارفان است که در آن جایگاه به همه چیز از دوست خشنودند و یار نیز از انها خشنود.(رَضِیَ اللَّهُ عَنهُم وَرَضوا عَنهُ(آیه119 سوره مائده) و بیت آخر این غزل بر تسلیم دلالت دارد:
سعدیا تن به نیستی درده....................چاره با سخت بازوان اینست
Mustafa Mehrabi در ۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹: