کوروش در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل یازدهم - مشتاقیم الّا چون میدانیم که شما به مصالح خلق مشغولید زحمت دور میداریم:
ما ز دوست غیر از دوست مطلبی نمیخواهیم
حور و جنت ای زاهد بر تو باد ارزانی
محسن جهان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:
تفسیر بیت ۱:
انسانها دائما" در حال گله مندی و شکایت از اتفاقات روزگار هستند، در حالیکه میبایست تسلیم محض مقدرات الهی باشند. لذا مولانا با اشاره به این مطلب خطاب به بشر میفرماید: چرا همواره خواهان حل مشکل و ایراد گیری هستی، در صورتیکه آگاه هستی آن باشنده ای که تو را آفریده خود قادر به چاره جویی نیز میباشد. لذا به خدا توکل کرده و صبر کن (سوره والعصر آیه مبارکه ۳).
بهداد میرزایی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۱ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:
با درود، و با سپاس از شما.
رستم، تنها نماد زورمندی نیست، رستم نماد خرد و دانش ایرانی نیز هست. رستم نماد نگاهبانی از ایران است. او پشت و پناه ایران است. رستم پهلوانی است که نیرو و توان را با خرد همراه دارد، امّا دریغ که هیچکس یادی از آن نمیکند. رستم پهلوانی است که آزرم بزرگان را نگاه میدارد تا کشور نگاهبانی شود، امّا در پیش شاهان بی آزرم و نادان سر خم نمیکند.
رستم آن است که اسفندیار، اسفندیاری که از برای تخت شاهی، پشت و پناه ایران را هدف گرفت، در میدان نبرد، در وصف او که خسته از تیرهای اسفندیار است، در پیشگاه خداوند چنین میگوید:
شگفتی فروماند اسفندیار
همی گفت کـ : ”ای داور کامکار
چنان آفریدی که خود خواستی
زمان و زمین را بیاراستی“
بنده مقاله ای دربارهٔ رستم نوشته ام. چون طولانی است، علاقمندان میتوانند آن را در کانال تلگرامی به نشانی زیر بخوانند:
بهداد میرزایی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
بنده دربارهٔ بخش ستایش خرد در شاهنامه نظری دارم که در کانال تلگرامی خودم نوشته ام. چون طولانی است، علاقمندان ناچار باید در کانالم به نام «شاهنامه شناسی» بخوانند. نشانی مقالهٔ نامبرده:
بهداد میرزایی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
با درود. میخواستم یاداوری کنم که در بیشتر نظراتی که دربارهٔ معنا یا تفسیر ابیات شاهنامه ابراز میشود، موضوع ابیات افزوده را در نظر نمیگیرند. به نظر بنده، ویرایش استاد جنیدی از همهٔ چاپها بهتر و پیراسته تر است و باید به آن استناد کرد. شاهنامه از همان ابیات آغازین دست خورده است. یکی از نشانه های سخن افزوده، سستی سخن است و از نشانه های سستی سخن، تکرار مکرّر یک واژه یا مفهوم است. در بیتهای آغازین، سوزن افزاینده بر ستودن خدا گیر کرده است؛ و بعدش سوزن به اینجا گیر کرده است که خدا در اندیشهٔ انسان نمیگنجد. در بخش ستایش خرد، واژهٔ «خرد» یازده بار (!!) آمده است و قبل از آن هم دو بار آمده است. به نظر من همهٔ بخش ستایش خرد افزوده است، و استاد جنیدی هم در آخرین ویرایشها به همین نتیجه رسیده اند. بنده همهٔ بخش «گفتار اندر ستایش خرد» را افزوده شده به شاهنامه میدانم و دلایلم را در مقاله ای شرح داده ام (حدود ۳۶۰۰ کلمه دارد). نشانی مقاله در کانال خودم بنام «شاهنامه شناسی»: پیوند به وبگاه بیرونی
بهداد میرزایی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:
با درود. دربارهٔ ابیات افزوده شده به شاهنامه:
برخی از ابیاتی که به شاهنامه افزوده شده است نشانه هایی دارد. یکی از آن نشانه ها سستی سخن است. از نشانه های سستی سخن، یکی آن است که واژه ای مرتب تکرار بشود.
در این ابیات سوزن افزاینده بر «بلبل» گیر کرده است!! و بلبل را شش بار آورده است!از ۱۷ بیت آغازین بخش رستم و اسفندیار، ۱۴ بیت افزوده است (بنا بر ویرایش استاد فریدون جنیدی).
استاد جنیدی بیت آخر را افزوده نمیداند، اما «بلبل» را به «موبد» تصحیح میکند (تصحیح انتقادی):
ز موبد شنیدم یکی داستان ...
علاوه بر این، دارد از زبان فردوسی میگوید که: ”من آدم بدبختی هستم و توان این که گوسفندی را بکشم، ندارم؛ خوش به حال آن کس که توانش را دارد! پس، ای مرد دارا! به مردمان فقیر بخشش کن! (یعنی به من هم که ندارم، بده!!)“ چگونه این سخنان سخیف و تحقیرآمیز میتواند از فردوسی باشد؟!
نردشیر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۵:
به گمانم یک چشمت همی گرید دگر جشمت همی خندد درسته
نردشیر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۶:
چقدر قشنگ عددها رو تو این شعر به کار برده
بابک بامداد مهر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:
بشد به رندی ودردی کشیم نام ونشد..یعنی نام وننگ من به رندی ودردی کشی بشد(رفت برباد)اما او که پیام داده بود بارندان خواهدنشست ،این کاررانکرد
نردشیر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵:
جالبه که اسپ تازی از آن زمان شهرت داشته
سینا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۳ در پاسخ به مصطفی قباخلو دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک:
"کشتنی ها" واژه پیشنهادی نیست. در تصحیح دکتر خالقی همین واژه آمده. بیت های بعدی صراحتا به اهریمنی بودن عادت حیوان خواری اشاره میکنه. کاش شاهنامه با تصحیح دکتر خالقی که با توافق اکثر اساتید کاملترین تصحیح شاهنامه هست در گنجور قرار داده میشد تا دوستان تفاوت معنادار اون رو لمس میکردن.
سینا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۵ در پاسخ به محسن دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک:
در اینجا دلیر لزوما معنای مثبتی نداره و ظاهرا به معنی درنده خو و وحشی بکار رفته.
نردشیر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱:
آژرنگ چه معنی میده؟
نیشتر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹ - پری و فروغ:
نفس علیــــل پیــــــــران تب لازم آورد ، هـــان
تـــو چه لازم این جـــــوانی به تبی تبـــــاه داری
تــو که چون منیـــژه گیســــو بودت کمنــد رستم
ز چــــه ماه من چو بیــــژن خود اسیر چاه داری
تو به هر گـــدا میامیـ-ز و شکــوه حسن مشکن
که لیاقت تشــــــرف به حضــــور شــــــاه داری
بــرو و به دلبــــــری کو ملکه ست در وجــاهت
بگــــــــذر که مــــــاه رویش به محـاق آه داری
دگران به نرد عشقت هوای بوسه تازند
تو چرا هوای بازی سر دل بخواه داری
به ســــر تو شهریارا گــــذرد قیامت و باز
چـــه قیامت است حــــالی که تــــو گاه گاه داری
نیشتر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰ - خال برنده:
یکشب به ماه روی تو خوش بودفال ما ای سنگدل که آینه فال می بری
بر چهره تو پیچه مشکین حجاب نیست جانا مکن که آب به غربال می بری
بابک بامداد مهر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳:
بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر
چقدر زیبا تاسف را آهنگین وبا بغض نهفته بیان کرده است
رند رندها در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
اصلا چه فایده داره قرآن خواندن (چه مهین چه عادی) وقتی نمیفهمیم چی مگه و چی میخوانی؟ درست مثل یک طوطی که نمیفهمه چی میگه؛ فقط میگه. حتی ترجمه فارسی قرآن هم بیمعنی ست.
آینهٔ صفا در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵۱:
In my mind, I yearn for your love, everyday
In your love, I am drunk and restless, everyday
The drunk's thirst lasts one single day
I am that drunk who is in thirst, everyday
محسن جهان در ۴ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:
تفسیر ابیات ۲ و ۳:
خطاب به انسان میفرماید: در صورتیکه طالب جاودانگی هستی و بخواهی از عدم، نقشی منزه و پاک برایت سرشته شود بایست از هر گونه تعلقات و تصورات ذهنی این جهانی و آن جهانی گذر کنی.
زمانی خود عینی را باز می یابی تا از حس وجود توهمی خود ( منیت گویی) غایب شده و در آن حال ناگهان گنج درونی تو آشکار میشود. و خود را در حضور ذات هستی خواهی دید.
حمیدرضا قدیر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱: