گنجور

حاشیه‌ها

علیرضا زیارتی alirezaziarati۱۲۰۵@gmail.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۶:

سلام میشه کسی معنی اینارو بگه

ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی

کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است

 

ای هنرها گرفته بر کف دست

عیبها بر گرفته زیر بغل

تا چه خواهی خریدن ای مغرور

روز درماندگی به سیم دغل

سید حمیدرضا عباسی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۵۱ در پاسخ به kamran balani دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۳ - حکایت:

بیت آخر از حدیث شریف نبوی اقتباس شده است که فرمودند:

 أحْسِنْ إلی مَن أساءَ إلَیکَ. به کسی که در حقّ تو بدی کرده است، نیکی کن .

مجتبی پیربداقی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۸ در پاسخ به روفیا دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱:

من گمان می‌کنم بهارِ ما نیستی است، در این زمستانِ هستی نباید دنبال خرمی بیش از حد باشیم. آنگاه که نیست شدیم، همانا بازگشته‌ایم و بازگردانی روح(آگاهی، consciousness) رخ داده. گمان بنده نیست البته، همانطور که می‌دانید نظر بسیاری از عرفا و شاعران ماست. آنقدر اشعار و مثال‌هایش فراوان است که لازم نمی‌بینم اینجا ذکر کنم. بسیار از نظرات پخته و پرداخته تان لذت بردم روفیا بانو. 

حامد عارف در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

همچین من در این شعر آشکارا علی می بینیم و هر کسی که سر سوزن ذوقی و مثقالی مطالعه در قرآن و احادیث داشته باشه عریان این مطلب رو خواهد دید.

اونجا که مولانا می گه کفر از شرم یار من مسلمان‌وار می آید تلمیح به آیه الیوم یاس الذین کفرو من دینکم هست

همونجا ادامه می گه کاین نعمت ز حد شکر بیرون شد ادامه همین آیه‌‌ست که الیوم اتممت علیکم نعمتی من امروز نعمت را بر شما تمام کردم

روید ای جمله صورت ها روید ای غیر علی ها

علم هاتان نگون گردد که آن بسیار می آید در اون جنگ که علمم سه نفر اون جمله صورت ها نگون گشت تا آن بسیار آمد

در آخر هم می گه در و دیوار این سینه یعنی بند بند وجودم ز انبوهی اش بدرد آمد

و این علی که حتی در در کعبه نمی گنجه و از دیوار وارد می شه 

حامد عارف در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

باسلام

از نظر من بیت سوم مولانا می گه ای مسلمان ها مسلمانی‌تان را یه بازنگری کنید چرا که اینبار کفر مسلمان وار یا مسلمان گونه خواهد آمد.

مشاهیر و مفاخر بزرگی مثل مولانا از علمای و عرفای بزرگ بودن و قیاس پاکانه‌شون رو از خود بگیریم جفای در حق اونهاست.

سخن عارفان از مردم جداست همونطور که خانم اعتصامی هم در اشعار شون این موضوع متجلی شده که عرفا از دید حتی عقلای قوم دیوانه پنداشته می شدند

بهرحال مولانا عالم بزرگی بوده و در جای اشعارش می شه مفاهیم بسیار عمیق عرفان رو پیدا کرد لیک چشم و گوش را آن نور نیست. 

فرشید اسراری در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

این رباعی، در نسخه های فروغی، ژوکوفسکی و فن اهایم نیست و اصالت آن مورد تردید است.

امیدوار در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۸ در پاسخ به یاسر حدادی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

اسدالله علی

 

امیدوار در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

شمس به یقین بزرگ و والامقام است 

اما هرجایی مولوی خواست از خدا و علی دم بزند 

دوستان امدند و گفتند نه مخاطب شعر شمس است 

خود شمس علی رو بزرگ می شمرده اگر داستان رد شدن از جوی رو شنیده باشید

Ahmad hamedhamedi۱۵۹@gmail.com در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲:

من شنیدم از رودکیه

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها » شمارهٔ ۲:

چه قدر با احساس و سوزناک و غم‌انگیز! 

آریا ایرانی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

با سلام خدمت همه عزیزان:

فقط این بیت:

فرو رفت از غم عشقت دمم، دم می دهی تا کی

دمار از من برآوردی، نمی گویی برآوردم

را با صدای استاد شجریان گوش کنید، تمام شعر برای شما تفسیر می شود. 

نه فقط با گوش سر، که با گوش دل و جان و با گوشت و پوست و استخوانتان پیام حافظ را دریافت خواهید کرد.

اگر اشکی از گوشه چشمانتان فرو چکید دل خوش بدارید که حتی به قدر ذره ای هم که شده هنوز عشقی در وجودتان هست و با خالق خود هنوز سر و سری دارید.

درود بر همه عاشقان حق

ف ب در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:

سلام و وقت بخیر. ببخشید در رابطه با بیت سوم کمر بستن رو باید فعل مرکب بگیریم و در معنای همت کردن برای فرمانروایی یا باید کمر رو جدا از بستن بگیریم و در معنای کمربندی که پادشاهان می بندند؟ ممنون میشم راهنمایی کنین.

میم الف در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

جناب کریمی. لطفا دقت بفرمایید و اشعار جعلی به شاعران عزیزمان منتسب نکنید. صائب نقیضه‌ای بر این ابیات حافظ نسروده است. هر چه در فضای مجازی سرچ می‌کنید اینجا کپی‌پیست نکنید! چون در فضای مجازی منتشر شده دلیل بر درست بودنش نیست 

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۸ در پاسخ به امیدوار دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

به یقین اینگونه نیست ..شمس جای خود دارد شیر خدا هم که علی(ع)باشد جای خود؛

اینجا آوردن شیرخدا ،سلیمان ،و رستم دستان تنها اشاره دارد به جایگاه بالا شمس یعنی شمس را چون آنان بزرگ توصیف کرده و در کل اینجا از شمس میگوید و بس ؛ مثل اینکه برای توصیف یک کسی که باهاش آشنا شدیم و برامون استثنا هست یک صفتی ورای انسان های معمولی بیاریم ؛ آوردن این چند کلمه که القابی هستند از بزرگان و نیکان تنها اشاره به مقام والای شمس دارد نه بیشتر نه کمتر ..اصلا هم منظور امام نبوده و فقط و فقط شمس .

درود عزیز..

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ در پاسخ به م شریعتی دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:

درود بر شمادر لغتنامه جستجو کردم و بله طبق حرف شما نبود 

به واقع نمیدانم شاید احتمالا مطابق حرف شما خطا تایپی باشه ، امیدوارم بقیه بزرگان هم نظری بدن راستش من هم دوست دارم بدونم اگر این کلمه درست اومده چه معنی ای میده و اگر اشتباه مضار باید باشه شاید هم اصلا یک کلمه دیگه ؛

باز هم درود...

م شریعتی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۲ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:

ممنونم از توضیح شما بزرگوار من در لغت‌نامه نگاه کردم چیزی پیدا نکردم، نمی‌دونم خطای تایپه یا چی؟!

 

سیاوش آهی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

متاسفانه و متاسفانه و باز هم متاسفانه در روخوانی این ترجیع بند اشتباهات آشکاری رو شنیدم که باید گفت کسانی که این ترجیع بند رو به خوانی کرده اند شاید برای اولین بار این شعر را خواندن و گرنه این غلط خوانی بسیار زیاد که آن را ، هم از صدا و هم از سیمای ملی شنیدم ، از دوستداران حقیقی شعر ، دور است. برای آموزش دوستان در زمان مناسب یکی از بندها را روخوانی خواهم کرد.

Mahmood Shams در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۲:

با سلام و درود ، ابتدا از دست اندرکاران و طراحان سایت بی نظیر گنجور که همواره با تلاش بدون مزد و منت با بروز رسانی و بهتر شدن سایت ما را غرق در لذت می کنند صمیمانه سپاسگزاری می کنم ، در ادامه جا داره از عزیزان و بزرگوارانی که با صدای دلنشین و زیبا و بیان عالی و‌ گاهی با استفاده از موسیقی کلاسیک و سنتی و اصیل ایرانی به خواندن اشعار می پردازند تشکر کنم که لذت ما را دو چندان می کنند همچنین از عزیزان و بزرگوارنی که به معنی و تفسیر می پردازند از جمله جناب ساقی و برگ بی برگی گرامی و دیگر عزیزان که کمک می کنند تا با آگاهی بیشتر و درک و فهم کامل تر صمیمیت و علاقه بیشتری به سلاطین ادبیات پیدا کنیم و لحظات مفرح و با نشاطی را تجربه کنیم و از دریای عمیق و پر نشاط و البته آموزنده و انسان ساز شعر و ادبیات کلاسیک ایران بهره ببریم و غرق در لذت شویم ( ارادتمند و قدر دان زحمات همه عزیزان هستم و آرزوی سلامتی و بهترین ها رو دارم برای تک تک شما بزرگواران ❤️🙏 ) 

زاهد برو که طالع اگر طالع من است /

جامم به دست باشد و زلف نگار هم / 

مصرع دوم از بیت دوم حضرت حافظ برایم یادآور بیت دیگری ست از حضرت مولانا با همین مضمون و زیبایی و البته با شور و نشاط بیشتر : 

یک دست جام باده و یک دست جعد یار / 

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

سید رضا نوعی ( حکیم ) در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:

شرح رباعی ابوسعید ابوالخیر :

مصرع اول از بیت نخست ( یک نیم رخت ، الست منکم ببعید )

«الست منکم ببعید؟» دقیقا به همان معنای ( آیا من از شما دور نیستم ؟ ) می باشد .

رخ در اصطلاح عرفا به معنای جلوه اسماء و صفات حضرت حق می باشد . و چون اسما و صفات به جمالی و جلالی منقسم می گردد ، شاعر از هر کدام از دو جلوه جمالی و جلالی به ( یک نیم رخ ) اشاره کرده در مصرع اول ( یک نیم رخت ) اشاره به جلوه جمال و در مصرع بعد ( یک نیم دگر ) اشاره به جلوه جلال خداوند است .

لذا شاعر در مصرع اول از بیت نخست ، اشاره به جلوه جمالی محبوب می کند که از عاشق دلبری کرده و او را به درد عشق مبتلا نموده است .

یک جلوه ز حسن لیلی ات بنمایم

عاقل باشم اگر که مجنون نشوی

اما این عشق ، اولین نتیجه ای که برای عاشق دارد ، احساس فراق و بُعد و دوری از معشوق است . کما اینکه در حدیث وارد شده :

قالَ علی ( ع ) : الْهِجْرَانُ عُقُوبَةُ الْعِشْق‏  .
ترجمه : پاداش و جزای عشق ، چیزی جز آتشِ هجران نخواهد بود . 
(منتخب میزان الحکمه حدیث1304 )

شاعر در مصرع مزبور خطاب به محبوب خود می گوید :

جلوه جمال تو مرا به درد عشق مبتلا کرده لیکن اولین ره آورد عشق برای من احساس فراق و بُعد و دوری از تو می باشد.

در مصرع دوم از بیت نخست می فرماید :

یک نیم رخت ان عذابی لشدید

یعنی جلوه دیگر روی تو ای محبوب من ، که همانا جلوه جلال تو است ، مرا به هجر مبتلا نموده که تحمل آن عذابی شدید است .

در مصرع اول از بیت دوم می گوید :

بر گرد رخت نبشته یحی و یمیت

شاعر رخ ( روی دلدار ) و وجه الله را به دائره ای تشبیه کرده که نیمه ای از آن اختصاص به صفات جمال و نیمه دیگر اختصاص به صفات جلال محبوب داشت .

اکنون مجموع صفات جمال و جلال و ماحصل آن را که با نگاهی دیگر و به ظاهر پارادوکسیکال ، توضیح می دهد

که مجموع این جلوه های جمال و جلال معشوق برای عاشق ، دو فرآیند دارد ، با جلوه های پیاپی جمال ، او را زنده می کند و حیات تازه ای می بخشد و باز با جلوه جلالی دیگر ، او را می میراند ( کنایه از فنای عاشق و سیر او در مراتب فناء الی الله )

خلاصه اینکه در مصرع فوق : به صفت ( یحیی ) و صفت ( یمیت ) محبوب اشاره کرده و می گوید : محبوب من مدام مرا با لطف خویش زنده می دارد و باز با غمزه ای که حاکی از عزت و بی نیازی او است ، مرا به قهر می کُشد .

من مات من العشق فقد مات شهید

در مصرع فوق نیز شاعر می گوید :

نتیجه این نیش و نوش های معشوق و فرآیند نهائی آن برای عاشق ، مرگ او است که کنایه از فنای تام عاشق می باشد . اما این فنای از خود ، در حقیقت بقای به معشوق و رسیدن به سرچشمه حیات ابدی است .

آزمودم مرگ من در زندگیست
چون رهم زین زندگی پایندگیست

اقتلونی اقتلونی یا ثقات
ان فی قتلی حیاتا فی حیات

حافظ نیز می گوید :

زیر شمشیر غمش ، رقص کنان باید رفت

آنکه شد کُشته عشق ، نیک سرانجام افتاد

سخن آخر اینکه :

مصرع اول از بیت نخست ، اشاره به نتیجه عشق که همانا دوری و بُعد از وصال معشوق است اشاره کرده 

در مصرع دوم از بیت نخست : ضمن تاکید به فرآیند عشق که هجران است ، تحمل هجر را نیز برای عاشق به منزله عذابی شدید توصیف نموده

در مصرع اول از بیت دوم : بطور کلی به مجموع صفات جمالی و جلالی و لطف و قهر معشوق اشاره کرده که فرآیند این نیش و نوش ها ، سالک الی الله را میمیراند و باز زنده می کند و نهایتا مرگ عاشق که کنایه از فنای فی الله است را خاطر نشان می نماید و تاکید می کند که فانی در راه عشق ، شهید واقعی است .

والسلام

 

تبصره : شرح تفصیلی رباعی ابوسعید را اینجانب در سایت خودم ( پیام شیعه ) به آدرس ذیل آورده ام ، علاقمندان می توانند مراجعه نمایند .

پیوند به وبگاه بیرونی

اسماعیل علیزاده در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

سلام و درود

ضمن تشکر از زحمت دوستانی که اشعار را می خوانند، و صوت می گذارند، برای شعر اول از دفتر اول، همه خوانشها در شعر "خر موسی صاعقا" به غیر از آخری، متاسفانه اشتباه است. خر به فتحه و تشدید است و آیه ای از قرآن در سوره اعراف و به معنای افتادن با صدای بلند است، در حالیکه همه به کسره و به معنی خر حیوان و به کسره خوانش می کنند/ 

۱
۱۵۹۷
۱۵۹۸
۱۵۹۹
۱۶۰۰
۱۶۰۱
۵۸۱۰