گنجور

حاشیه‌ها

Gündoğan در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل:

در ترکی ضرب المثلی داریم که :

balık baştan kokar یعنی ماهی از سر گندیده میشود.

منظور این است که آب از سرچشمه گل آلود میشود، یعنی فساد در خانواده یا سازمان یا هر تشکیلاتی از بالا شروع میشود.

با توجه به فرهنگ ترکی حاکم بر محیط زندگی مولانا به احتمال زیاد وی این بیت را از ضرب المثل ترکی ترجمه کرده و بنابراین عبارت گندیدن صحیح به نظر میرسد

 

 

Pou Yan در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

اَفضل! دانی که نَوام شَهِ صِدّیق وَتان اَست..

 

بُلَند بِگو..

یا اَلله

ابن فردوس در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » اشعار عربی » شمارهٔ ۵۴ - ترجمه:

بیتاول به این صورت هم نقل شده: 

به پند ابن‌یمین گفت دوستی که تویی / که شعر توست که بر آسمان کشیده سرش

یاسر در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ سراج قمری » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴:

بیت ماقبل آخر "سخنی" به جای "سختی" احتمالاً

بیت آخر به احتمال زیاد با توجه به تخلص شاعر باید "قمریت" باشد

سیاوش عیوض‌پور در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

لا اله الا الله و لله الحمد و الله اکبر

سیاوش عیوض‌پور در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۱ در پاسخ به رضا دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:

کی شبروان کویت آرند ره به سویت

یعنی خدایا چطور جویندگان تو راهی به سوی خواهند یافت 

عکسی ز شمع رویت تا راهبر نباشد

اگر جلوه کاملی که جمال تو را نمایان نباشد آنها را در این راه رهبری نکند. که منظور همان انسان کامل و ولی اعظم است. که حقیقت محمدیه است.

سفید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

 

غزلی بسیار لطیف و‌ زیبا...

 

ابروی او گره نشد گر چه که دید صد خطا...

 

سفید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۷:

 

بسیار بسیار زیبا و سرشار از معانی...

 

دو غماز دگر دارم یکی عشق و دگر مستی

حریفان را نمی‌گویم یکی از دیگری احسن!...

 

رضا س در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۰ - ماده تاریخ وفات (بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل = ۷۵۷):

لطفا عنوان شعر رو درست کنید. سال وفات ابواسحاق ۷۵۷ است که به اشتباه نوشتید ۷۸۱. حرف و که چهار بار در مصرع اومده رو نباید حساب کنید و فقط باید بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل رو جمع بزنید که میشه ۷۵۷

فاطمه یاراحمدی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

از جناب رضا بابت تفاسیرشان ممنونم. دست شما درد نکند! 

سفید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

 

مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و‌ تنهایی...

 

سفید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

 

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد

تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم...

 

سعید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۶:

«نظیری شاعری مظلوم»

 

نظیری نیشابوری از شاعران قرن دهم و دوره صفویان است

که مقداری بعدتر از حافظ و کمی قبل‌تر از صائب دورۀ شاعریِ او بوده است

شاید قرار گرفتن در همین بازۀ زمانی دلیلی برای نادیده گرفتن و مظلومیتش در روزگار ما بوده باشد 

اما این شاعر در زمان حیاتش اتفاقاً مشهورترین و برترین شاعر روزگار خود بود که تاثیر بسیار عمیقی بر شاعران بعد از خود گذاشت و سبب به وجود آمدن سبکی تازه در شعر فارسی شد که بعد‌ها آن را سبک هندی نامیدند

و صائب تبریزی را نماینده تمام عیار آن سبک می‌دانند

جالب این که خودِ صائب ارادتی عجیب به نظیری دارد و به استقبال بسیاری از غزل‌های او نیز رفته است.

نظیری در میان عامۀ مردم از چنان محبوبیتی برخوردار بود که غزل‌هایش وردِ لبِ مردم کوچه و بازار بود و ابیاتش به ضرب المثل تبدیل می‌شد از جمله این بیت:

 

درسِ ادیب اگر بُوَد زمزمۀ محبتی

«جمعه به مکتب آورد ، طفل گریز پای را»

 

بیراه نیست که سلیم تهرانی از شاعران خوبِ سبک هندی ، در بیت آخر یکی از غزل‌هایش که به استقبال همین غزل از نظیری سروده است ، از او با عنوان سِحر‌پرداز یاد میکند

 

سلیم این در جواب سِحر‌پردازی که می‌گوید

«کتاب حُسن را جزوِ محبت از میان گم شد»

سفید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۰:

 

...که وصلم دل نمی‌خواهد = که وصل دلم نمی خواهد

 

این جابه‌جایی ضمیر یکی از قواعد در دستور زبان فارسی است که در نظم و نثر فارسی به کار رفته و «جهش ضمیر» نام دارد.

 

علی حیدرپور در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

توجه شما رو به بیت سوم جلب میکنم

مرد خدا عند ملیک مقتدر نشسته است. جهان را از نگاه خالق جهان می نگرد. در خدا فانی شده است. جهان از خالق جهان جدا نیست و مرد خدا از خدا جدا نیست. پس به جهان که می نگرد همه را برای خود میبیند. او خودش را نیز ملک خدایش می‌بیند. وقتی به مشرق و مغرب سیر میکند دارد جلوه های خدایش را می نگرد...

محمدی۰۰۳ در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

کز نِیِستان تا مرا ...

نفیرم = فریادم

 

محبوب در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۹:

در لهجه خراسانی به پیرزن پیرزال گفته میشود

محسن حسینی پور در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۴:

جناب آقای عمار خدابخشی مصرع "ای که هستی ما ره را مبند   ما به کوه قاف و عنقا می رویم " یعنی : ای کوه هستی(جسم ) ما ، راه را مبند به عبارتی میگوید ای وجود و جسم ما که مانند سدی مانع از این می شوی که ما به حقیقت نهایی (خدا) پی ببریم و تو مانع آن هستی سد راه مشو چون انسان می خواهد به مراتب بالاتری از حقیقت خویش پی ببرد که تعبیر عرفانی آن منزلگاه عنقا(سیمرغ) یعنی کوه قاف می باشد.پس برای رسیدن به آنجا کوه کوچکی مثل این جسم خاکی ما مانع رسیدن به آن کوه بزرگ(قاف) می شود.

جهان در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

در مصرع دوم بیت هشتم.(بگزار) صحیح است.( اجازه بده).

گزاردن(گزاشتن)به معنی انجام دادن با(ذ) نیست.متاسفانه حتی در دانشنامه هم این اشتباه بارها تکرار شده است.مثل (نامگذاری) و ازین قبیل.دقت کنیم به( قرار گزاشتن.سربسر کسی گزاشتن.سر کسی کلاه گزاشتن!سپاسگزار.خدمتگزار. سرمایه گزار.. و دهها فعل مرکب دیگر که در آنها(گزاشتن) به معنی انجام  آمده است.

یوسف شیردلپور در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۶ در پاسخ به میثم طاهری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

درود برشما بی نهایت زیبا فوق تر از

فوق العاده این اثرفاخر استاد شجریان

مانندهمه اجرهای دیگرشان 

💕💕🙏

۱
۱۳۴۳
۱۳۴۴
۱۳۴۵
۱۳۴۶
۱۳۴۷
۵۸۰۶