یزدانپناه عسکری در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۲:
شیخ گفت ما آنچ یافتیم به بیداری شب و به بیداوری سینه و بیدریغی مال یافتیم.
***
[یزدانپناه عسکری]
بی عیب و نقصی و نچسبیدن به چیزی و عدم قضاوت دیگران
یزدانپناه عسکری در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۷ - یکی هست و دو تا نیست:
20 - خوش باش، کزین هستی موهوم مزور - تا چشم بهم برزدهای شکل و نما نیست
***
[سهراب سپهری] (1)
مسافر
غروب بود. صدای هوش گیاهان به گوش میآمد.
مسافر آمده بود. و روی صندلی راحتی ، کنار چمن نشسته بود
دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است.
تمام راه به یکچیز فکر میکردم و رنگ دامنهها هوش از سرم میبرد.
خطوط جاده در اندوه دشتها گم بود.
چه درههای عجیبی! و اسب، یادت هست، سپید بود
و مثل واژه پاکی، سکوت سبز چمنزار را چرا میکرد.
و بعد، غربت رنگین قریههای سر راه. و بعد تونلها.
دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است. و هیچچیز،
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه نارنج میشود خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،
نه، هیچچیز مرا از هجوم خالی اطراف. نمیرهاند.
و فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد.***
[یزدانپناه عسکری]
ترنم موزون حزن برای موجوداتی گذرا و مسافرانی موهوم
1- هشت کتاب ، سهراب سپهری – تهران : انتشارات طهوری 1385- مسافر صص 306-304
یزدانپناه عسکری در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۲- سورة البقره » بخش ۱۱۷ - ۳۶ - النوبة الثالثة:
1- در اعمال حج که هر چه نابکار و ناشایست است چشم و زبان و دل خویش از آن نگه دارد و ذلک فی قوله فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج
***
[قرآن کریم]
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوی وَ اتَّقُونِ یا أُولِی الْأَلْباب - البقرة : 197
***
[یزدانپناه عسکری]
رهایی و آزادی از تمام ویژگی های نوعی و فهرست انسانی به قصد طواف و صلاة. درانداختن فهرستی نو بر اساس تقوی و عدم خود بزرگ بینی .
263:807
جهن یزداد در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۳ - در تقاضای معاودت سلطان مسعود از اصفهان به غزنین پس از فوت محمود:
نام غزنی درست است و نمیتوان انرا غزنی اورد
جهن یزداد در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » به سفلگان:
به گربه آه و به غلبه سپرز و خیم همه
وگر یتیم بدزدد بزنش و تاوان کن
اردشیر در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۰۴ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
مثل همیشه از تفاصیر عالی شما استفاده کردم. سپاس
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:
این کهنه رباط را که عالَم نام است / وآرامگه اَبلَقِ صبح و شام است
بزمی ست که وامانده یِ صد جمشید است / قصریست که تکیه گاه صد بهرام است
- کهنه رباط: کاروانسرای قدیمی که در آن موقت و کوتاه در آن اقامت داریم. کهنه نسبت به مدت زندگی ما در آن بسیار قدیمی است و اشاره به این دارد که مورد استفاده یِ درگذشتگان و مردگان هم بوده است.
- عالَم: جهان, دنیا
- آرامگه اَبلَق: خوابگاه سیاه و سفید که با ورودِ روز و شب به آن رنگ آن سفید و سیاه می شود. دنیا همچون خوابگاهی است که رنگِ آن با آمدن روز و شب تغییر می کند. در اینجا خیام این تغییر رنگ را به سکونتِ موقتی روز و شب در این کاروانسرا تشبیه کرده است.
- بزم: پارتی و مهمانی, مجلسِ عیش و نوش, # رزم
- وامانده: به ارث رسیده, میراث
- صد: نشانه کثرت, تعدادِ بیشماری
- تکیه گاه: محل استراحت و آسایش, در اینجا مجازا تخت و گاه (کاخ و قصر)
در این رباعی خیام باز تاکید بر زندگیِ کوتاه و بی وفایی این دنیا دارد. با آوردن نام های جمشید و بهرام که هر دو در اوج عزت و لذت بودند این نکته را خاطرنشان می کند که دنیا به این دو با این عظمت و شکوه وفا نکرد ماکه جایِ خو داریم! شاید غزل ۳۷ دیوان حافظ از این رباعی الهام گرفته باشد:
بیا که قصرِ اَمَل سخت سست بنیاد است / بیار باده که بنیادِ عُمر بر باد است
مجو درستیِ عهد از جهانِ سست نهاد / که این عجوز عروسِ هزار داماد است
نشانِ عهد و وفا نیست در تبسمِ گُل / بِنال بلبلِ بیدل که جایِ فریاد است
- قصرِ اَمَل: کاخِ آرزوها
- بیار باده: شراب را بیاور, بیا شاد باشیم و شادمانی کنیم و غصه یِ زندگیِ کوتاه این دنیایِ بی وفا نخوریم!
- مجو درستی عهد: انتظار وفا و وفاداری نداشته باش
- که این عجوز, عروس هزار داماد است: که این دنیایِ پیر, به عقد و نکاح همه در میآید ولی به هیچ یک وفا نمی کند. در اینجا صفت عجوز به این نکته اشاره دارد که انسان اینقدر عاشق و شیفته یِ این دنیا می شویم که زشتیها, کهولت و فرتوتی و چینِ و چروکهایِ این عروس سالخورده را ندیده و او را همچون دوشیزگانِ پاکدامن قلمداد می کند, عروسِ دنیا هم زشت و چروکیده است و هم بی وفا,خلاصه در یک کلام در کمالِ زشتی به هیچ شوهری جوابِ رد نمی دهد! برای همین است که بعضی از روانشناسان عاشقی را با جنون یکی دانسته اند چرا که عاشق هیچ کدام از زشتیها را ندیده و بعضا زشتیها را زیبایی نیز می پندارد!
تورنتو >اونتاریو> کانادا {۲۸ ژوئن ۲۰۲۳}
یزدانپناه عسکری در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۶۲:
شیخ گفت طمع از کار بیرون باید کرد اگر خواهی کی عمل بر تو سبک گردد در عمل بیطمع باید بود.
***
[یزدانپناه عسکری]
بی عملی: عمل کردن برای عمل نه برای نتیجه.
یزدانپناه عسکری در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:
7- سعدی شوریده بیقرار چرایی - در پی چیزی که برقرار نماند
***
[سهراب سپهری]
و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی میگشت.
***
[یزدانپناه عسکری]
مرگ پایان دادن به خواستهها است و رنج جستجو را برمیدارد.
هشت کتاب ، سهراب سپهری – تهران : انتشارات طهوری 1385- صفحه 294
یزدانپناه عسکری در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
11- گفتم که: رفیقی کن با من که منم خویشت - گفتا که: بنشناسم من خویش ز بیگانه
***
[یزدانپناه عسکری]
وضعیت قلب چگونگی رفتار و احساس انسان را تعیین میکند.
_______
7:96-7:207
مشتاق در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ امیر شاهی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱ - استقبال از سعدی:
"به ریشم" باید "بریشم" باشد که مخفف ابریشم است. تار های ساز تنبور در قدیم از جنس ابریشم بوده و اشاره به آندارد که دائم هنگام نواختن در تب وتاب است
منوچهر قربانی در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰:
درود ها بر شما
لذت بردم
خداوند همه رفتگان موسیقی و شاعر گرانقدر فرخی یزدی و عزیزان برنامه گلها را بیامرزد
و ماندگان عالم خاکی زنده باشند و خدا حفطشان کند
قربانی شیراز
پری در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۰ در پاسخ به نیما دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
در اصل چولگان بوده که معرب به لام بوده (فتحه ) مانند صولجان که به مرور زمان دستخوش دگرگونی شده و لام ازش افتاده
اسماعیل ونکی در ۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۸:
بیت آخر اینگونه است :
گدایی درت ار فیض را شود روزی
وحید دهرم و بر هر دو کون پادشهم
حسن در ۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۸ - مقالت پنجم در وصف پیری:
بیت ۳۰ زنگی بجای رنگی صحیح است.
حسن در ۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۸ - مقالت پنجم در وصف پیری:
بیت ۱۳ عیب بجای غیب صحیح است.
حسن در ۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۷ - داستان پیرزن با سلطان سنجر:
بیگنه از خانه به رویم کشید.....و در ادامه به کویم کشید درست است چراکه حداقل دوحرف آخر کلمه باید هم قافیه باشند.دوستی فرمودند:بیگنه سیلی به رویم کشید.اخه این با وزن شعر نمیخونه.به نظامی عزیز رحم کنید
کنعان متین در ۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:
گوشِ کران یا گوشه کران.
گوشه کران منظور چیست؟
بس دودلی میان دل زابر گمان .
راهم توضیح دهید. لطفا. سپاس.
دوستدار حافظ در ۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۱ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:
تفسیر بسیار دلنشینی بود🙏🌷
رضا از کرمان در ۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۶ در پاسخ به Persian Poem Lover دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دستبوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده همچون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان میدانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون: