Mojtaba Razaq zadeh در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ مهستی گنجوی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۹:
از دست این مهستی خانوم با این شعر هاش
Mojtaba Razaq zadeh در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۵:
با این حکایت میشه فهمید نباید زن گرفت اما من دلم زن میخواد
فرهود در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۲۶ در پاسخ به مریم بکوک دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش:
چه کسی و کجا این را گفته است؟
میلاد طاهرپور در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ عطار » اشترنامه » بخش ۳۰ - رسیدن سالك با پردۀ هفتم:
من عجایب در عجب دیدم کنون
مر مرا راهی نما ای رهنمون
این آخرین بیت این بخش هست و انگار ناتمامه و ادامش نیست
یا همین جا تمام میشه؟
جواد مروتی باش محله در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۶:
نقیضهای بر بیت:
"گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد
بوسه بده به پیش او جان مرا که همچنین"
نقیضه سرایی:
"بوسه بدادی بر لبم
تا که مسیح ناممت
زنده بٌدم پیش از آن
بوسه مرا جان گرفت"
رضا پروا در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۵۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » ترکیبات » شمارهٔ ۴ - فی نعت سلطان الانبیا و مناقب الائمة اثنا عشر علیهم السلام:
چو شمع مشرقی از چشم سایر انجم
فرهود در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۳۹ - حکایت اندر معنی پدید آمدن شراب:
ویدئو درباره انگورهای هرات ( لعل هرات ) که در متن بالا ذکرش شده است.
فرهود در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۲۴ - حکایت:
این فصل در باب اهمیت تیر و کمان است در نبرد و جنگ.
فرهود در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۲۳ - حکایت:
پند داده که اسب و کمان و سرباز داشته باش و سربازت را بیزره مگذار.
مبارز یعنی سرباز.
علی حیدری در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۵:
"موجب خصمی اینان ...": دلیل دشمنی آن ها ...
امیرمهدی امیرکاشانی در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱ - آغاز سخن:
ببخشید این شعر فایل صوتی ندارد؟
فرهود در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۹ در پاسخ به احمـــدترکمانی دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۲۱ - حکایت:
یعنی لشکرآرایی، هنر جنگ و رزم، دانش لشکر چیدن.
خسرو ترقی در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۵۸:
الفغده به معنی اندوخته است
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۹ در پاسخ به اميد حجتی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
تضمین این شعر
شب همه شب زنور او منزله قمر برم
گر زسرم کُله برد من زمیان کمر برم
گلشن نعمتست و جاه، من زبرش ثمر برم
..............
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
********
سیطره اش درین جهان بخت خوشش بود ضمان
از رخ غنچه میبرم بر لب و آن دهن گمان
فتنه آخرالزمان، زان ذقن است و وزان دهان
..............
آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
********
اوست همه وجود من،من فقط این پیرهنم
با که بگویم عاقبت فته و جور آن صنم
براه او نمانده جز خیالی از جان و تنم
...........
آمدهام که ره زنم بر سر گنج شه زنم
آمدهام که زر برم زر نبرم خبر برم
********
اذن اگر دهد ازان گلشن او ثمرکنم
سودبرد چو دیده ام نظر بر آن قمرکنم
گر که کند عنایتی دست در آن کمر کنم
................
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
*********آهوی جسم وپیکرش مُشک زناف میکند
مرغ دلش نشیمن از قله قاف میکند
جام می مغانه را باده ز صاف میکند
...........
آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشادِ تیر او وای اگر سپر برم
********
قوس کنم روان خود تا ببرد بقاب خود
جور مکن جفا مکن دم مزن از عتاب خود
کی مه من خطا رود، دل تو ببر صواب خود
...............
گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند؟ گفت بلی اگر برم
***********
کاله جان چو میبرد نا رس و کال گشته ام
نقص نَجُست راه او محو کمال گشته ام
غنچه نو شکفته در صبح وصال گشته ام
....................
در هوس خیال او همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
***********
گم نشود ز پیش او این دل مهر کیش من
رافض اگر کند کسی مرهم خون ریش من
نکهت زلف کی رود ز خاطر پریش من
..............
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمیخوری پیش کسی دگر برم
**********
جاوید مدرس رافض
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
ترجمه بترکی
Gelmişam sana başimi veramGelmişam aşkini başimda taşiam
گلمیشم ای گوزلل یاریم باشیمی وئرمکدن اوتور
گلمیشم عشقوی گوزل باشدا گوتور مئکدن اوتور
.......
Eğer sen bana yok soylersen
Sanin yokokono ben bal gibi karşilarim
اگر کی یوخ سویلیه سئن سویله منه مثل شکر
بال گیبیدیر او یوخ منه کارشیلارام عشقه اثر
........
gözlerden gizli، Akil ve can gibi geldim
Ta ki nazar maşalesini canin göz bebeklerine aparmiş olam
گوزله لره گیزلی گئلیرم،عقللیه جان مثالی من
گوزلره جا ن مشعله سین گوتورورم کمالی من
.........
Odur ki gözomde babak gibi takilmiş
Ben nerye baka bilerim ki?
Odur ki künlomon kentini tom esir almiş
Ben nereye gide bilirim ki?
او اوتوروب گوزده ببک ،گوز باکا بیلمیر هئچ یئره
کونلون آلیبدی شهرینی ،جان گئده بیلمیر هئچ یئره
.........
Bu gazalim cevabdir o şaraba ki bana
vermiştir
Soyledi iç eğer eçmezsen başkasina sunacağim
بو غزلیم جوابدیر او باده کی منده، وئرمیش او
سویلری ایچ ایچئن میسئن باشکاسی، ایچمه سین بیلیر
برگ سبز تحفه درویش
فرهود در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش:
در قدیم تار عنکبوت را به عنوان بندآور خونریزی روی زخم میگذاشتهاند.
محمد رحیمی در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
بیت ۲ در نسخه قدیمی چشم آمده نه عین.
بیت ۶ هم کمجه آمده نه کفچه
ادبیات در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی
کانچه گناه او بود من بکشم غرامتش
هر بیت این شعر شاه ییت، چه جانی میده سعدی به کلمات
.استاد سخن بشر چه قصری درست کردی، روحت شاد سعدی🌹🌹🌻
مصدق درخشان در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۴۸ در پاسخ به احمد کچوئی دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود:
سلام علیکم.
منظور از عمامه، عمامه آخوندها نیست برادر. برای درک مطالب هر شعر یا متن دیگر، باید به کالبد زمانی آن شعر و شاعر رجوع کنید.
عمامه، جزئی از لباس عادی مردم مشرق زمین بوده است نه مخصوص آخوندها. هم اکنون نیز در افغانستان، بلوچستان و یمن و عمان وهندوستان و سایر کشورهای مشرق، عمامه جزئی از لباس است.
منظور علامه اقبال این است که عمامه پوشیدن مانع این نمی شود که تو اهل علم و دانش بشوی و صرفا با سرلخت شدن و لباس چسبان پوشیدن و کوتاه کردن لباس و کت وشلوار پوشیدن، تو نمی توانی صاحب درک و فهم بشوی بلکه باید عقل را در کله ات تقویت کنی... و سر لخت بودن در واقع رهاورد غرب است و در حال حاضر نیز که می بینیم در کشورهای اسلامی، عربی و افغانستان و هندوستان و .... سر لخت هستند بخاطر تقلید از پوشش غرب است. وگرنه لباس همه مردان مشرقی دارای عمامه یا کلاه بوده است.
فاطمه زندی در ۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴: