آنجا که هست بود تو باد بهار چیست؟
وآنجا که هست موی تو مشک تتار چیست؟
زلف و رخ تو معنی لیل و نهار ماست
با بودن تو گردش لیل و نهار چیست؟
باز آ و پا به دیده خونبار ما گذار
تا گویمت که سرو، چه و جویبار چیست؟
ما اختیار در کف جانان نهاده ایم
مختار چونکه یار بود اختیار چیست؟
شد بی حجاب شاهد ما روبرو بما
باز این بلای هجر و غم انتظار چیست؟
خواهی اگر ز حال دل ما شوی خبر
از لاله پرس کاین جگر داغدار چیست؟
ما روزگار را به غم یار طی کنیم
تا در دل این غم است غم روزگار چیست؟
ما در وصال بی خبریم از غم فراق
تا باده در سبوست بلای خمار چیست؟
«حاجب » چو وصل یار میسر بود ترا
این آه و ناله و فزع انکسار چیست؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز احساسات عاشقانه و درد فراق میپردازد. شاعر در آن به زیباییهای معشوق و تاثیر او بر زندگی و احساسات خود اشاره میکند. او سوالاتی مطرح میکند که وجود و زیبایی معشوق چه معنا و تأثیری بر زندگیاش دارد. در عین حال، شاعر از غم و دوری صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه عشق و انتظار میتواند زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. او به دنبال وصال معشوق است و میپرسد که در صورت داشتن یار، چه جای نگرانی و غمی باقی خواهد ماند. شعر به نوعی بیانگر تنهایی و اشتیاق عمیق عاشق به محبوب است.
هوش مصنوعی: در جایی که تو هستی، چرا بهار اهمیت دارد؟ و در جایی که موی تو وجود دارد، چرا عطر مشک اهمیت دارد؟
هوش مصنوعی: زلف و چهرهٔ تو نشاندهندهٔ روز و شب زندگی ماست. با حضور تو، دیگر چه معنی دارد که روز و شب چگونه بگذرد؟
هوش مصنوعی: برگرد و با قدمهای پر از اشک ما را ملاقات کن تا به تو بگویم که درخت سرو و جویبار به چه معنا هستند.
هوش مصنوعی: ما اختیار و اراده خود را به دست محبوب سپردهایم. حالا که یار و محبوبمان در کنار ماست، دیگر نیازی به تعیین سرنوشت نداریم.
هوش مصنوعی: معشوق بدون پوشش و حجاب در مقابل ما قرار گرفت، حالا این درد و رنج جدایی و غم انتظار چه معنایی دارد؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از حال و وضعیت دل ما باخبر شوی، از گل لاله بپرس؛ زیرا این دل سوخته و داغدار من مثل لاله در آتش است.
هوش مصنوعی: ما با غم یار زندگی را سپری میکنیم و تا زمانی که این غم در دل ماست، دیگر چه غمی از روزگار برای ما اهمیت دارد؟
هوش مصنوعی: ما در لحظههای وصال و نزدیکی به محبوب، از غم دوری و جدایی بیخبر هستیم. تا وقتی که شراب در کوزه است و خمار (مست کردن) ما را در بر گرفته، دردی به نام خماری احساس نمیکنیم.
هوش مصنوعی: وقتی که امکان وصال معشوق برای تو فراهم است، چرا این همه آه و ناله و اضطراب را تحمل میکنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این چرخ گرد گرد کواکب نگار چیست؟
وین اختر ستیزه گر کینه کار چیست؟
هان! ای حکیم، هرچه بپرسم ترا، بگوی
تا منکشف شود که درین پود و تار چیست؟
پروردگار نفس بباید شناختن
[...]
ای باد صبحدم خبر آن نگار چیست
آخر هوای آن صنم گل عذار چیست
گر نیست میل او سوی ما همچو سرو ناز
نازش ز حد برفت همه انتظار چیست
گویند دوستان که مده دل به دست او
[...]
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست، گو سببِ انتظار چیست؟
هر وقتِ خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست
پیوندِ عمر بسته به موییست هوش دار
[...]
ما را به جز گدایی میخانه کار چیست؟
کاری که قسمت ازلست اختیار چیست؟
چون بیوفاست غمکده دهر می بیار
بودن درین سرای دمی هوشیار چیست؟
آغاز کار دهر که دانست کان چه بود
[...]
مست آمدم به معرکه، آیین کارچیست
دشمن کدام و مطلب از کار و بار چیست
چون خار و گل ز شاخچه ی عدل می دهد
این عین تازه رویی و این شرمسار چیست
هم زهر چشم و هم نگه از باب خوبی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.