نزد ما خوبترین هدیه به عالم ادب است
که ادب مهر ووفا را، به حقیقت حسب است
به ادب کوش و خود از اصل و نسب دور، بدار
همه دانند ادب حاصل اصل و نسب است
یار، افروخته رخ آمد و افراخته قد
ای خوش آن عاشق سرگشته که اندر طلب است
خاک پای عجم امروز، به فرهنگ و کمال
توتیائی است که روشن کن چشم عرب است
هر که را نیست سر عشق مجو، زو ثمری
شجر بی ثمر از روی حقیقت حطب است
مرد را علم و عمل به بود از مال و منال
عبث آنکو که گرفتار پرند و قصب است
خیمه سلطنت فقر کنون گشت بلند
«حاجبا» مژده که هنگام نشاط و طرب است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به اهمیت ادب و فرهنگ در زندگی انسانها اشاره دارد و بیان میکند که ادب اصلیترین هدیهای است که به عالم انسانیت تقدیم میشود. شاعر تأکید میکند که ادب نتیجه اصالت و نسل است و باید به آن توجه ویژهای شود. او همچنین عشق و جستجوی آن را مهم میداند و ذکر میکند که هر کسی که عشق نداشته باشد، مانند درختی بیثمر است. از نظر شاعر، علم و عمل از مال و ثروت ارزشمندتر است و در نهایت وضعیت سلطنت و فقر را به تصویر میکشد و به تحولی خوشایند در زمان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به نظر ما بهترین هدیه در دنیای ادب، رفتار نیک و با وفا است که واقعاً نشاندهندهی اصل و نسب انسانی میباشد.
هوش مصنوعی: به ادب تلاش کن و خود را از مسایل خانوادگی دور نگهدار، زیرا همه میدانند که ادب نتیجه و میوه اصل و نسب خوب است.
هوش مصنوعی: دختر زیبایی با چهرهای درخشان و قامت بلند به سراغم آمده است. چه خوشحال است عاشق شیدایی که در جستجوی اوست.
هوش مصنوعی: خاک پای ایرانیها امروز، به خاطر فرهنگ و علم، مانند تکهای از خاکی است که چشم عرب را روشن میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی عشق را در دل ندارد، او را نباید جستجو کرد؛ زیرا او مانند درختی میشود که میوهای ندارد و حقیقتاً چوبی بیفایده است.
هوش مصنوعی: انسان باید علم و عمل داشته باشد تا ارزشمند باشد و دارایی و ثروت به تنهایی هیچ فایدهای ندارد. افرادی که به چیزهای بیهوده مشغولند، در واقع در دام وابستگیها و مشکلات خود گرفتار هستند.
هوش مصنوعی: خیمه سلطنت فقر اکنون به اوج خود رسیده است، ای حاجبا! بشارت بده که اکنون زمان شادی و شادمانی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قاضی اسعد که عمید است او خزاعی نسب است
مرکز دانش و سرمایه و فضل و ادب است
به عجم زاده ولی فخر نژاد عرب است
دیدن طلعت میمونْش طرب را سبب است
سخت عالی نسب و خوشخط و نیکو لقب است
[...]
روز می خوردن و شادی و نشاط و طرب است
ناف هفته است اگر غرهٔ ماه رجب است
برگریزان به همه حال فرو باید ریخت
به قدح آنچه از او برگ و نوای طرب است
مادر باغ سترون شد و زادن بگذاشت
[...]
آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است
وان نه بالای صنوبر که درخت رطب است
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب است
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
[...]
به دو گیسو مه روی تو نه چندان عجب است
عرصه جلوه خورشید میان دو شب است
جان شیرین به کدامین بسپارم چه کنم
دو دلم در دل من تا هوس آن دو لب است
نه وفا از تو به دل میگذرانم نه وصال
[...]
عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است
زردی چهره خورشید ز درد طلب است
یک زمان بی دم گرم و نفس سرد مباش
که ز انفاس، همین یک دو نفس منتخب است
مگشا لب به شکرخند که در عالم درد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.