صبح شد ساقیان مست و خراب
در کدو، از سبو کنید شراب
شب تاریک روز روشن شد
الصبوح الصبوح یا اصحاب
صبح شد نوبت صبوحی شد
رخ بشوئید از خماری خواب
صبح شد کرد آفتاب طلوع
تابکی می کشیم در مهتاب
صبح صادق چو شد سهیل دمید
مرد بیچاره کرمک شب تاب
باده ده ساقیا ادب تا چند
بین الاحباب تسقط آلاداب
ما ز خم یافتیم و میخانه
آنچه می خواست زاهد از محراب
سبحه آن دور، را نخواهد زد
که زند دور جام باده ناب
نقد با ساقی است و نسیه به محض
خلد کوثر کوائب الاتراب
چند ساغر، به «حاجب » درویش
داد باید به بانگ چنگ و رباب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، صبح فرا رسیده و ساقیان مست مشغول پر کردن لیوانها از شراب هستند. با طلوع آفتاب، روز روشن گشته و دعوت به بیداری و خوشی میشود. در این فضا، شاعر به لذت مینوشی اشاره کرده و به طرب و شادی دعوت میکند. او معنای حقیقی خوشبختی را در کافه و جمع دوستان میجوید و بر این باور است که زهد و عبادت نمیتواند جایگزین این لذتها شود. همچنین به تداوم این شادی و میگساری اشاره شده است، در حالی که از زیباییهای زندگی و هنر موسیقی نیز یاد میشود.
هوش مصنوعی: صبح شده است و ساقیان سرمست و خراب در کنار کدو حضور دارند، اکنون زمان آن است که از سبو شراب بیاورند.
هوش مصنوعی: شب تیره به صبح روشنی تبدیل شد، ای دوستان.
هوش مصنوعی: صبح فرا رسیده است و زمان آن است که با نوشیدنی دلچسبی، آثار خواب و خستگی را از چهرهمان پاک کنیم.
هوش مصنوعی: صبح فرارسیده و آفتاب طلوع کرده است. ما در نور مهتاب به تماشای زیباییهای طبیعت میپردازیم.
هوش مصنوعی: صبح که روشن شد، ستارهای به نام سهیل درخشید و مردی که بیچاره بود و به شبتابی شبیه بود، از خواب بیدار شد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهای به من بده و کمی ادب را رعایت کن. تا کی باید در جمع دوستان آداب را زیر پا بگذاریم؟
هوش مصنوعی: ما از خم شراب و میخانه چیزهایی را یافتهایم که زاهد در محراب به دنبالش بود.
هوش مصنوعی: زعفران و گلاب بهشتی به من نمیرسند، چون حتی کسی که در حال ذکر گفتن است، نمیتواند از شراب ناب و خوشمزگی آن دور بماند.
هوش مصنوعی: نقد و بررسی در حال حاضر و به شکل واضح و روشن انجام میشود، در حالی که وعدهها و آمالها به آینده و به نعمتهای بیپایان بهشت اشاره دارند.
هوش مصنوعی: چند جام باید به درویش داد تا با صدای چنگ و رباب، دلها را شاد کند و جشن بگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر سؤالی کز آن لب سیراب
دوش کردم همه بداد جواب
گفتمش جز شبت نشاید دید
گفت پیدا بشب بود مهتاب
گفتم از تو که برده دارد مهر
[...]
به چه ماند جهان مگر به سراب
سپس او تو چون دوی به شتاب؟
چون شدستند خلق غره بدو
همه خرد و بزرگ و کودک و شاب؟
زانکه مدهوش گشتهاند همه
[...]
لاله داری شکفته بر مهتاب
مشگ داری گرفته بر مه تاب
مشگ چون موی تو ندارد بوی
ماه چون روی تو ندارد تاب
پیل با عشق تو ندارد پای
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
من مسکین در این رباط خراب
ساخته خانه بر ره سیلاب
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.