گنجور

 
حاجب شیرازی

عطسه مشکبار زد صبح جهان چو رفت شب

لخلخه سای شد صبا باده مشکبو طلب

باده جام جم بکش تا خط جور دمبدم

زانکه تو، هم به جای جم منتجبی و منتخب

باغ بهشت شد عدن دشت بصورت ارم

سرو چمان هر چمن شد به لوازم طرب

نیست نمونه جهل را غیر جسارت و جدل

چیست نشانه علم را به ز کرامت و ادب

پیرمغان به رایگان می دهد و نمی خرد

فر و شهامت و حسب فخر و شرافت و نسب

دختر تاک تا مرا، یافت به کس نباخت دل

دختر بکر چون بود در بر شوهر عزب

گشت زمان صلح کل دوره جنگجو گذشت

توپ و تفنگ بعد از این بی جهت است و بی سبب

پای شرف نهد تو را علم به فرق فرقدان

گر، ادبت بود نسب ور کرمت بود حسب

«حاجب » پارسی تو را نیست حریف و مدعی

پشک به مشک کی رسد عود نمی‌شود حطب

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجه عبدالله انصاری

نوایب الدهرا دبتنی

و انما یوعظ الاریب

قد ذقت حلواً و ذقت مراً

کذاک عیش الفتی ضروب

ما مربؤس و لا نعیم

[...]

ابن یمین

تزهدت فی الدنیا الدنیه کلها

فمالی سوی نیل المعالی مطالب

عشقت المعالی و التکرم مذهبی

و للناس فیما یعشقون مذاهب

جیحون یزدی

درگه رجعت ازحرم فخر عجم شه عرب

بهر وصایت علی آراست منبر از قتب

باوی برشد و ورا بستود از پس خطب

گردید آستین فشان ناقه صالح از طرب

صامت بروجردی

دوری نمی‌کنی چرا ساغر بیهشی ز لب؟

طالب راحتی اگر منزل عافیت طلب

نماد معاد خویش کن دانه اشک نیمه شب

قافله وقت صبحدم رفت و تو مانده عقب

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه