گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۵

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

ای پیک راستان خبر یار ما بگو

احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور

با یار آشنا سخن آشنا بگو

برهم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار

با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو

هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست

گو این سخن معاینه در چشم ما بگو

آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند

گو در حضور پیر من این ماجرا بگو

گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود

بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو

هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر

شاهانه ماجرای گناه گدا بگو

بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان

با این گدا حکایت آن پادشا بگو

جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فشاند

بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو

جان پرور است قصهٔ ارباب معرفت

رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو

حافظ گرت به مجلس او راه می‌دهند

می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پیام نوشته:

غلط املایی در بیت زیر :

جان پرور است قصه ارباب معرفت / رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو

هان بر در است قصه ارباب معرفت / رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو

منبع نسخه خطی انگلستان!

پاسخ: با تشکر، این غلط املایی نیست، تفاوت نسخه‌هاست، متن حاضر مطابق تصحیح قزوینی-غنی است.

ملیحه رجائی نوشته:

پیک راستان = قاصد عاشقان راستین
گل = محبوب
بلبل دستان سرا =عندلیب خوش آواز، عاشق
محتشم = بزرگوار ، محبوب
گدا = در این بیت عاشق
پادشاه = استعاره از معشوق
مامحرمان خلوت انسیم = ما بیگانه نیستیم بلکه ا زآشنایانیم بنا براین خبر محبوب را بگو
تو تیا = سرمه چشم ، گیاهی که نوربخش چشم است.
معاینه = آشکارا ، درمان
مویه = ناله
دوش = دیشب
مرغ چمن = بلبل
آخر = بالاخره ، فی الحال
واقف = آگاه
چه رفت = چه پیش آمد؟ ، چه اتفاق افتاد؟
دیگرت = بار دیگر تو را
ادای خدمت = رساندن ابلاغ بندگی و سلام
غنی = ثروتمند، دارای مقام شاه
پادشاه حسن = محبوب زیبا
معنی بیت ۴ : مصراع اول به دو صورت نوشته شده :
۱- هر کس که گفت خاک ره او نه توتیاست / گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
به آن کسی که گفت خاک راه یار، روشنی بخش چشم نیست، بگو این گفتار را آشکارا در برابر دیده ما بازگو کند!
۲- آنکس که گفت خاک ره دوست توتیاست / گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
به آن کسی که گفت خاک راه یار، روشنی بخش چشم است، بگو این گفتار را برای شفای چشمان ما بازگو کند!
معنی بیت ۵: به آن کسی که از رفتن به میخانه معرفت ما را منع می کند بگو که این ایراد و گله را در نزد پیرو مرشد ما بازگو تا با هدایت او دست از انکار ما بازداری.

ارباب نوشته:

درد هجری کشیده ام که مپرس
زهر هجری کشیده ام که مپرس

شمس الحق نوشته:

بیتی که ارباب آورده مربوط به این غزل نیست وازغزل دیگری ازحافظ است و هردو مصراع هم اشتباه است . شکل صحیح بیت اینست :
درد عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری چشیده ام که مپرس
بیت بعدی هم تا آنجا که بخاطر دارم اینست :
گشته ام در جهان وآخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
علت آوردن این بیت به اشتباه درمکان اشتباه توسط ایشان برحقیرپوشیده است .
بعد التحریر : جستجوی گنجوراطلاع میدهد که ابیات مذکور در بالا از غزل شماره ۲۷۰ حافظ است .

حنظله نوشته:

فدای حسن خداداد او شوم که سراپا / چه شعر حافظ شیراز انتخاب ندارد ( عاشق این غزل حافظم مخصوصا وقتی که این غزل رو از زبان حاج آقا بیات راوی طلاییه می شنوم .

عنایت الله قربانی نوشته:

بسم الله الرحمن الرحیم
هر وقت به شلمچه می روم این غزل را زمزمه می کنم.
جانها ز دام زلف چو بر خاک می فشاند
بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو

حامد رفیعی نوشته:

احسنت به جناب ارباب
درسته که اشتباه نوشتن
اما اهلش میدونن که چرا این بیت رو در جواب غزل بالا آوردن
ارباب جان با شهدا محشور بشی…

خسروی نوشته:

به نظر میرسد این شعر بی ارتباط با داستان کربلا نیست

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

……………… قصۀ ارباب معرفت
رمزی برو بپرس و حدیثی بیا بگو

هان بر در است: ۲ نسخه (۸۱۹، ۸۲۲) خانلری، عیوضی

هان نادر است: ۱ نسخه (۸۲۳)

جان‌پرور است: ۱۹ نسخه (۸۲۷، ۸۴۳ و ۱۷ نسخۀ دیگر) قزوینی، نیساری، سایه، خرمشاهی

غزل ۴۰۷ در ۳۲ نسخۀ مکتوب در قرن نهم هجری مندرج است و بیت فوق در ۱۰ نسخه از جمله نسخ مورخ ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۸ و ۸۲۱ نیست. از نسخه‌های کهن، نسخه‌های مورخ ۸۰۱، ۸۲۴، ۸۲۵ خود غزل را ندارند.

ضبط سه نسخۀ کهن‌تر دشوارتر است. مشکل توان باور کرد که در آنها “جان‌پرور است” به “هان بر در است” یا محرف آن (هان نادر است) تبدیل شده باشد بلکه عکس آن محتمل است. نقل به مضمون از گفتۀ دکتر حمیدیان در “شرح شوق” با ضبط اقدم نسخ بیانی هنری‌تر به کار گرفته شده است و قصّه به کسی تشبیه شده است که پشت در است و می‌توان رفت و از او رمزی پرسید و برای دیگران ارمغان آورد. ضبط اکثر نسخ گنگ است و معلوم نیست از چه کسی باید رمز را پرسید. دکتر محمد جعفر محجوب نیز ضبط اقدم نسخ را درست دانسته است.

مصرع دوم:

بپرس و حدیثی: ۱۲ نسخه (۸۱۹، ۸۲۲ و ۹ نسخۀ دیگر) عیوضی

بپرس، حدیثی: ۱۰ نسخه (۸۲۳، ۸۲۷، ۸۴۳ و ۷ نسخۀ دیگر) قزوینی، خانلری، نیساری، سایه، خرمشاهی

این “واو” هم معنی را وسیعتر و هم شعر را روانتر می‌کند.
*******************************
*******************************

کانال رسمی گنجور در تلگرام