گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

بی مهر رخت روز مرا نور نماندست

وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست

هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

می‌رفت خیال تو ز چشم من و می‌گفت

هیهات از این گوشه که معمور نماندست

وصل تو اجل را ز سرم دور همی‌داشت

از دولت هجر تو کنون دور نماندست

نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید

دور از رخت این خسته رنجور نماندست

صبر است مرا چاره هجران تو لیکن

چون صبر توان کرد که مقدور نماندست

در هجر تو گر چشم مرا آب روان است

گو خون جگر ریز که معذور نماندست

حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده

ماتم زده را داعیه سور نماندست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » طریق کام‌بخشی – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شادان کیوان نوشته:

این غزل برای من توأم با حال و هوایی دیگر است که با اجازهُ دوستان عرص میکنم.
در سال مادر مرحومم از روح پاکش جویای حالات و روحیاتش قبل از وفاتش شدم چرا که بواسطه دوری از ایران به دیدار آخر نایل نشده بودم. پس با خودم نیت کردم و از او خواستم که حالاتش را با خواجه در میان گذارد و از خواجه طلبیدم که رابط من با روح مادرم باشد. این غزل آمد که بسیار سوزناک بود و میدانم که بیت به بیت آن هم عین واقعیت بود. ضمن طلب مغفرت برای روح مادرم، از روح بلند خواجه هم بسیار سپاسگزار شدم که اینچنین روشن و روان این دوستدار حقیرش را مورد خطاب قرار داد.

صفا نوشته:

البته به اعتقاد من یه اشکال کوچک هست در تایپ این غزل؛ و آن مصرع “وصل تو اجل راز سرم دور همی داشت” هست که به اشتباه، تایپ کاراکتر فاصله بین حرف “را” و “ز” معنی مصرع رو دگرگون میکنه. یعنی اگر بخوانیم: “وصل تو اجل را ز سرم دور همی داشت” به اعتبار واژه “اجل” (به معنی صفت تفضیلی برتر و بهتر - به نحوی شایسته تر، به نحوی بهتر)، معنای منطقی مصرع دچار خدشه میگردد. اما اگر بین حرف “را” و “ز” فاصله ای تایپ نشود؛ میخوانیم “راز” بنابراین منطق معنوی مصرع محفوظ خواهد ماند.

برای صحت سنجی ادعای فوق، پیشنهاد میگردد، قرائت دکتر موسی گرمارودی، حافظ شناسی که به گواه استاد بهاء الدین خرمشاهی، صحیح ترین قرائت ممکن موجود در ایران را در نرم افزار لسان الغیب ارائه داده اند را گوش فرا دهید:
http://mastaneh.ir/hafez/ghazal/ghazal-38

امین کیخا نوشته:

شادان جان روانش به سایه سار بهشت همخور و دمساز اگاهان و پاکان باد و پروردگار امرزیدار دلجویی تو کناد و خواجه ما حافظ نکونام را جایگاه فرارون تر برین تر دهاد

قاسم فطری نوشته:

مصرع دوم بیت دوم “دور از رخ تو” به دومعنی است معنی اول : “از دوری تو چشمم بینایی را ازدست داده “ومعنی دوم ومعقول تر:”از روی تو دور باد یاهمان اصطلاح دور ازجان شما”

میرذبیح الله تاتار نوشته:

سلام
این غزل حافظ در زمان جوانی ها وشوروعشق جوانی سروده شده است:
بیت مقطع آن خیلی زیباست
حافظ اندوهگین جزگریه به خنده روی نمی آورد برای ماتم زده شادی و سرور مفهومی ندارد.

سهیل قاسمی نوشته:

دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده ست. بقول امروزی ها دور از جون شما…
بیت سوم خیال ِ مخاطب صحبت می کند. خیال ِ تو از چشم ِ من می گذشت و گفت ای دریغا که این گوشه (گوشه ی چشم) تبدیل به ویرانه شده است و هیچ چیز باقی نمانده است!
بیت چهارم و پنجم را به هم مرتبط تصور می کنم. یعنی دور نمانده ست ٍ بیت ِ چهارم می چسبد به نزدیک شد ِ بیت ِ پنجم.
می گوید وصل ِ تو اجل را از من دور می کرد. اما از صدقه سر ِ هجران ِ تو دیگه چیزی نمونده! نزدیک شد آن لحظه که مراقب ِ تو بگوید این خسته ی رنجور، از دوری ِ رخ ِ تو از دنیا رفت.
بیت ششم: می دانم که چاره ی هجران ِ تو صبر کردن است اما چگونه صبر کنم که دیگر طاقت ندارم.

اگر در هجر ِ تو از چشم ِ من اشک روان است به چشم من بگویید اشک فایده ندارد تو باید خون جگر بریزی چون دیگر بهانه ای برای هیچ چیز باقی نمانده.

گمنام-۱ نوشته:

جناب قاسمی،
به گمانم ( دوراز جونتون) در تفسیر بیت :
دور از رخ تو ، چشم مرا نور نماندست.
به خاکی زده اید!
میفرماید : روشنی چشم من از دیدار تو حاصل بود
نک که تو نیستی نوری در چشم من نمانده است
“نور چشمی” شاعر بوده است، به همین آسانی!

کانال رسمی گنجور در تلگرام