غزل شمارهٔ ۲۰۴
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم میکشت
معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس
جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن که رخت شمع طرب میافروخت
وین دل سوخته پروانه ناپروا بود
یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب
آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود
یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی
در میان من و لعل تو حکایتها بود
یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی
در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود
یاد باد آن که به اصلاح شما میشد راست
نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
داریوش نوشته:
با سلام
سوال: ارتباط مابین مصرع اول و دوم بیت اول را نمیدانم و هرقدر سعی کردم رابطه ای پیدا کنم نتوانستم . لطفا” اگر کسی میداند مرا راهنمایی کند.
باتشکر
د.خ نوشته:
سوال آقای داریوش برای بنده هم مطرح میباشد و به نظر میرسد اساسا” منظور خواجه شیراز در مصرع دوم کاملا” مبهم میباشد. اگر مصرع دوم را به این صورت معنی کنیم که “لطف و مهر و محبت تو باعث شده است که چهره و سیمای من شاداب و خندان باشد” باز هم رابطه مصرع اول ودوم نا مشخص میباشد. اگر کسی معنی دقیق بیت را میداند من هم خوشحال میشوم .
محمد رضا نوشته:
به نظر من نکته مبهمی در بیت اول این شعر وجود ندارد. حافظ در این بیت، خاطره ای از مهر و عنایت پنهان معشوق نسبت به عشاق را بیان کرده است.
یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود
(یاد آن روزها بخیر که بصورت پنهانی به ما توجه و عنایت داشتی)
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
(و آثار این تفقد و مهر تو نسبت به عاشقان، به خاطر شادی ناشی از این محبت و توجه، در چهره عشاق نمایان و آشکار بود)