گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۹

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد

صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد

سیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرد

در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد

یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار

کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد

ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت

وان شوخ دیده بین که سر از خواب برنکرد

می‌خواستم که میرمش اندر قدم چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

جانا کدام سنگ‌دل بی‌کفایت است

کو پیش زخم تیغ تو جان را سپر نکرد

کلک زبان بریده حافظ در انجمن

با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

الهه نوشته:

بازم زیبا ، مثل همیشه. گاهی موقع خوندن غزلهای حافظ وقتی معنی بیت یا کلمه ای رو نمی فهمیدم از یه عزیزی راجع به معنیش سوال میکردم . کاش الان هم بود و میتونستم معنی بیت ۳ و ۶ رو ازش بپرسم.
باید از مسئول وب سایت بازم تشکر کنم ، مجموعه خیلی با ارزشی دارین.

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

غزل در مورد رابطه ی حافظ با شاه شجاع در دوره ی دوم حکومت شاه است که به علت رک گویی حافظ شاه از او عصبانی است و دستور داده است که او را به حضورش راه ندهند و داستان از این قرار است که شاه شجاع در مورد غزل های حافظ ایراد می گیرد که ابیات از هم گسسته و در یک موضوع واحد سخن نمی گوید و سپس از اشعار خود تعریف می کند و دیگران نیز سخن او را تصدیق می کنند . حافظ خیلی خونسرد جواب می دهد که البته همینطور است و اشعار شاه از بنده زیباتر و بهتر است اما نمی دانم چرا اشعار من تا چسین و ماچین رفته است و شعر سلطان هنوز در شیراز درجا می زند !! و شاه که به عمق سخن پی می برد و نزد بزرگان بی اعتبار می گردد کینه ی حافظ را در دل می گیرد و تا زمان مرگ نیز آن رابطه و دوستی که بین او و حافظ در دوره ی اول حکومتش بود به وجود نیامد هر چند حافظ با سرودن چنین غزل هایی سعی در رفع کدورت داشت و حافظ چندین غزل در این مورد دارد . با دانستن این شان نزول بیت سوم و ششم قابل درک است . در بیت مقطع هم اشاره به همان زیبا درازی خود می کند . و بیت ششم هم در حقیقت عذر سخنی را که گفته است می آورد و کل غزل در حقیقت حافظ از سخنی که گفته است و می داند که شاه را آزرده است ، عذر خواهی می کند

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

متاسفانه در متن چند غلط املایی وجود دارد مانند ( چین ) که ( چسین ) درج گردیده و … به بزرگی خویش باید ببخشید . در مورد بیت مقطع ( حافظ از زبان درازی ) صحیح است

شمس الحق نوشته:

شرح سرخی جان سلام برشما
همچنانست که میفرمایی و صد چندانست که فرمودی و آیا قصۀ پرسش سوگلی شاه شجاع از حافظ را هم شنیده اید که در خصوص بیت” گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند” با اصرار میپرسد که آن گل کاه هم داشت یا نداشت و هرچه حافظ تجاهل میکند اصرار بیشتری میورزد تا عاقبت حافظ مبفرماید که آری داشت خاتون کاه داشت وگرنه چه نمیشد ؟!!
که امشب من زرت وزورت زیادت کردم بس است دیگر نمیکنم شما بگو .

کمال نوشته:

باسلام وروزبخیر

فالی درمدح غزل فوق:
ای صاحب فال، گاهی اوقات اتفاقی پیش
می آیدکه خارج ازبرنامه وتوقع انسان است،
ولی بایدخودراباشرایط پیش آمده وفق داد
سفرآخرت ومرگ هم جزء این نوع اتفاقات،
غیرمنتظره می باشدکه هیچ کارش نمیتوان
کرد،ازدست دادن دوست ،شماراغافلگیر،،،،،،،
کرده است،این رسم زمانه است وبایدشکر،،،
خداوندبه جای آورده وبایاداوبه ادامه ،،،،،،،،،
زندگی پرداخت.

روزخوش

علی۹۹ نوشته:

تفسیر شرح سرخی را خواندم
عبارت زارت و زورت استاد شمس الحق را هم دریافتم
در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست
فهم ضعیف رای فضولی چرا کند

کانال رسمی گنجور در تلگرام