ساقی بیار باده که دوشم خیال دوست
بر گوش جان رساند نوید وصال دوست
پرداختم سراچۀ دل از خیال غیر
تا با فراغ بال درآید خیال دوست
چون گوی اگر اشارۀ چوگان کند سرم
پیش از بدن رود زپی اتصال دوست
جان میدهم چو شمع سحرگه گر آورد
پروانه وصال بَرید شِمال دوست
ساقی بیار مِی که به من پیر می فروش
در جام باده داد نشان جمال دوست
دایم دهد نوید وصالم ولی چه سود
باور نمیکند دل عاشق محال دوست
صد گونه دام در ره ما می نهاد چرخ
تا مرغ دل نبود گرفتار خال دوست
دیگر چه غم ز لشگر خونخوار دشمنم
چون گشت مُلک هستی من پایمال دوست
ای دل مبُر امید که هم رحمت آورد
بیند به کام دشمن اگر دوست حال دوست
مشتی گدا به نقد وصالش طمع کنند
گر پردها جمال نباشد جلال دوست
برخیز ازین میانه غبارا که مشکل است
با خاکیان راه نشین اتّصال دوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق به وصال محبوب است. شاعر به ساقی میگوید که باده بیاورد تا به یاد دوستش بنوشد و از غم فراق او رها شود. او دلش را از خیال دیگران پاک کرده تا فقط به یاد دوستش باشد. شاعر احساس میکند که برای رسیدن به دوستش، حتی جانش را نیز میدهد و میخواهد با هر وسیلهای به او نزدیک شود. او از مشکلات و موانع مسیر عشق میگوید و تأکید دارد که در عین خطرات، عشق به دوستش همچنان برایش اهمیت دارد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که امید به وصال باید همچنان زنده بماند، حتی اگر مشکلات و دشواریها وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب بیاور که شب گذشته، خیال دوست به جانم پیام وصال او را رساند.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق دیگری، تمام احساسات قلبیام را کنار گذاشتام تا بتوانم با آرامش و راحتی به یاد دوست بیفتم.
هوش مصنوعی: اگر مانند یک توپ باشم که با چوب چوگان زده میشود، سرم پیش از بدنم به سمت دوستی میرود؛ یعنی دوست برای من آنقدر مهم است که حتی قبل از اینکه بدنم حرکت کند، سرم به سمت او میرود.
هوش مصنوعی: من مانند شمع در صبح زود جانم را فدای عشق میکنم، اگر پروانهام را به وصال دوست برساند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهای به من بده که از آن لذت ببرم و در جام باده، نشانههایی از زیبایی معشوقم را ببینم.
هوش مصنوعی: همیشه به من امید وصال و دیدار میدهد، اما چه فایده که دل عاشق به غیر ممکن بودن دوست ایمان ندارد.
هوش مصنوعی: چرخ روزگار صدها تله برای ما مینهد تا دل ما به عشق و زیباییهای دوست گرفتار نشود.
هوش مصنوعی: دیگر چه غم و ناراحتی از لشکر وحشی دشمنم دارم وقتی که سرزمین وجودم زیر پا رفیق و دوستم قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: ای دل، ناامید نشو، زیرا ممکن است رحمت و بخشش به کسی برسد که در دلش دشمنی دارد. اگر دوستی در شرایط بدی باشد، انتظار نمیرود که او خوشحال باشد.
هوش مصنوعی: بعضی از فقرا فقط به خاطر زیبایی ظاهری معشوق به او نزدیک میشوند، اما اگر زیبایی و جلال او نباشد، هیچکس به او لحاظ نمیکند.
هوش مصنوعی: از این میان برخیز و خود را از غبارها جدا کن، زیرا برقراری ارتباط با دوستان برای کسانی که در تماشا و دنیا غرق شدهاند، سخت و دشوار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست
بختم نخفته بود که از خواب بامداد
برخاستم به طالع فرخنده فال دوست
از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت
[...]
دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست
بر بوی دانها که بدیدم ز خال دوست
دل را چه قدر و قیمت و جان چیست؟ کین دو رفت
وندر خجالتیم هنوز از جمال دوست
جانش چگونه تحفه فرستم؟ کزوست جان
[...]
جانم خیال شد به خیال خیال دوست
دل بیقرار گشت به عشق وصال دوست
هر کس به آرزوی جمالست در جهان
مائیم و آرزوی خیال جمال دوست
مهر منیر چیست شعاعی ز روی یار
[...]
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست
بر خوردن از درخت امید وصال دوست
افزون زرخت نو شده حسن و جمال دوست
از زیور وزرست زیادت کمال دوست
رخت به گزیده و والای سیبکی
[...]
بختم مدد نداد که بینم وصال دوست
ای کاشکی ز دور به بینم جمال دوست
از جان و از جهان بهوایش برآمدم
بیرون نرفت از دل و جانم خیال دوست
جان و دلم همیشه لگدکوب عشق اوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.