گنجور

 
فیاض لاهیجی

گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی

هر کجا که بنشینی در کنار ما باشی

رنگ ناپذیرستی به که در تماشایت

ما ز خود رویم و تو یادگار ما باشی

خود به خود نپردازی زان به ما نپردازی

گر به فکر خویش افتی بی‌قرار ما باشی

ما ز خود برون رفتیم تا مگر درون آیی

خود که‌ایم ما تا تو دزد یار ما باشی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اوحدی

بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی

از میان بنگریزی، در کنار ما باشی

دل چو در بلا افتد، رحمتی کنی بر دل

غم چو فتنه انگیزد، غمگسار ما باشی

چشمت ار کمان گیرد، پایمرد دل گردی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه