ای فتنه یک دم آی ز بالای زین فرو
شورِ زمانه خاسته یک دم نشین فرو
با قامتی چنین چو به گلشن گذر کنی
سرو از خجالت تو رود در زمین فرو
دلها چو نافه در شکنش بس که خون شدند
ناید ز ناز زلف ترا سر به چین فرو
آئین کفرو سجدة بت نیز عالمی است
زاهد چه رفتهای همه در فکر دین فرو!
فیّاض حاصلی ندهد بهر این حیات
رفتن به بحر غصّه و غم این چنین فرو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دعوت از عیش و خوشی میپردازد و از شنیدن آهنگ غم و درد سخن میگوید. او دنیای خاموشی را با نغمههای نیستی و فنا آمیخته میکند و از عشق و عشقورزی صحبت میکند. شاعر به طواف در کعبه و عشق در کوی معشوق اشاره میکند و میگوید که دلهای آزاد از عشق محرومند. او نسبت به زهد و گوشنشنیدن از لذتها انتقاد میکند و در نهایت از شنیدن نالهها و درد دیگران دعوت مینماید. این شعر در تلاش است تا احساسات انسانی را در برابر عشق، درد و خوشی بیان کند.
هوش مصنوعی: ای فتنه، لحظهای به پایین زین بیا و بیفکن بر زمین آشوب زمانه را. لحظهای در جا بنشین و همه چیز را بنگر.
هوش مصنوعی: وقتی با قامتی اینچنینی از میان گلستان عبور کنی، سروها از شرم به زیر زمین فرو میروند.
هوش مصنوعی: دلها مانند یک ریسه نرم و حساس در هم تنیده شدهاند و به خاطر غم و اندوه، خون آلود شدهاند. زیبایی و ناز زلف تو باعث شده که سرها به نشانه تسلیم و محبت در برابر آن پایین بیفتد.
هوش مصنوعی: کسی که به پرستش بت مشغول است نیز جهان خاصی دارد و کسی که زاهد و پارسا است، نباید از حقیقت دور شود. تو هم باید مراقب باشی که همه در فکر دینداری خود هستند.
هوش مصنوعی: کسی که بخشندگی و فراوانی ندارد، نمیتواند بهرهای از زندگی به دست آورد، و در این مسیر، غصه و اندوه را تجربه خواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.