لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
سوزنی سمرقندی

ای صدر دین و دنیا بادا بقای تو

منشیندا کسی بجز از تو بجای تو

بیگانه باد با تو غم و آشنا طرب

بادا ببحر لهو طرب آشنای تو

بر کلک تست تکیه گه ملکت زمین

وز قدر بر سپهر برین متکای تو

کلک تو چون عصای کلیم پیمبر است

پیدا در و کرامت بی منتهای تو

بر کلک خویش تکیه زن اندر ثبات ملک

او اژدهای دشمن تست و عصای تو

اندر شفای تست همه خلقرا شفا

زانرو همی خوهند خلایق شفای تو

ای مهتران ملک همه زیر دست تو

وی سروران دهر همه خاک پای تو

یک موی تو که قیمت جان خلایقست

هست این کمین فضیلت قدر و بهای تو

ارزنده ای بدان که فشانند بر تو جان

ای صد هزار جان گرامی فدای تو

خردی که سوی خلد شد از نسل بزرگ

بادا کمی بقاش فزونی بقای تو

او را هزار سال بقا بود و حق نخواست

تا در بقای خویش نبیند فنای تو

بود از عطای یزدان نزد تو تا کنون

واکنون بنزد رضوان بود او عطای تو

فرخ لقای خویش نهان کرد از جهان

در آرزوی فرخ و میمون لقای تو

رفت از سرای خویش بتخت و سرای خلد

اندر دریغ و حسرت تخت و سرای تو

خاطر همه بمدح سرائیت بسته کرد

وین مرثیت نگوید مدحت سرای تو

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مسعود سعد سلمان

در کوه پیش کبکان خواندم ثنای تو

کبکان شدند بسته به دام بلای تو

بر چشم سرمه کرده دویدند تا همه

روشن کنند دیده به عز لقای تو

امیر معزی

ای چرخ پیر بندهٔ تدبیر و رای تو

ای اختران چرخ همه خاک پای تو

هرچند روشن‌اند و بلند آفتاب و ماه

دارند روشنی و بلندی ز رای تو

جز کردگار عالم و سلطان روزگار

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
قوامی رازی

ای فخر روزگار من اندر ثنای تو

با دست عمر آنکه نجوید رضای تو

دارنده جهانی و جان آفرین خلق

منت بود که جان بدهند از برای تو

هربنده ای که طاعت تو ناورد به جای

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

ای بر میان چرخ کمر از وفای تو

وی بر زبان خلق دعا و ثنای تو

آراستست خطبه بفرخنده نام تو

وافروختست سکه بفر و بهای تو

انصاف نوبهار ز تاثیر عدل تست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جمال‌الدین عبدالرزاق
کمال‌الدین اسماعیل

از بس که مسرفست بدادن سخای تو

خواهنده را ملال گرفت از عطای تو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه