ای صدر دین و دنیا بادا بقای تو
منشیندا کسی بجز از تو بجای تو
بیگانه باد با تو غم و آشنا طرب
بادا ببحر لهو طرب آشنای تو
بر کلک تست تکیه گه ملکت زمین
وز قدر بر سپهر برین متکای تو
کلک تو چون عصای کلیم پیمبر است
پیدا در و کرامت بی منتهای تو
بر کلک خویش تکیه زن اندر ثبات ملک
او اژدهای دشمن تست و عصای تو
اندر شفای تست همه خلقرا شفا
زانرو همی خوهند خلایق شفای تو
ای مهتران ملک همه زیر دست تو
وی سروران دهر همه خاک پای تو
یک موی تو که قیمت جان خلایقست
هست این کمین فضیلت قدر و بهای تو
ارزنده ای بدان که فشانند بر تو جان
ای صد هزار جان گرامی فدای تو
خردی که سوی خلد شد از نسل بزرگ
بادا کمی بقاش فزونی بقای تو
او را هزار سال بقا بود و حق نخواست
تا در بقای خویش نبیند فنای تو
بود از عطای یزدان نزد تو تا کنون
واکنون بنزد رضوان بود او عطای تو
فرخ لقای خویش نهان کرد از جهان
در آرزوی فرخ و میمون لقای تو
رفت از سرای خویش بتخت و سرای خلد
اندر دریغ و حسرت تخت و سرای تو
خاطر همه بمدح سرائیت بسته کرد
وین مرثیت نگوید مدحت سرای تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و عظمت یک شخصیت بزرگ اشاره دارد که به عنوان محور دین و دنیا معرفی شده است. شاعر از بقا و دوام او درخواست میکند و میخواهد که هیچ غمی با او همراه نباشد و همه چیز به شادی و خوشی او مربوط شود. او را به عنوان ملکه زمین و تکیهگاهی در افلاک میستاید که قدرت و کرامتش از عصای کلیم پیامبر هم بیشتر است.
شاعر بر این باور است که در وجود او شفای تمام مخلوقات نهفته است و همگان به دنبال نیکویی و برکت او هستند. او همچنین به مقام والای این شخص در میان دیگران اشاره میکند که حتی یک موی وی نیز از جان مردم با ارزشتر است. در نهایت، شاعر از مقام و بزرگی او در نزد خداوند و آرزوی دیگران برای دستیابی به لقای او صحبت میکند و حسرت کسانی که از او دور ماندهاند را بیان میکند. شعر به طور کلی فصاحت و بلاغت را در ستایش محبوبی میآورد که با ویژگیهای خاص خود، دلها را تسخیر کرده است.
هوش مصنوعی: ای عظمت دین و دنیا، امیدوارم همیشه پایدار بمانی و هیچکس به جای تو نباشد.
هوش مصنوعی: ای کاش غم از تو دور باشد و شادی و سرور همواره همراهت باشد، مانند آبی که سرشار از لذت و شادمانی است و تو را به خاطر سرگرمیات که آشنای توست، خوشحال کند.
هوش مصنوعی: بر روی قلم تو، مکان سلطنت تو بر زمین است و از جایگاه تو در آسمان، تکیهگاه تو مشخص میشود.
هوش مصنوعی: خط تو مانند عصای حضرت موسی است، که نشانهای از قدرت و کرامت بیپایان تو را نمایان میسازد.
هوش مصنوعی: به خودت اعتماد کن و بر قوه و تواناییهایت تکیه کن، زیرا قدرت و استحکام تو مانند یک ملک است. دشمن تو که در اینجا به شکل اژدها تجسم شده، نشاندهنده خطرات و چالشهایی است که با آن روبرو هستی. در این میان، عصای تو به معنای ابزار و امکاناتی است که به تو کمک میکند تا بر این مشکلات غلبه کنی.
هوش مصنوعی: همه انسانها به خاطر شفا و درمانی که در وجود توست، آرزوی بهبودی و سلامتی دارند.
هوش مصنوعی: ای آقایان و بزرگواران کشور، همه تحت فرمان تو هستند و ای سردمداران زمان، همه در برابر تو به خاک افتادهاند.
هوش مصنوعی: یک تار موی تو، که جان انسانها به اندازهای برایش ارزش دارد، نشاندهندهی عظمت و اهمیت توست.
هوش مصنوعی: ارزش واقعی تو را بدان که جانهای بسیاری به خاطر تو نثار میشوند، ای کسی که صد هزار جان عزیز برای تو فدای میشود.
هوش مصنوعی: خردی که به سمت بهشت رفته، از نیاکان بزرگ ماست. امیدوارم که مدت زمان زندگی تو بیشتر شود.
هوش مصنوعی: او هزار سال زنده ماند، اما حق نمیخواست که در ماندگاری خودش، فنا و زوال تو را ببیند.
هوش مصنوعی: از نعمتهای خداوند تا به حال نزد تو بوده و اکنون نیز نزد رضوان قرار دارد؛ این نعمت، نتیجه سخاوت و عطای توست.
هوش مصنوعی: او دیدار خوش خود را از دیگران پنهان کرده و تنها در آرزوی دیدار نیک و خوش تو به سر میبرد.
هوش مصنوعی: او از خانهاش به سوی تخت و باغ بهشت رفت و اکنون در حسرت و افسوس بر تخت و خانهی توست.
هوش مصنوعی: همه به خاطر مدح و ستایش تو تحت تأثیر قرار گرفتند و این مرثیهای که گفته میشود، نمیتواند به اندازهی ستایش تو باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در کوه پیش کبکان خواندم ثنای تو
کبکان شدند بسته به دام بلای تو
بر چشم سرمه کرده دویدند تا همه
روشن کنند دیده به عز لقای تو
ای چرخ پیر بندهٔ تدبیر و رای تو
ای اختران چرخ همه خاک پای تو
هرچند روشناند و بلند آفتاب و ماه
دارند روشنی و بلندی ز رای تو
جز کردگار عالم و سلطان روزگار
[...]
ای فخر روزگار من اندر ثنای تو
با دست عمر آنکه نجوید رضای تو
دارنده جهانی و جان آفرین خلق
منت بود که جان بدهند از برای تو
هربنده ای که طاعت تو ناورد به جای
[...]
ای بر میان چرخ کمر از وفای تو
وی بر زبان خلق دعا و ثنای تو
آراستست خطبه بفرخنده نام تو
وافروختست سکه بفر و بهای تو
انصاف نوبهار ز تاثیر عدل تست
[...]
از بس که مسرفست بدادن سخای تو
خواهنده را ملال گرفت از عطای تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.