گم شدم از عالم امّا گم نشد نامم هنوز
گشت معلومم که با این پختگی خامم هنوز
توبه از میخوارگی کردم ولی از یاد می
میزند تبخالة حسرت لب جامم هنوز
یک نگه کردی و در بیتابیم عمری گذشت
میرمد از سایة من صبر و آرامم هنوز
خاک هم گردیدم و از خجلت شمشیر تو
آب آید بر دهان چون میبری نامم هنوز
عمرها شد کز چمن در بند صیّادم ولی
چشم بر گلزار دارد حلقة دامم هنوز
از می خواهش کشیدم دست و لب، صد ره به آب
تلخی این باده باقی هست در کامم هنوز
همّتم بر عرش شهباز تجرّد میزند
با چنین آزادگی در بند ایّامم هنوز
تا ابد هم ابروانش ناز بر من میکند
زهر چشمش میدهد تلخی بادامم هنوز
گرچه از بالای خود چندین گره دزدیدهام
جامة دنیا نمیافتد به اندامم هنوز
پیر گشتم لیک سودای جوانی در سرست
خندهها بر صبح دارد گریة شامم هنوز
گرچه میداند که فیّاض نصیحت نشنوم
از نصیحت میکُشد زاهد به ابرامم هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ احساسات و تأثیرات عشق و زندگی بر دل شاعر است. او با وجود بالا رفتن سن و پیری هنوز ذوق و شوقی در دل دارد و همچنان به عشق و زیبایی فکر میکند. او به شبنم و غنچهها اشاره میکند و حسرت و غم را در دلش حس میکند، هرچند که ظاهرش دچار تغییرات شده است. علاوه بر این، شاعر از خاطرات و رویاهایش صحبت میکند، و نشان میدهد که عشق و زیبایی همچنان در وجودش تأثیرگذار است. در نهایت، با وجود فشار زمان و مصائب زندگی، او همچنان در فکر و احساساتش به تصویر عشق و زیبایی پایبند مانده است.
هوش مصنوعی: در دنیای پیرامون گم شدهام، اما نام و شناختم هنوز به رسمیت شناخته میشود. این نشان میدهد که با وجود رشد و پختگیام، هنوز در برخی جنبهها خام و ناپخته هستم.
هوش مصنوعی: من از نوشیدن شراب توبه کردم، اما هنوز حسرت آن لحظات شیرین در لب جامم باقی مانده است.
هوش مصنوعی: تو با یک نگاه خود، بر بیتابی من تاثیر گذاشتی و سالها سپری شد. حالا صبر و آرامش من به آرامی از کنارم میرود، اما من همچنان در این حالت هستم.
هوش مصنوعی: هرچند که من به خاک تبدیل شدم و از خجالت شمشیر تو، آب در دهانم میآید، هنوز هم وقتی نامم را میبری، تأثیر آن برایم تازه است.
هوش مصنوعی: سالهاست که در چمن گرفتار صیاد هستم، اما هنوز چشمم به گلزار دوخته شده و دام من هنوز در کار خود است.
هوش مصنوعی: از خواست نوشیدن می کنار کشیدم و از شراب دوری کردم، اما با این حال هنوز طعم تلخ آن در دهانم باقی مانده است.
هوش مصنوعی: آرزوی من به اندازهای بزرگ است که گویی بر فراز عرش پرواز میکند، اما با این حال، با وجود این آزادی، هنوز در قید و بند روزگار و زمانه قرار دارم.
هوش مصنوعی: او همیشه با ناز ابروهایش به من نظر میکند و زهر چشمانش هنوز تلخی را در وجودم باقی میگذارد.
هوش مصنوعی: با اینکه از مقام و موقعیتم چندین چیز را به دست آوردهام، اما همچنان لباس دنیا به تن من نمینشیند.
هوش مصنوعی: به رغم اینکه پیر شدهام و زمانی از جوانیام گذشته، هنوز هم آرزوی جوانی در ذهنم هست. خندههایم صبح را شاداب میکند، اما شبها هنوز اشک میریزم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه میداند که من از نصیحتهای او پذیرایی نمیکنم، زاهد همچنان به اصرار و پافشاری بر نصیحت کردن من ادامه میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز
بر امید جامِ لعلت دُردی آشامم هنوز
روز اول رفت دینم در سرِ زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز
ساقیا یک جرعهای زان آبِ آتشگون که من
[...]
گرچه دوری میکنم بیصبر و آرامم هنوز
مینمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز
باورش میآید از من دعوی وارستگی
خود نمیداند که چون آورده در دامم هنوز
اول عشق و مرا سد نقش حیرت در ضمیر
[...]
ذوق وجدان و نظر خالص شد و خامم هنوز
صاف شد می ها ولی من دردی آشامم هنوز
گوش و لب بر مژده دیدار و قاصد در سفر
خانه پر شادی و در راهست پیغامم هنوز
برنمی آید هلال عیدم از ابر امید
[...]
داغ داغم کرد یأس و طالب کامم هنوز
دوزخی در هر بُن مو دارم و خامم هنوز
آبم آتش گشت و خاکم شد ز خاکستر بدل
اندرین ره کس نمی داند سرانجامم هنوز
صدهزاران شب ز آه آتشینم تیره روز
[...]
خاک من بربادرفت ودردی آشامم هنوز
توتیا شد جام ومی باقی است درجامم هنوز
زان فروغی کز رخش افتاد درکاشانه ام
آتشین تبخاله جوشد از لب بامم هنوز
برگرفت از خاک بوی زلف اویک شب مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.