فانوسِ شمع کشتة دل شو نهان بسوز
خاموش چون شرار دل سنگ، جان بسوز
تا سایة غرور نیفتد ترا به سر
بال هما به مجمرة آشیان بسوز
پایی سبک رکاب کن، از خاک، جان برآر
بنمای یک کرشمه و هفت آسمان بسوز
پرتو ز شمع مهر نیفتد بخاک ما
بر کشتگان خویش گذر کن روان بسوز
بر هم زن از غبار عدم عرصة وجود
آتش برآر از دل و هر دو جهان بسوز
شبها که در سراغ خودی در خیالها
از من نشان خویش بگیر و نشان بسوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سخن در مورد احساس گمشدگی شاعر است که با وجود گم شدن از دنیا، نامش هنوز فراموش نشده است. او از میخوارگی توبه کرده ولی هنوز حسرت آن را در دل دارد. در بیتابی و انتظار، صبرش میرود و با وجود خجلت، همچنان نامش زنده است. شاعر به وقعیتهای سخت عمر و بندگی در این دنیای مادی اشاره کرده و این تضاد را حس میکند. گرچه در سن پیری به سر میبرد، ولی هنوز آرزوی جوانی و شادابی در دلش زنده است. او به نصیحتهای زاهدان گوش نمیدهد و همچنان با دغدغههایش دست و پنجه نرم میکند. به طور کلی، این شعر توصیف پیچیدگیهای روح انسانی و نبردهای درونی است.
هوش مصنوعی: شما باید چراغی مانند شمعی برای دل خود بسازید و به آرامی بسوزید. این سوزش باید پنهانی باشد و مانند گرمای دل سنگ، جانتان را بسوزاند.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه غرور و خودخواهی تو را به سمت نابودی بکشاند، بهتر است که برای آرامش و زندگی بهتر به دنبال جایگاهی امن و درست باشی و از مسیری که ممکن است به شکست منجر شود، دوری کنی.
هوش مصنوعی: با پایی سبک و آزاد حرکت کن و از دنیای خاکی جدا شو. نشان بده که میتوانی با زیبایی و ظرافتی خاص، حتی آسمانها را تحت تأثیر قرار دهی و سوزاندهای.
هوش مصنوعی: نور شمع عشق به زمین نمیافتد، بر کشتهشدگان خودت نظر کن و دل را بسوزان.
هوش مصنوعی: خود را از گرد و غبار عدم پاک کن، آتش عشق را از دل خود شعلهور بساز و هر دو جهان را بسوزان.
هوش مصنوعی: در شبها، وقتی به دنبال خود میگردی، از خیالهایم نشانهای از خودت بگیر و آن نشانه را بسوزان.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز
تنها به گوشه ای رو تا می توان بسوز
کردی قبول منصب پروانگی دلا
خود را زدی به آتش او، این زمان بسوز
این شعله در جگر نتوان بیش از این نهفت
[...]
بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما
ای آفتاب داغ شو، ای آسمان بسوز
راهی است راه عشق که ناچار رفتنی است
یوسف تو هم در آتش این کاروان بسوز
بر کوره گلابگر افتاد راه گل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.